دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

زندگی جیره ی مختصریست ،..... مثل یک فنجان چای ......و کنارش عشق است ،...... مثل یک حبه ی قند ،... زندگی را با عشق ....نوش جان باید کرد .........

جزئیات گروه

شناسه 251
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 19470 پست
عضو 840 کاربر
طرفدار 70 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 11
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 23
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 6

کاربران گروه

(834 کاربر)

مدیران گروه

(4 مدیر)

برچسب‌های کاربری

عاشقانه زیستن
شناسه‌: 251 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
...غزلواره ...
...غزلواره ...

میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...

...غزلواره ...
...غزلواره ...

سپيده دمان را ديدم كه بر گرده اسبي سركش، بر دروازه افق به انتظار ايستاده بود و آنگاه، سپيده دمان را ديدم كه، نالان و نفس گرفته، از مردمي كه ديگر هواي سخن گفتن به سر نداشتند، دياري نا آشنا را راه مي پرسيد. و در آن هنگام، با خشمي پر خروش به جانب شهر آشنا نگريست و سرزمين آنان را، به پستي و تاريكي جاودانه دشنام گفت.

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

آنگاه که غرورت از حس عاشقانه بودن و عاشقانه زیستن و عاشقانه گفتن فزونتر باشد .......آنگاه در ورطه ی نا امیدیها و اسارتهای کهن غوطه ور خواهی شد ......

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

و من ..... جز تــو ..... هیچ آرزویی ندارم.......

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

بیزارم از این خوابــها ...که هر شب مرا به آغوش " تـــو" می آورند ........و صبح ... با اشک از " تـــو" جدایم می کنند .......

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

تو ندیدی .....احساس زنده ای را که دور از گرمای نگاهت جان داد.....

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

تو باور نداشتی وفاداری قلبم را.... آنگاه که بی وفایی های تو را پر میکرد.......

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

تو حس نکردی ایثار احساسم را .....که در تاریکی روزهایت .....از پیشکش شعله های خودسوزیش .....دریغ نداشت.....

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

تو نفهمیدی صمیمیت دستهایم را .....این دستهای تنها ......که عاشقانه تنهاییت را به آغوش میکشید...........

آیینه ی خیال
1300555707970475_large.jpg آیینه ی خیال

تقدیم به اونایی که عاشق نی نی هستن ......

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

روزها رفتند و رفتند .....و تو ندیدی برق چشمان محزونم را ..... آنگاه که ثریاگونه از الماس اشکهایم ......برای غم چشمانت میدرخشید.........

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

تنها درودی و بدرودی ..... ای سازنده! .....لحظه ی ِ عمر ِ من به جز فاصله یِ میان این درود و بدرود نیست .....این آن لحظه ی ِ واقعی ست که لحظه ی ِ دیگر را انتظار می کشد.......

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

فریادی و دیگر هیچ.... چرا که امید آنچنان توانا نیست .....که پا بر سر یأس بتواند نهاد..... بر بستر سبزه ها خفته ایم .....با یقین سنگ بر بستر سبزه ها با عشق پیوند نهاده ایم و با امیدی بی شکست از بستر سبزه ها با عشقی به یقین سنگ برخاسته ایم .....اما یأس آنچنان تواناست .....که بسترها و سنگ٬ زمزمه ای بیش نیست..... فریادی و دیگر هیچ! ......

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

من تنها نیستم.........، ما یک جمعیتیم که تنهائیم..........!!!!!

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

دل به دل راه اگر داشت تو میدانستی.....من هوس خالی از احساس تو را می دانم .....و پای عهدم تا ابد می مانم ......دل به دل راه ندارد هرگز .....به یقین دل به دل راه اگر داشت تو می دانستی .....که نباید بروی .....که نباید بروی .....به خدا بی تو دلم می میرد ........

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

باز میدانستی که ترک سبز غرورم از چیست .....وچرا خانه دل بی تو تهی است .....