...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
سحـــر خاتـــون
گاهی اوقات فکر کردن به بعضی ها،
ناخوداگاه لبخندی روی لبانت می نشاند...
...
...دوست دارم این لبخندهای بیگاه
و این بعضی ها را
سحـــر خاتـــون
از من فاصله بگیر ! هر بار که به من نزدیک می شوی ، باور می کنم هنوز می شود زندگی را دوست داشت! ... از من فاصله بگیر! من خسته ام از امیدهای کوتاه.........
سحـــر خاتـــون
من .. دلم می گیرد !.. وقتی .. می نویسم فقط برای تو .. ولی .. ...همه می خوانند الا تو ...!!
سحـــر خاتـــون
لعنت به تو ای دل , که همیشه جایی جا می مانی که تو را نمی خواهند...
سحـــر خاتـــون
به سلامتی اونی که هزار تا خاطرخواه داره ولی دلش گیر یه بی معرفته!!
سحـــر خاتـــون
یادم باشد: خدا عشق است. یادم باشد: زبان صحبت با خدا تنها زبان دل است. یادم باشد: ......خدا فقط به دل آدم ها نگاه می کند . یادم باشد: به خدا دروغ نگویم . یادم باشد: زندگی را جشن بگیرم هرچند خسته باشم
سحـــر خاتـــون
دست بالای دست بسیار است و من رودست خورده ، دست روی دست گذاشته ام و دست خالی نشسته ام به انتظار دست بعدیه بازی.
سحـــر خاتـــون
میگی از پیشِ من میری
منم معصومانه می خندم
میگی از چشمِ تو سیرم
منم چشمامُ می بندم
گناهم، اینِکه پاکم
...گناهم، اینِکه خوبم
واسه اینه، که دوستت دارم
همش درگیر و آشوبم
آیینه ی خیال
چه شیرین نگاهم می کردی و خوب می دانستی ..... لرزش ِ دلم بود که گونه هایم را شرمگین می ساخت ..... وقتی ، شانه به شانه ی هم پرواز می کردیم.......
آیینه ی خیال
تا که یادت آمد ..... واژه از یادم رفت ..... لال شد ذهن و دلم ..... هوش را دادم رفت...........
آیینه ی خیال
تُنگ برای ماهی ها تَنگ است .... دنیا برای من ! دریا کجاست ؟! قلبم دارد می میرد.........
آیینه ی خیال
می خواهم این داستان بی انتها باشد و شیرینی ِ رویای حضور ِ تو ابدی...!
آیینه ی خیال
در ذهنم به گونه ای تو را شکل داده ام که به مرد ِ افسانه ای ِ داستان های صحرا می مانی ..... همان قدر سخت ..... همان قدر عاشق .....
آیینه ی خیال
نمی دانم تا کی شب هایم به تنهائی سپری خواهند شد و لحظه هایم از واژه واژه ی کتابی بلند که یادگار ِ توست سرشار خواهند بود ؟!.....