فردایی دیگر
انگاهي كه جوانِ من.. پسرِ من ...دخترِ من .. سيلي وار و به ضرب تازيانه امضا به تعهد ارزشهاي جامعه ميزند ...همين ميشود__ افسار گسيخته گي روح و ذهنش ....نزنيد ...يا شايد بايد بگويم جامعه!!! نزنيدشان ...فرزندان من فرزندان تو اند ...روحشان جز مهرباني نميشناسد ...
فردایی دیگر
با فاجعه چه فرقی داره این زندگی که .. مجازی دل میبریم ،دل می بازیم مجازی.. عاشق میشویم... مجازی خیانت میبینیم، ....خیانت میکنیم ...مجازی شکست میخوریم،... شکست میدهیم ...مجازی رقابت میکنیم... مجازی برنده میشویم... ،مجازی میبازیم ...مجازی میخندیم... مجازی گریه میکنیم.. ... برای گرفتن شکلک یک "قلب" یا "بوس " مجازی به دروغ "دوستت دارم " می گوییم .. حتی مجازی خودکشی میکنیم..... * اصلا به مزاجم سازگار نیست این زندگی مجازی *....
فردایی دیگر
لبخند و ازادی ...............................................اتوپیایِ گویی دست نیافتی جهان..
آیینه ی خیال
بیگناه پای دار رفت و خندید نمی دانست که بالای دار خواهد رفت .....چاقو دسته ی خود را بُرید..... محبت خارها را گل نکرد .......همانگونه که دوری دوستی نیاورد ......و پول خوشبختی آورد...... انگار دوره ی ضرب المثل ها به پایان رسیده ست .......
فاخته
فرشته ازادی....ف_________________رشته ازادی ......
فردایی دیگر
این دهان بستی دهانی باز شد.................کاخورنده لقمه های راز شد ...
آیینه ی خیال
به بعضی ها گفتند دختران در امارات خرید و فروش می شوند! فرمودند: شیوخ آنجا برادران مایند و تجارت با آنان حلال.... خبر دادند سن فحشا به دوازده سال رسید! فرمودند: سن تكلیف نه سال است..... گفتند: فقرا كلیه هاشان تمام شد، قلب هایشان را می فروشند! فرمودند: فقط ایمان را نفروشند...... ناگهان یکی داد زد: وا اسلاما!! تار مویی بیرون زد! آقایون خشمگین شدند، رگ گردنشان باد كرد، خفاش ها را برداشتند و به قصد ارشاد به خیابان زدند!
فردایی دیگر
هوای تازه..........................هنوز هم ریه هامون بیمار کسالت اگاهیمونه ....
فردایی دیگر
بيا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد................. هلال عيد به دور قدح اشارت کرد ..................ثواب روزه وحج قبول آن کس برد ...........که خاک ميکده عشق را زيارت کرد....چه عاشقی کردید ماه رمضون چه نکردید ...چه تونستیم چه نتونستیم ...اینجا که برسیم بازم فرصت عاشق شدن هست ...عید بر همه عاشقان مبارک..
فردایی دیگر
شريعتي در اين ميان، اگر اسطوره نباشد كه خب با اين طنزها نميشكند و اگر هم اسطوره باشد كه با اين توطئهها اسطوره را نميشود سرنگون كرد. بگذاريد حالشان را بكنند: نسل جوان باشد يا دستهاي پنهان. ....(سوسن شریعتی )