...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
اِبی بن بست. . .
آنگاه که انسانی دروغ می گویدبخشی ازجهان رابه قتل می رساند. اینهامرگهای کمرنگی هستندکه انسانهابه اشتباه زندگی می خوانند
sima
چه سودی از خاطره ها ... ؟ برای دلی که سال هاست ... وصف ِ حالش ... "خدا بیامرز " است ...
sima
امروز روز آخر است... فراموشت میکنم دیروز هم روز آخر بود... من هر روز فراموشت می کنم ... اما چه فایده که با هر طلوع خورشید دوباره تمام من میشوی ......
sima
من تصوراتم از تو با " کــــــــاش " گره خورده، تو ، توقعاتت از من با " بایـــــــــد" ...
sima
مدتهاست كه ... عجیب محتاج يك " آمدن " هستم
sima
کوله بارم پر شد از نبودنت ... سفر با تو آرزوم بود ، ولی سفر بی تو ...؟!
اِبی بن بست. . .
کوچک که بوديم چه دل هاي بزرگي داشتيم اکنون که بزرگيم چه دلتنگيم کاش همان کودکي بوديم که حرفهايش را از نگاهش مي توان خواند اما اکنون اگر فرياد هم بزنيم کسي نمي فهمد و دل خوش کرده ايم که سکوت کرده ايم سکوت پر بهتر از فرياد تو خاليست دنيا را ببين... بچه بوديم از آسمان باران مي آمد بزرگ شده ايم از چشمهايمان مي آيد!! بچه بوديم دل درد ها را به هزار ناله مي گفتيم همه مي فهميدند بزرگ شده ايم درد دل را به صد زبان به كسي مي گوييم ...هيچ كس نمي فهمه
sima
خــــدایا ! خـورشیــد را بـه مــن قـرض میدهی ؟ از تــو که پنهـــان نیســـت سـرزمیـن خیــالـم سالهـاست که یــخ بستــه است !
sima
مرگ را نشانه گرفته ام اما این زندگی لعنتی یقه ام را ول نمی کند
sima
زیاد هم لازم نیست هوای بغض و سکوتتان را داشته باشید اینجا تمام گوش ها ناشنوا است ...
sima
دیگر چشمانم بر قامت هر پنجره ای که رو به راه تو باشد زار می زنند گفته باشم عاشقانه هایم کم کم دارند نم می کشند دیگر خودت می دانی ...
sima
یه وقتایی آدم دلش یه جمله ی ساده می خواد بدون پیچیدگی بدون هیچ کنایه و استعاره ای یه جمله مثل دوسِت دارم برای شنیدن نه برای گفتن اونم به کسی که لیاقتشو داشته باشه ...
sima
دلم یک نقطه می خواد برای گذاشتن آخر تمام این روز های سیاه و برم سر خــــــــــــــــــــــط روز های قشنگ !!!