...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
آیینه ی خیال
خــــــــــــــــدایا حرف دلم سنگین و دلم کم طاقت..... شکستنم را میبینی و سکوت اختیار کردی.... فریاد بی صدایم را بغض گلویم را..... و بازهم سکوت..... چه رازیست در این سکوت بی پایان!؟
سحـــر خاتـــون
توي كه ميبيني و حس ميكني سخت شده روزگارت ، چرا زهر ميكني روزگار ديگري
توي كه خوشحالي از خوشبختي ، چرا از كسي سراغي نميگيري
اين شده كه همه تنهاييم ، تقسيمي اگر هست بايد فرقي نباشه
سحـــر خاتـــون
این روز ها دل گرمی می خوام .......
وگر نه . چیزی که زیاد هست . سرگرمی......
سحـــر خاتـــون
ای کاش گفته بودی که عاشق دیگری شده ای،،،،
من خودم هم عاشق بودم؛
دردت را درک می کردم،،،
...غزلواره ...
دلم آغوش پر آرامشی را می خواهد که زیر باران گرمم کند. دلم میخواهد کسی «باشد» . «خوب» باشد. «مهربان » باشد. « بس» باشد. همه ی این بودن هایش فقط برای من باشد...فقط من. و ...« باشد» .
...غزلواره ...
ایمان آورده ام رسم دنیافراموشیست فراموش نکن ...
...غزلواره ...
این دیوار نقاشی شده ...مثل دیوار خونه تو آجری و عزادار نیست ...هزار رنگ با قلموی عشق بر روی این دیوار نقش بسته ...میدونی این رنگها از کجا اومده؟ ...از همون جایی که تو آغازش بودی ...
...غزلواره ...
خدای بندگان ...قلبم دیواری ساخته به بلندی کعبه ات ...این دیوار همیشه با طرواته که این طروات از لذتهاست...
...غزلواره ...
بی تو ، اما ، به چه حالی من از آن کوچه گذشتم...
...غزلواره ...
رفت در ظلمت غم ، آن شب و شبهای دگر هم ، نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم ، نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم ! ...بی تو ، اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم...
...غزلواره ...
یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم ، پای در دامن اندوه کشیدم ، نگسستم ، نرمیدم...
...غزلواره ...
اشکی از شاخه فرو ریخت ، مرغ شب نالة تلخی زد و بگریخت !، اشک در چشم تو لرزید ، ماه بر عشق تو خندید...
...غزلواره ...
باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم تا به دام تو درافتم ، همه جا گشتم و گشتم ، حذر از عشق ندانم ، سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم … !
...غزلواره ...
روز اول که دل من به تمنای تو پَر زد ، چون کبوتر لب بام تو نشستم ، تو بمن سنگ زدی ، من نه رمیدم ، نه گسستم...