دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شب نامه یعنی ننوشته هایی که نوشته میشوند... مگوهایی که گفته میشوند... شبنامه ها... نامه های شبانه دل هاست ... به امید آشکار شدن تا مرز روزنامه‌گی... حالا از مرز اتاقک تو تا جهان همه... دیدنی های من از دلم برای چشمان دل تو...
شبنامه ها ... نامه های شبانه‌ی دل‌هاست ... به امید آشکار شدن تا مرز روزنامه گی ... جسارتِ روشنی .

جزئیات گروه

شناسه 1541
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 2055 پست
عضو 215 کاربر
طرفدار 27 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 167
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 132
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 52

کاربران گروه

(213 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

شب نامه
شناسه‌: 1541 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
فردایی دیگر
فردایی دیگر

وقتی هم داشتیم میرفتیم حافظیه یه دختر کوچولو رو دیدیم که داشت تخمه میفروخت ..ازش یه بسته گرفتم پول چهار تا بستشو دادم ..بهم چهار تا بسته داد گفتم نه گلم من فقط یکیشو میخام گفت خب پول یکیشو بده گفتم خب بقیشو به هر کی دلت خواست بده ..اصن خودت بخور ...گفت نه من دارم کار میکنم.. پول اضافشو بر نمیدارم ...خیلی بچه بود ..خم شدم نشستم جلوش و گفتم باشه هر چهار بسته رو بهم بده ..... چهارتاشو گرفتم و صورتشو بوسیدم , گفتم شرافت انگار مادرزادیه .....(شیرزنی بود برای خودش)

فردایی دیگر
فردایی دیگر

آقای فرزاد حسنی ..مجری خوب تلوزیون و گوینده رادیو... و البته اجراشون رو من خیلی دوست دارم ..از همون اولین کاراشون که از شبکه 1 شروع کردن..از اونجایی که گاهی اوقات ارسالهایی از نوشته ها ..اشعارشون و یا بعضا تصاویری از خودشون یا کاراشون رو دارن ..به طبع طرفداران زیادی هم هستن که برای ایشون نظر بگذارن ...یه بار حوصله کردمو همه نظراتی که براشون داده بودن رو خوندم 90 درصد دختر خانوما بودن و 90 درصد همین دختر خانوما جز قربون صدقه چیزی ننوشته بودن ......یعنی انقدر ماها به هنر و کیفیت کار هنرمندانمون دقت میکنیم؟....

فردایی دیگر
فردایی دیگر

وقتی میخام بلند و دنباله دار بنویسم توی دفتر نمینویسم.....رو کاغذ برگای جدا و تک تک ...دفترا سد میبندن برای قلم....

فردایی دیگر
فردایی دیگر

دهنم پر از حرفای شکافدار.....

فردایی دیگر
فردایی دیگر

اون وقتا روبروی دانشگاهمون یه پارک بود ..یه عالمه گنجشکم داشت... بیشتر وقتا براشون غذا میبردم....یه گربه سیاه هم بود ..وقتی گنجشکا جمع میشدن غذاشونو بخورن اونم کمینشون مینشست ...منم برای اینکه گربه سیاهه بهشون نزدیک نشه مینشستم روی نیمکت و خوردنشون رو نگاه میکردم....خب گربه سیاهه هم گرسنه بود ..و من هیچ وقت اینو دقت نکردم...تا اینکه یه روز به جای گنجشکا حواسم رفت به گربه سیاهه و خیره نگاه های دزدکیش به گنجشکا و خودم شدم....حسرت چشماش هنوزم اذیتم میکنه ...اون روزم حسرت نگاهش به اون گنجشکا بغضمو شکست ..خیلی از دست خودم ناراحت شدم...از اون به بعد یا نرفتم اونجا یا رفتم و برای اونم غذا بردم.....(اینو الان داشتم تو ذهنم مرور میکردم که چرا؟چرا به حسرت نگاه های همدیگه بی تفاوتیم انقدر ؟..چرا؟..یعنی چقدر خودمونو دوست داریم که دیگری رو یادمون میره؟)

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
فردایی دیگر
ایثار.jpg فردایی دیگر

همه ,همین کلمه ای که ریشه هنجاره ......همین همه ,خیلی وقتا سد راه اراده های خیلی از ماست ....خیلی وقتام زیبایی جمعیتی برای اراده است ,برای ازادی ,برای شرف,برای من ,برای تو..

✔ عـلـ[بابا]ــی
زن4.jpg ✔ عـلـ[بابا]ــی

ای زنی که صبحانهٔ خورشيد، در پيراهن توست ... پيروزی عشق نصيب تو باد ... ! [احمد شاملو / عکس از: ایرج سالاروند]

فردایی دیگر
فردایی دیگر

از وقتی رفت مدیریت رسانه بخونه غیبش زد, وبلاگشم بست سکوت مطلق, هیچ و هیچ ..دیروز فهمیدم یکی از افسرای ارتش سایبریه ......چرا انقدر باید شگفت زده بشم ..چرا؟

فردایی دیگر
فردایی دیگر

غرور و تکبر یکی نیستن .....

فردایی دیگر
فردایی دیگر

همچو آن پیمبر سپید موی پیر لحظه‌ای که پور خویش را به قتلگاه می کشید.... از دو سوی این دو بانگ را به گوش می‌شنید ,,,بانگ خاک سوی خویش و بانگ پاک سوی خویش,, هان چرا درنگ با ضمیر ناگزیر خویش,,, جنگ این صدای او صدای ما صدای خوف یا رجای کیست؟

فردایی دیگر
فردایی دیگر

این صدا صدای کیست؟ ..این صدای سبز نبض قلب آشنای کیست؟.. این صدا که از عروق ارغوانی فلق وز صفیر سیره و ضمیر خاک و نای مرغ حق می‌رسد به گوش ها صدای کیست؟

فردایی دیگر
فردایی دیگر

فقط سرده ...همه هم خوابشون میاد....میل بیداری هم نیست ...یعنی کسی حوصله بیداری رو نداره ....زمستونو نگفتما....اوضاع جهانمون رو میگم...جهان اندیشمون.

فردایی دیگر
فردایی دیگر

یاس ....بی سبب نیست که اینهمه دوستت دارن..(.هنر برای اجتماع )..هنرمند برای مردم..برای جامعه .... و یاس هست.

✔ عـلـ[بابا]ــی
پناه.jpg ✔ عـلـ[بابا]ــی

هر قدر هم که ضعیف باشی ... گاهی اوقات می توانی پناه و تکیه گاه باشی ... !

فردایی دیگر
فردایی دیگر

درییییغ کز شبی چنین...