فردایی دیگر
خورشید ازادی و عدالت غروب نمیکند ...این چشمان مه گرفته ماست که اراده دیدن نمیکند ....فانوس هایی هنوز می تابند و راه هایی هنوز روشن است ...یک روز همین خورشید روشن این هوای مه گرفته را از پیش چشمانت خواهد زدود اگر اختیار ازادی کنی..اراده دیدن. .....(برای موعود دین من ..مهدی * بزرگ*)
فردایی دیگر
کودکان کار و رشد نگران کننده امار ان..
فردایی دیگر
دست بزرگ دستیه که از روی دستای دیگه رد نمیشه تا برسه به چنتا دست اخری ...اولین دستی که میاد دم دستش میگیره .....درست مثل دست مولای من* علی* ..
فردایی دیگر
برابری ........مساوات .....عدالت .......چقدر اشنا به نظر میان ....دیگه حتی شعار هم نیستن انگار..
فردایی دیگر
سه ساعت چت با خدا ................یه بارم اینو تجربه کن ...
فردایی دیگر
خیز تا کاری کنی ..................عبارت دیگری از عمو البرت..شرح در عکس.
فردایی دیگر
ماییم و نوای بی نوایی/بسم الله اگر حریف مایی......(خدایا به امید تو)
فردایی دیگر
وطن یعنی گذشته ..حال ..اینده ...._____________چنین گذشتگان انند گذشتگان وطنم..به یاد میرزا کوچک خان جنگلی ...کوچک جنگل و بزرگِ رسالت
فردایی دیگر
ای جان جانانم... میرزا کوچیک خان م__________________روز میرزا ...به یاد میرزا.
فردایی دیگر
یکی از موضوعات کاری ایندم....همین موضوعی هست که چند شب پیش تحلیلش رو از یکی از شبکه های خارجی دیدم (اینترنت)...موشکافی شکوهندی ایین های مذهبی در ایران و زوال اصول مذهبی ...
فردایی دیگر
من هم مي ميرم اما نه مثل غلامعلي که از درخت به زير افتاد**********.من هم مي ميرم اما نه مثل گل بانو که سر زايمان مرد*********من هم مي ميرم اما نه مثل حيدر که از کوه پرت شد****من هم مي ميرم اما نه مثل فاطمه از سرما خوردگي****ادامه در دیدگاه...
فردایی دیگر
درد من درد است....چه از چپ چه از راست..نمیدانم.شاید راست گفته اند که مردی و دردی. اگر این طور ست کاش میشد نامرد بود و درد نداشت..اما نه نباید.
فردایی دیگر
شیطان روزی با من چنین گفت : " خدا را نیز دوزخی هست ؛ دوزخ او عشق به انسان است." و چندی پیش شنیدم که گفت :"خدا مرده است ،رحم خدا به انسان او را کشت.
فردایی دیگر
از انسانها غمی به دل نگیر. زیرا خود غمگینند.با آنکه تنهایند از خود می گریزند زیرا به خود، به عشق خود وبه حقیقت خود شک دارند. پس دوستشان بدار اگر چه دوستت نداشته باشند
فردایی دیگر
شخصی از امام حسن علیه السلام معنای سیاست را پرسید. آن حضرت فرمودند: «سیاست آن است که حقوق خدا و حقوق بندگان زنده و بنده های درگذشته خدا را رعایت کنی». آن گاه برای توضیح بیشتر فرمودند: «حقوق خدا آن است که آن چه را خدا از انجام واجبات و ترک محرمات تکلیف کرده به طور کامل رعایت کنی. حقوق بندگان زنده آن است که وظایف خود را نسبت به برادران دینی انجام دهی. در خدمت گزاری برادر دینی درنگ ننمایی و نسبت به رهبر جامعه اسلامی تا زمانی که نسبت به مردم اخلاص دارد اخلاص داشته باشی و هر وقت از راه راست منحرف شد، اعتراض کنی. حقوق بندگان در گذشته یاد کردن نیکی ها و چشم پوشیدن از بدی های آنهاست».