دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

فقط همین ..
فعلا همینم .. ..

اینجا منم که بیداد میکنم .. با دل تنگم

جزئیات گروه

شناسه 429
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 2896 پست
عضو 319 کاربر
طرفدار 9 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 90
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 339
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 36

کاربران گروه

(315 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

اینجا منم که بیداد میکنم
شناسه‌: 429 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
میترا
میترا

من نميدونم اين مامانا که وسايل خودشون رو يه جايي ميزارن, بعد خودشونم يادشون ميره کجاس ... چه جوريه که تو پيدا کردن وسايلي که ما به اصطلاح تو 7 تا سوراخ موش قايم ميکنيم تبحر خاصي دارن

Amir
Amir

منم اونکه ازت دوره ولی قهرش حقیقت نیست ! که با تمام ِ دلتنگیش ! تولد ِ تو دعوت نیست !

Amir
Amir

یوسف زهرا میا کوفه که میترسم به چنگ گرگها ببینی علی اکبر خود را میا از کعبه ای مولای من به این منای خون که بینی بر فراز دست ذبح اضغر خود را نیا کوفه نیا کوفه

Amir
Amir

گفتی نمیدونی چطور همیشه عاشق بمونی بازم تلاشتو بکن ایندفعه شاید بتونی هوس نبوده بین ما تهمت ناروا نزن خودم بهت پس میدادم دلی که میسپاری بمن

Amir
Amir

خدایا زندگی اینجا کنار ادما سخته تو دنیا هر کی بدتر بود چرا بی دردو خوشبخته خدایا کفره حرف من نزار لبهام به حرف وا شه برای رفتن از دنیا حواست به منم باشه

Amir
Amir

کاشکی تو چشمام بخونی پشیمونم از هر چی بود تمام تقصیرو بذار به پای این دل حسود... حسود...

☂ parastoo
☂ parastoo

سوگند راد , monatak دلم تنگ می شـود گاهـی ... برای یک دوستت دارمِ سـاده ! دو فنجـان قهــوه ی داغ ! ...سه روز تعـطیلی در زمسـتان ! چـهار خنـده ی بلنــد ! و پنــج انگشـتِ دوست داشتـنی !

بِهـــــــــــــــیرا
بِهـــــــــــــــیرا

اینروزها غمگینم ؛ چونان پیرزنی که ... آخرین سرباز بازگشته از جنگ ، پسرش نبود ... !!!

بِهـــــــــــــــیرا
بِهـــــــــــــــیرا

مـن فــرامــوش نـکـــرده ام ... مــن از نـهـایــت درد بـه بـــی حـسی رسـیـدم !!!

بِهـــــــــــــــیرا
بِهـــــــــــــــیرا

گاهی دلت بهانه هایی می گیرد که خودت انگشت به دهان می مانی ... گاهی دلتنگی هایی داری که فقط باید فریادشان بزنی اما سکوت می کنی ... گاهی پشیمانی از کرده و ناکرده ات ... گاهی دلت نمی خواهد دیروز را به یاد بیاوری ... ... ... ... ... انگیزه ای برای فردا نداری و حال هم که ... گاهی فقط دلت میخواهد زانو هایت را تنگ در آغوش بگیری و گوشه ای گوشه ترین گوشه ای...! که می شناسی بنشینی و"فقط" نگاه کنی ... گاهی چقدر دلت برای یک خیال راحت تنگ می شود

بِهـــــــــــــــیرا
بِهـــــــــــــــیرا

این روزها غــــــــــم برای خوردن زیاد دارم تـــــــــو دیگر بـــــــرایم لقمه نگیر.....

بِهـــــــــــــــیرا
بِهـــــــــــــــیرا

معبودا! به بزرگی آنچه داده ای آگاهم کن تا کوچکی آنچه ندارم نا آرامم نکند

میترا
میترا

هیچ‌وقت نمی‌توانی چیزی را که قرار است از دست بدهی، نگه داری. فهمیدی؟ تو فقط قادر هستی چیزی را که داری، قبل از آن‌که از دستت برود، عاشقانه دوست داشته باشی.»

میترا
میترا

یادم می آید گفته بودی : ساده و کوتاه نویسی را دوست داری.. تقدیم به تو ، ساده و کوتاه.. تنها همین دو کلمه : برگـــــــرد... دلتنــــــــگم

این ارسال را بازنشر کرده است.
میترا
میترا

سيب يا گندم فرقي نمي کرد مهم تعارف تو بود و اشتياق من براي فرار از بهشتي که نگهبانهايش طعم گناه را نچشيده بودند