دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شب نامه یعنی ننوشته هایی که نوشته میشوند... مگوهایی که گفته میشوند... شبنامه ها... نامه های شبانه دل هاست ... به امید آشکار شدن تا مرز روزنامه‌گی... حالا از مرز اتاقک تو تا جهان همه... دیدنی های من از دلم برای چشمان دل تو...
شبنامه ها ... نامه های شبانه‌ی دل‌هاست ... به امید آشکار شدن تا مرز روزنامه گی ... جسارتِ روشنی .

جزئیات گروه

شناسه 1541
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 2055 پست
عضو 215 کاربر
طرفدار 27 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 167
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 132
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 52

کاربران گروه

(213 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

شب نامه
شناسه‌: 1541 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
فردایی دیگر
فردایی دیگر

همیشه دلم میخواست از دنیای درونی طرفدارای خواننده اندی سر دریبارم...خیلی کنجکاو بودم

فردایی دیگر
فردایی دیگر

توی فنجون تو لیلی ....تو خط ِفال من مجنون.

فردایی دیگر
فردایی دیگر

دلم یه مسافرت میخواد اونم تنهای تنها برم ..خودم و من باشیم فقط.....اما ..باز هم امان این از هنجار.

فردایی دیگر
فردایی دیگر

پخش شله زردا تموم شد ..شیرینی ها رم توزیع کردیم....

فردایی دیگر
فردایی دیگر

چشم اميد عالم و آدم به دست توست../ باب الحسين هستي و پرچم به دست توست..

فردایی دیگر
فردایی دیگر

من فکر نمیکنم احترامی بزرگتر از این باشد که ادم برای یک شخص ناشناس گریه کند...

فردایی دیگر
فردایی دیگر
توسط موبایل در شب نامه

وجدان ها گاهی سکوت میکنند که نباید بکنند...برای همین است که قانون به وجود امده است.

فردایی دیگر
فردایی دیگر

@محمّد حسین حدّادزاده بله بله ..خواهرزاده جان الان دیدم انلاین هستید

فردایی دیگر
فردایی دیگر

مگه عیسی گل مریم به مسیحی مقتدی نیست / مگه موسی پور عمران به خلیلی رهنما نیست / مگه زرتشتی و بودا واسه آتیش نمیمیرند / پس چرا حاجتاشونو از آقای ما میگیرن ...

فردایی دیگر
فردایی دیگر

در پناه خدایِ همیشه پناه...یاعلی..

فردایی دیگر
فردایی دیگر

چند سال پیش یه مدتیو سردبیر یه نشریه فرهنگی با محوریت قران شدم..وقتی برای معارفه به هیئت تحریریه رفتم ...دیدم خانومهایی که اونجا بودند همه خب چادری بودند همه هم از من بزرگتر بودن.. حجاب من مشکلی نداشت ..فقط چادری رو که اونها داشتند من نداشتم..یادش بخیر همین که نشستم روی صندلی پشت چشم نازک کردنا و زیر چشمی دیده شدنا شروع شد..یادم نمیره تا وقتی اون جلسه تموم شد حس کردم نیم عمرم رفته ... فضای خیلی سنگینی بود ..به راه های مختلف اعتراضشونو بهم نشون دادن حتی اقایون ..خیلی دلم میگرفت وقتی برای نماز تعطیل میکردیم به هم دیگه میگفتن التماس دعا به من نمیگفتن ..یا وقتی سعی میکردن قران های هدیه ای رو بدن ...فک کردن برای من مهم نیست از اون قرانا بهم بدن و ندادن..

فردایی دیگر
فردایی دیگر

مادرم هیچ وقت اجازه نداد کتاب های نویسنده ر.اعتمادی رو بخونم....متشکرم ازشون ..

elysiume
elysiume

دوس دارم درباره همه چیز فکر کنم...!!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
فردایی دیگر
فردایی دیگر

تمام اون سالها با یه کمونیست زنده گی کرد ..و تمام اون سالها دقیقا قبل اذون برای شنیدن کامل ِاذون بیدار شد..

فردایی دیگر
فردایی دیگر

انگار که ادم به هرکی سلام میکنه ..سلامشو قصد میبننن..روزگاری غریبست نازنین ..راست میگفتی شاملو ..هر روزش نازنین تر از دیروزشه ....در پناه خدای بی پناه ..یاعلی.