Maryam
امشب از ته دلم خندیدم و خنده عزیزترینامو دیدم ... خدا جونم شکرت ...
elnaz
یادم میاد یه روز که داشتم از زوره درد تو سینم اشک میریختم یکی اومد و گفت آخه فسقلی توام میدونی درد چیه؟ اول فقط نگاش کردم بعد از کوچیک ترین دردم گفتم وقتی برگشتم به طرفش دیدم با چشمای به اشک نشسته ذل زده بهم پرسیدم بزرگتر ازین درد داری؟ با گذاشتن دستش رو شونه ام اولین قطره اشکش جاری شد و فقط از کنارم گذشت...!
elnaz
خسته شدم: از تلاش و نتیجه نگرفتن...از فکر و جواب نیافتن... از خواستن و نتوانستن....از دردِ روح و نگفتن... از سکوت و مقصر کردن... از سوز چشم و گریه کردن... خدایا من خسته ام...!
elnaz
آدم باید بی لیاقت ها هم دوست داشته باشه آخه گناه دارن هیشکی دوسشون نداره میگن بی لیاقتن دیگه, آهای باتوام اگه دوستت دارم فقط برا اینه ک دلم برات میسوزه چون بی لیاقتی...!
elnaz
از هرچی سرنوشت بدم بیاد از تلافیش خوشم میاد بخصوص اون زمان که یه آدم پست و گریبانگیر ی آدم پست تر از خودش میکنه...! هی تو آدم پست از تلافی سرنوشت بترس...!
elnaz
همه ی آدم های زندگی من به یک شکل اند همشان نقاب دروغین به چشم زده اند....!
elnaz
به گناه نکرده برچسب تهمت خوردم میان جمع بر سرم فریاد میکشید و من تنها سرم را پایین انداخته بودم و سکوت اختیار کرده بودم نه برای تصدیق حرف هایش بلکه نمیخواستم حرمتش را بشکنم گرچه او شکست...!بدتر از آن بغض هم نمیگذاشت...! سرم را بالا آوردم همه با نیشخند نگاهم میکردند...هیچ نگفتم کوله ام را بر دوشم جابه جا کردم و تنها از کنارش گذشتم! صدای گریه های او و کلاغ های شوم تنها صداهایی بودند که خلوت گورستان را بهم میریختند چنگ میزد بر قبرم و از چنگش موهای تنش سیخ میشد اما باز هم تکرار میکرد...انگار میخواست تقاص گناهش بپردازد او هم از بغض سکوت کرده بود ولی من صدای قلبش را میشنیدم:اشتباه کردم مرا ببخش... اما صدای عقلش میگفت: دیر شده!
elnaz
روز اول کــه تمـــام شود دیگــر خطر رفع شده استــ ... دیگـــــــــــر نه دستــ به خودکشـــ ـی میزنی ، نه آنطور مثل اسفنــد روی آتش بی قراری میکنـــی ... روز اول که تمـــام شود ، وجـــود له و لورده اتــ را جمع میکنــــــــی !! خودتــ را توی روزمرگـــــی رهــ ـا میکنی ؛ وانمــــ ـود میکنی که لتـــ و پار نشده ای ...... نشکسته ای !! روز اول که تمــــــــام شود ، شبــ ِ اولش را تا صبح بیدار میمانی ... بعـــــــد فردایش دیوانه وار ، خوابــ آلوده ای و غمگین ؛ امـــــا خطـــــــــ ـ ــــر رفع شده استــ !!!!! بعـــد دیگـــر خودتــ مانده ای با خودتــــ ... نمیشود به این راحتــ ـی هـــا کنار آمد !!! عمق ِ فاجعـــــــــــــــــــــ ـه زیاد استــ ...........
خدارو شکر
13 سال و 3 ماه و 21 روز و 10 ساعت و 32 دقيقه قبلشکر واقعا خنده همسرو بچه وشادیشون دنیا دنیا ارزش داره
13 سال و 3 ماه و 21 روز و 3 ساعت و 40 دقيقه قبل

13 سال و 3 ماه و 16 روز و 19 ساعت و 41 دقيقه قبل