دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

چه زیباســـــت ..

خیــــــالی کـــــــــه تو را ..

از آن همــــــه فــــاصــلــه می آورد

بـــه کـُـلــــــبــــــه " تنهـــــایی من "

جزئیات گروه

شناسه 10
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 15507 پست
عضو 959 کاربر
طرفدار 93 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 6
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 5
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 10

کاربران گروه

(955 کاربر)

مدیران گروه

(4 مدیر)

برچسب‌های کاربری

تنهایی من
شناسه‌: 10 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
Maryam
Maryam

بیزارم از نوشته ها ... نوشته هایی که باعث سو تفاهمن .. نوشته هایی که میشکنن ..

✘   farHad    ✘
✘ farHad ✘

این هوای لعنتی هم میبینه ما یه نفریم

Maryam
Maryam

بودم برای های دنبالر .. خیلی وقته شب ها نبودم .. حیف یاری نمیکنن ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
Maryam
Maryam

چه قدر خوبه که یکی باشد .. یکی که آدم را صدا کند .. به نام کوچکش صدا کند .. یک‌ جوری که حال آدم را خوب کند .. یک‌جوری که هیچ‌ کس دیگر بلد نباشد .. یکی باید آدم را بلد باشد ..

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Maryam
Maryam

قصه ی دوباره ها .. و و دستهایی که بی سردی را به عمق جانم هدایت میکند .. بی و آتش نگاهت ...

Maryam
Maryam

باید باشی تا بفهمی ؛ نگاه سرد یعنی چه ؟! دست سرد یعنی چه ؟! حرف سرد یعنی چه ؟! در مقابل گفتنت ؛ سکوت سرد یعنی چه ؟! باید عاشق باشی تا بفهمی گرمای حرف و نگاه و دستت ، وقتی به سرمای او برخورد میکند ؛ چگونه روزگارت بخار میشود ...!

Maryam
Maryam

تمام چیزی که باید از زندگی آموخت ، تنها یــــک کلمه است ... ولی دق می دهد تا بگذرد ...!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✘   farHad    ✘
✘ farHad ✘

سریال A.Ş.K ساعت 8:30 از . . .

Maryam
Maryam

خانه ای خواهم ساخت .. که در و پنجره اش قفل شود .. تا کسی بی اذن من داخل خانه نشود .. میهمانم قدمش بروی چشمم ، لیکن آنکه از خانه بخواهد بدزدد هرگز .. من دگر پیر شدم .. خسته .. زمین گیر شدم .. پای رفتن به سراغ خود را هیچ ندارم ، هرگز با بازی بس است .. این چراغ آخر است .. بگذارید تک و به خودم فکر کنم .. بنویسم و مرور فکر خویش .. خاطرات تلخ و ریش .. دفتری با برگ کاهی از همه رنج .. خونین ، خسته ، فکر رنجور .. ای .. درد دارم .. از همه رهگذارن .. از همه آنان که با نامهربانی میروند ...

Maryam
Maryam

چه قدر فاصله اینجاست بین آدمها / چه قدر عاطفه تنهاست بین آدمها / کسی به حال شقایق نمی سوزه / و او هنوز شکوفاست بین آدمها / کسی به نیت ها دعا نمی خواند / غروب زمزمه پیداست بین آدمها / چه می شود همه از جنس آسمان باشیم / طلوع چه زیباست بین آدمها / تمام پنجره ها بی قرار / چه قدر خشکی و صحراست بین آدمها / به خاطر تو سرودم چرا که تنها / به وسعت دریاست بین آدمها ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
Maryam
khaste am _ AloneBoy.com.jpg Maryam

خسته ام دیگر ازین فریاد ها/خسته از بی مهری و بی دادها/خسته از دلبستگی و یاد ها/خسته از شیرین و از فرهاد ها/خسته ام از این همه دیوانگی/خسته از نادانی فرزانگی/خسته از این دشمنان خانگی/خسته ام ازین همه بیگانگی/خسته ام از گردش چرخِ فلک/خسته از تنهایی و شب های تک/خسته از ایمانم و تردید و شک/خسته از دیو و دَد و دوز و کلک/خسته ام دیگر ازین آوارها/خسته از سنگینی دیوارها/خسته از ظلم و بد و آزارها/خسته از بی یاری بیمارها/خسته ام از تابش مهر و قمر/خسته از نامردمی های بشر/خسته از بی فطرتان بی هنر/خسته ام از خستگی ها ، بیشتر ... خسته ام ، خسته ام ...

Maryam
Maryam

.. شاید برای یه سریا سرگرمی باشه .. اما .. برای یه سریا یه محل امن ِ که حرف دلشون رو بزنن و شاید قطره اشکی بریزن و آروم شن ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
Maryam
Maryam

تا حالا شده با دیدن یه پست کنی و خیس شه ؟! حال و هوای یه سری از پست ها واقعا غم انگیزه ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Maryam
Maryam

گرفته است .. عجیب گرفته است .. و هیچ چیز ، نه این دقایق خوشبو ، که روی شاخه ی نارنج می شود خاموش ، نه این صداقت حرفی ، که در سکوت میان دو برگ این گل شب بوست .. نه هیچ چیز مرا از هجوم خالی اطراف نمی رهاند .. و فکر می کنم .. که این ترنم موزون حزن تا به ابـــــد .. شنیده خواهد شد ...

Maryam
benevis [AloneBoy.com].jpg Maryam

از جدا شدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ/گریه کردمو نوشتم نازنینم یا یا من/به گفتم باورم کن میون این همه دیوار/ با خنده ای نوشتی هم قفس خدانگهدار/بنویس مهلت موندن یه نفس بود/سهم من از همه دنیا یه قفس بود/بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم/سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم/من که تو بن بست غربت زخمی از آوار /فکر بودم با از گریه لبریز/شب ی من که حروم شد/مهلت بودن با که تموم شد/ندونستم باید از می گذشتم/وقتی از غربت می نوشتم ..

این ارسال را بازنشر کرده است.