...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
alla
میخواستم صورتم از لمسِ لذیذِ باران فقط خیسِ گریه شود، ورنه کدام چشم، کدام بوسه ،کدام گفتوگو ...!؟ من هرگز هیچ میلی به پنهان کردنِ کلماتِ بیرویا نداشتهام ......!
alla
میخواستم چشمهای ترا ببوسم تو نبودی، باران بود... رو به آسمانِ بلندِ پُر گفتوگو گفتم: تو ندیدیش...!؟ -
alla
باغ یخ بسته به یك شمع!!! -اگر- گرم شود...دل كه یخ بست، بعید است دگر گرم شود .......!
alla
دلم نه میل تو دارد ،نه میل هیچ غروب دیگر پاییز ..که خسته سر بگذارد به روی شانه ی زخم خورده ی من ........،!
alla
نمی آید دگر چنگی به ساز رفته از دستم.... زمستانی است و یخ بسته...! سر انگشتان غمگینم ......!
سحـــر خاتـــون
يه وقتايي ديگه حسش نيست غصه بخوري...رسما"غصه توروميخوره!!!
سحـــر خاتـــون
عکاس براي گرفتن عکس آماده بود که زن رو به مرد کرد و گفت: آيا پيش از من عشق ديگري داشته اي، مرد پاسخ داد به اندازه ي دندانهايم! زن تنگ در آغوشش کشيد و بوسيد، عکاس گفت...لطفا لبخند..و صورت هاي به هم فشرده خندانشان را ثبت کرد. لثه صورتي و بدون دندان مرد از ميان لبخند پر رنگش، پيدا بود!!
سحـــر خاتـــون
به تو نامه می نويسم ... نامه ای نوشته بر باد .....که به اسم تو رسيدم ....قلمم به گريه افتاد.......................
sima
سـاده ی سـاده.... از دست رفتند... همـه ی آن چیــز هــا کـــه... سخت سخت , بــــه دست آمــده بودند
سحـــر خاتـــون
تصميم گرفتم.... آنقدر كم ياب شوم تا دلي برايم تنگ شود. ولي افسوس خيلي وقت است فراموش شدم................
سحـــر خاتـــون
دیروز با یک دسته گل رز آمده بود به دیدنم
-با یک نگاه مهربان-
همان نگاهی که سالها آرزو داشتم و از من دریغ میکرد...
گریه ای کرد و گفت دلش برایم تنگ شده!
فاتحه ای خواند و رفت..................
سحـــر خاتـــون
سلامتیه عشق حقیقی... که شبیه روحه.. همه درباره اش حرف میزنن... ولی تعداد خیلی محدودی اونو دیدن.....!
سحـــر خاتـــون
هوای زندگی حالا هوای دیگری دارد .. سکوت چشم های تو , صدای دیگری دارد ، چرا یک شب فقط یک شب نمی ایی به خواب من .. خیالت شاید این شبها سرای دیگری دارد
سحـــر خاتـــون
دل را بدنام نکنیم!! آنچه بعضی ها در سینه دارند کاروانسراست نه دل.....