...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
Heartbroken
خط زدن بر من پایان من نیست آغاز بی لیاقتی توست
Heartbroken
شماره عوضی نبود ... صدا اشتباه نبود ... صدا همان صدا بود ... چیزی دیگر انگار عوض شده بود .... چیزی شبیه دل ...
Heartbroken
روى بلندترين ستون تخت جمشيد مى نويسم"دلم برات تنگ شده"بعد همون ستونو ميكنم میزنم تو سرت تا بفهمى دل تنگى چه دردى داره!
Heartbroken
لاک پشت ها وقتی عاشق میشن تحمل درد عشق براشون راحت تره چون عشقشون یواش یواش ازشون دور میشه
Heartbroken
در کشور ما شاهی بود برای سرگرمی خود بازیی ساخت که دو نفر بر روی ترازو بروند و هرکس وزنش کمتر بود کشته شود، که از بخت بدم من و یارم روبروی هم افتادیم من برای اینکه یارم زنده بماند ۱۰ روز غذا نخوردم روز مسابقه من خود را سبک گرفتم غافل از اینکه یارم به پاهای خود وزنه وصل کرده بود . . .
Heartbroken
نداشتن تو یعنی اینکه دیگری تو را دارد. نمی دانم نداشتنت سخت تر است؛ یا تحمل اینکه دیگری تو را داشته باشد!!
Heartbroken
گاهی\" سکوت \" علامت رضایت نیست !!!! شـــــایــــد کـــــــسی دارد خفـــــــــ ـه می شـــــ ـود پـشت سنگینی یـک بـغـض
Heartbroken
سکوت من هیچگاه نشانه رضایتم نبود ... من اگر راضی باشم ، شادم و میخندم ... سکوت نمی کنم ..!
Heartbroken
خيلي وقته ديگه زندگي خوش نميگذره ... فقط داره ميگذره...
Heartbroken
ميروم ديگر شما يادم کنيد / من که رفتم اين غزل ها را شما دفتر کنيد
ميروم تا دل نبندم دل به خوبي هايتان / باز هم دل بستم و زخمي شدم ، باور کنيد . . .
Heartbroken
میتوانی به حساب سادگیم بگذاری که با تمام کم لطفی هایت هنوز دوست دارم . . .
Heartbroken
دلم تنگ است و این شبها یقین دارم که میدانی صدای غربت غم را از احساسم تو میخوانی شدم از درد تنهایی گلی پژمرده و غمگین ببار ای ابر پاییزی که دردم را تو میدانی میان برزخ عشقت پریشان و گرفتارم چرا ای مرکب عشقم چنین آهسته میرانی؟
Heartbroken
منکه از کوی تو بیرون نرود پای خیالم... نکند فرق بحالم! چه برانی.. چه بخوانی.. چه به اوجم برسانی.. چه به خاکم بکشانی.. نه من آنم که برنجم!!! نه تو آنی که برانی!!!
Heartbroken
لرزش دستانم با پیرمردی برابری میکند که جسمی کهن سال دارد... امشب روحم صد سال را رد کرده است...
Heartbroken
من و تو میدانیم کز پی هر تقدیر ، حکمتی می آید ، من و فرسایش دل ، تو و تصمیم و مکان ، ما و تقدیر و زمان ، چه شود آخر دلتنگیها ! خدا می داند .