...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
...غزلواره ...
دریای شورانگیز چشمانت چه زیباست ...آنجا که باید دل به دریا زد همینجاست ...در من طلوع آبی آن چشم روشن ...یاد آور صبح خیال انـگیز دریاست ...گل کرده باغی از ستاره در نـگاهت ...آنک چراغانی که در چشم تو برپاست ...بیهوده می کوشی که راز عاشقی را ...از من بپـوشانی که در چشم تو پیداست ...ما هر دُوان خاموش خاموشیم ، اما ...چشمان ما را در خـموشی گفت و گوهاست ...
...غزلواره ...
یک پایان تلخ ... بهتر از یک تلخی بی پایان است .......
...غزلواره ...
آجرهای خشتی ...قدیمها اینگونه بود خانه های صمیمیمان ...و چه زیبا چراغهای رابطه روشن بودند ...این به اصطلاح تمدن سیمانی چگونه خودش را بینمان جا کرد و دلهامان را سرد کرد از این رابطه های قشنگ !!!؟؟؟
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
بدترین کاری که ما با آدمها می کنیم اینه که یه دنیا پر از خاطره براشون می سازیم و بعد توی این دنیا تنها رهاشون می کنیم... !
سحـــر خاتـــون
من قصد مردن ندارم! عاشقي اين نيست كه براي هم بميريم ... مگر قرارمان خوشبختي نيست ...؟! ... زنده ماندن ، اولين شرط آن است ...!
سحـــر خاتـــون
گاهی درســــت در لحـظـهی ســــقـــوط، فرصـت پــــــــــــــــــــرواز هم هست... انتخاب با توست !
سحـــر خاتـــون
گاهی با دویدن برای رسیدن به کسی، دیگر نفسی برای ماندن در کنار او باقی نخواهد ماند!
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
جای تو خالیست مانند ردیفِ آخرِ جدول تناوبیِ عناصر...برای عناصری که در آینده می آیند جایت همیشه خالیست تا روزی که در آینده بیایی..
سحـــر خاتـــون
تو هم می دونی چقدر سخته آدم نتونه حرف دلش رو بزنه .. حرف ها همش نا گفته بمونه .. بگه "مــــن " و ساکت بمونه .. بگه " تـــــو " گریه کنه !
سحـــر خاتـــون
میبینی مرا رفیق ؟ شناختی ؟ ... عوض شدم مگه نه ؟ موهام سفید داره میشه ... اما سنم چیز دیگه میگه ... ... صورتم بی روح شده ... شبیه عکسام نیست دیگه ... یادته میگوفتی خنده هامو دوست داری ؟ ... دیگه یادم نیست مگه من چطور میخندیدم ؟ ... راستی شنیده بودم جوانی همش شور و هیجانه ... خنده های از ته دل ...من جوانی رو رد کردم ؟ ... یادم نیست ..
سحـــر خاتـــون
حکایت باران بی امانی است ... اینگونه که من دوستت دارم !