دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

گروهی برای دلنوشت های دنبالریون
در این گروه کپـــــی پیســـت ممنوعه و فقط می‌تونین نوشته های شخصی خودتون رو به اشتراک بزارین.



ارسالهای مشکوک به کپی، در گوگل سرچ میشن و در صورت مشاهده‌ی ‌تخلف، حتما برخورد میشه.

جزئیات گروه

شناسه 56
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع روزنوشت و شخصی
ارسال 5223 پست
عضو 766 کاربر
طرفدار 58 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 16
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 31
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 21

کاربران گروه

(763 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دلنوشتِ دنبالریون
شناسه‌: 56 · روزنوشت و شخصی
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
حسین ابراهیمی
حسین ابراهیمی

الان دلم ميخواست اينجا بودم...يكم خنك ميشدم....

مـهـヅیـﮧSG♀[یـآحـُسـیـن]
مـهـヅیـﮧSG♀[یـآحـُسـیـن]

مـَـن بـُـغــض دآرَم . . . یـــ‎ه لــیــوآن آب لـُـدفـَـن .

این ارسال را بازنشر کرده است.
Arshin
Arshin
توسط موبایل در دلنوشتِ دنبالریون

دلم گیر نیست ولی دلگیرم ...!!!

نیلوبانو ^_^
9646dde324d5de082fbe093a3d80a175.jpeg نیلوبانو ^_^
توسط موبایل در دلنوشتِ دنبالریون

جاتون خالی امروز قراره با ها و بریم (اروپا )واسه

آناهیتا
آناهیتا
توسط موبایل در دلنوشتِ دنبالریون

تجربه ام میگه وقتی یه دوست تو رو کمرنگ کرد،تو سعی نکن پررنگش کنی؛تو این دوره باید تو هم کمرنگش کنی.

مـهـヅیـﮧSG♀[یـآحـُسـیـن]
مـهـヅیـﮧSG♀[یـآحـُسـیـن]
توسط موبایل در دلنوشتِ دنبالریون

ایـران بـبـر خـودت ُ خـر نـکـن مـآ عـمـمـون ُ دوس مـی دآریـم

Iman kamran
exb8cr10yntlqshn9l6d.jpg Iman kamran

میشد یه گروه خصوصی درست میکردم که اتفاق ها ، خاطرات و حرفایی که دوس ندارم به کسی بگم حرفایی که به نمیشه گفت فقط باید خودت بدونی : ) رو توش مینوشتم .....

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖

وقتی بخوام دردودل کنم یا حرف دلمو بزنم میگیره..........حرف نزنم

کوانتوم
کوانتوم

اونقدری که بعضیا برای نشون دادن خودشون از بقیه میکنن اگه رو خودشون تلاش میکردن الان یه پا بودن واسه خودشون ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
ᗩЯᗩᔕH O_o
ᗩЯᗩᔕH O_o

دار و ندارمُ میدم ولی چشماتُ نبند . . . دار و نداره من تویی ، به گریه های من نخند . . .

ᗩЯᗩᔕH O_o
ᗩЯᗩᔕH O_o

اصلا حسود نیستم اما وقتى دیدم واسه رفیقم sms اومد : کى میرسی خونه عشقم؟ . . . فقط یه ذره دلم خواست . . .

آناهیتا
آناهیتا

تو شماره جدید موفقیت یه گزارش خبری خیلی چشم منو گرفت.امیدوارم بتونم تا 2سال دیگه یه کار خوب پیدا کنم.

صـاد
صـاد

هر وقت کساییُ می‌بینم از مادربزرگ‌‍اشون تعریف می‌کُنن جُز حسرت خوردن کاری ازم بر نمیاد، مادربزرگی که نه فقط من، حتّی بابامُ هم نمی‌شناسه .. سه‌کلمه تکرار می‌کُنه : مُم، حوا، آمنه .. مث ِ ضبط صوت رو دور سه‌بار تکرار، هشت‌سال پیش جرقه فراموشی‌ش خورد، وقتی عروسی ِ عمو بود و از بغل دستی‌‍اش می‌پُرسید داماد کیه ! اوایل حواس پرتی همه خوشحال بودن، سمت ِ قلیون که می‌رفت می‌گفتن قبلاً کشیدی اونم قانع می‌شُد .. اول حواس ِش رو از دست داد، بعد بیناییش، الانَ‌م توان حرکتیش .. مث ِ یه بچه دوساله، برداشتی از اتفاق‌های دو رو برش نداره، حالا زن‌عمو آمنه، زنیُ که یه‌موقعی دست‌پُختش زبون زد دروهمسایه بود غذا دهنش میزاره، عمه‌هام خودشونُ راحت کردن، ولی آمنه با وُجود کارای ِ خونه با وجود بچه‌ی کوچیک مادربزرگ‌مُ با رضایت‌تمام رسیدگی می‌کُنه .. هروقت بحث ِ بهشتُ بهشتی‌ها پیش میاد، نمی‌تونم تصویری رو جُز آمنه تصور کنم ..

♥۩۩ Fatemeh ۩۩♥
♥۩۩ Fatemeh ۩۩♥
توسط موبایل در دلنوشتِ دنبالریون

ولي حوزه مون خعلي خوب بود ، بيسکوييت و آبميوه دادن البته من نفهميدم تا وقتي پاسخنامه رو ازم گرفت ديدم پايين صندليم بوده

غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر...
غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر....

دیروز یه دختره داشت گریه میکرد واسه مامانش منم از گریه اون گریه م گرفت یاد دردِ خودم افتادم اون واسه نداشتنِ مامانش منم واسه نداشتنِ بابا...چقدر سخته که حتی یکیشونو نداشته باشی...ایشالا که هیچکس یه همچین دردیو نداشته باشه...