...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
alla
من که خوب می دانم بادبادک بی تاب تمام ترانه ها، همیشه پر پشت بام خلوت خاطره های تو می افتد ...دیگر چه فرق می کند، که بدانم باد از کدام طرف می وزد.........
alla
دیگر از تکرار ترانه خسته ام ..از این پنجره های بسته خسته ام! بانو ،خسته ام.. از ایندقایق بی لبخند... باران ببارد یا نبارد، من می روم، با دست هایت، چتری برای پروانه ها بسازم....
سحـــر خاتـــون
یادت هست؟! جناغ می شکــستیم می گــفتیم: "یــادم تــــو را فرامــــوش"ولی امـــــــروز، تمــام استخوانهـــــایم شکــــــــسته باز هــم تو را فراموش نکردم........
alla
تو ببین به جرم عشقت . پر پروازمو بستند...! تو ندیدی، من مغرور چه بی صدا شکستم.. چه بگم وقتی که عاشق . زخمی تیغ هلاکه... همه بال و پر زدن هاش، رقص مرگی روی خاک...رقص مرگي روي خاكه........
alla
اگه قلبمو شکستی.. !به فدای یک نگاهت ..این منم چون گل پرپر، که نشستم سر راهت.. تو ببین غبار غم رو ،که نشسته بر نگاهم... اگه من نمردم از عشق، تو بدون که رو سیاهم....
alla
دسـت بـه صورتـم نـزن! می تـرسم بیـفتـد نقـاب ِ خنـدانـی کـه بـر چهـره دارم! و بعــد ... سیـل ِ اشـک هـایـم تـو را بـا خـود ببــرد! و بـاز ... مـن بـمانـم و تنهـــایـی ...
alla
اگر کسی مرا خواست.. بگویید، رفته باران ها را تماشا کند . و اگر اصرار کرد ، بگویید ،برای دیدن ِ طوفان ها رفته است ! و اگر باز هم سماجت کرد ، بگویید، رفته است تا دیگر بازنگردد ...
alla
لمس کن، کلماتی ر اکه برایت می نویسم ..تا بخوانی و بفهمی، چقدر جایت خالیست ...تا بدانی، نبودنت آزارم می دهد.. لمس کن نوشته هایی را، که لمس ناشدنی ست.....
alla
گفتم که بیا... کنون که من مستم ، مست..! ای دختر شوریده دی و مست پرست... گفتا که تو باده خوردی و مست شدی ،!من مست بدون باده میخواهم ، پست!
alla
صد بار شدم عاشق و مردم صدبار... تابوت خودم به گور بردم صدبار.. من غره از اینکه صد نفر گول زدم ..دل غافل از آنکه گول خوردم صدبار...!
alla
شاید اگر می دانستم ،دل را به که باختم... تلخی دل کندن از او را احساس نمی کردم.. چرا که قبل ها ،شیرینی دلدادگی به او را چشیده بودم!
alla
تو کجايي سهراب؟آب را گل کردند... تو کجايي سهراب؟ آب را گل کردند..چشم ها را بستند و چه با دل کردند... واي سهراب کجايي آخر؟... زخم ها بر دل عاشق کردند.. خون به چشمان شقايق کردند! تو کجايي سهراب؟ که همين نزديکي عشق را دار زدند, همه جا سايه ي ديوار زدن! واي سهراب دلم را کشتند...!!!!!
alla
باران کـه می بـارد...... دلـم بـرایت تنـگ تـر می شـود..... راه می افـتم ... بـدون ِ چـتـر ... من بـغض می کنـم ....آسمـان گـریـه ... !!!!!
alla
سالهاست که از یاد رفته ام... گاهی... مسافری... رهگذری... آواره ای... از کنارم می گذرد... دلت شکسته؟... خوب می شود همسفر خوب می شود...