دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

زندگی جیره ی مختصریست ،..... مثل یک فنجان چای ......و کنارش عشق است ،...... مثل یک حبه ی قند ،... زندگی را با عشق ....نوش جان باید کرد .........

جزئیات گروه

شناسه 251
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 19470 پست
عضو 840 کاربر
طرفدار 70 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 11
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 23
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 6

کاربران گروه

(834 کاربر)

مدیران گروه

(4 مدیر)

برچسب‌های کاربری

عاشقانه زیستن
شناسه‌: 251 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
...غزلواره ...
...غزلواره ...

میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

وقتی حیوانی را ذبح می کنی ، در دل خود به قربانی بگو:نیروی که فرمان کشتن تو را به من داد ، نیرویی است که بزودی مرا از پای در خواهد آورد و هنگامی که لحظه موعد من فرا رسد ، من نیز همانند تو خواهم سوخت ، زیرا قانونی که تو را در مقابل من تسلیم کرده است بزودی مرا به دستی قوی تر خواهد سپرد. خون تو و خون من عصاره ای است که از روز ازل برای رویاندن درخت آسمانی (در آن سویی طبیعت ) آماده شده است.

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

ای که در رنج و عذابی ! تو آنگاه رستگاری که با ذات و هویت خویش یکی شوی .

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

مگر نه چیزی که امروز در تسلط توست ناچار روزی از دست تو خواهد رفت ؟ پس ، اکنون از ثروت خویش ببخش و بگذار فصل عطا یکی از فصلهای درخشان زندگی تو باشد .

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

پند آموز است ماجرای مردی که زمین را می کاوید تا ریشه های بی ثمر را از اعماق زمین بیرون کشد ، اما ناگاه گنجی بزرگ یافت ؟!

این ارسال را بازنشر کرده است.
matin
matin

خدایا به این نتيجه رسيدم اون دنيا فقط تو سوال کننده نيستي، منم خيلي سوالها ازت دارم...پایه ای!؟

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

دهش (بخشش )، آنگاه که از ثروت است و از مکنت ، هر چه بسیار ، باز اندک باشد ، که واقعیت بخشش ، ایثار از خویشتن است.

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

این کودکان فرزندان شما نی اند ، آنان پسران و دختران اشتیاق حیاتند و هم از برای او .از شما گذر کنند و به دنیا سفر کنند ، لیکن از شما نیایند . همراهی تان کنند ، اما از شما نباشند.

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

چشمه ساری که خود را در اعماق درون شما پنهان ساخته است ، روزی قد خواهد کشید و فوران خواهد کرد و با ترنم و نغمه راه دریا را درپیش خواهد گرفت

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

هنگامی که در سکوت شب گوش فرا دهی خواهی شنید که کوهها و دریاها و جنگلها با خود کم بینی و هراس خاصی نیایش می کنند

طنیـــــــــــن
طنیـــــــــــن

اغلب آنچه هنگام رشد مانع انسان می شود، سقف بالای سرش است .

این ارسال را بازنشر کرده است.
ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

زجر کشیده ! تو آنگاه به کمال رسیده ای که بیداری در خطاب و سخن گفتنت جلوه کند .

این ارسال را بازنشر کرده است.
ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

آسمان چون سیلابی پر شتاب و روان از سراشیبی کوهی

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

هستی ما به ناپایداری ابرهای پاییز تماشای تولد و مرگ موجودات همچون نظاره شعله‌‌های آتش یک عمر مانند

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

اشکهای دیگران را مبدل به نگاههای پر از شادی نمودن بهترین خوشبختی هاست

matin
matin

چه گستاخانه هوس را با عشق می آمیزند و اشک های شهوت را گواه سوز دل می گیرند اما هوس در عشق آنچنان خود را می نمایاند که دود سیاه بالای شعله آتش سرخ و آنچه از این معرکه به جا می ماند خاکستری است بر چشمان شهوت پرستان ...........