دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شب نامه یعنی ننوشته هایی که نوشته میشوند... مگوهایی که گفته میشوند... شبنامه ها... نامه های شبانه دل هاست ... به امید آشکار شدن تا مرز روزنامه‌گی... حالا از مرز اتاقک تو تا جهان همه... دیدنی های من از دلم برای چشمان دل تو...
شبنامه ها ... نامه های شبانه‌ی دل‌هاست ... به امید آشکار شدن تا مرز روزنامه گی ... جسارتِ روشنی .

جزئیات گروه

شناسه 1541
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 2055 پست
عضو 215 کاربر
طرفدار 27 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 167
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 132
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 52

کاربران گروه

(213 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

شب نامه
شناسه‌: 1541 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
فردایی دیگر
فردایی دیگر

راستش را بخواهید دلمشغولی های زندگی روزانه نه ...حصارهایی که محکوم به سکوت میکنند ...دست میبندند.....امروز سکوت حلال ترین شرع مقدس شده ست ...شرعی که دین و مکتبش هنوز نمیشناسم ....اغراق نیست که بگویم هر گاه به مومنه گی این سکوت شرعی ِچنین شرع نوینی می اندیشم ...بغض راه گلوی بی نوای افکارم را میگیرد ...گویی گفتگو ..گویی گلایه ...گویی شکوه ..گویی اعتراض حتی بر نفس خود مرا میترساند .... اعتراف میکنم زیاد ترسیده ام ..برای همین قلمم افسار گسیخته میرود که فریاد بزند ...می رود که چاره های نیافته اش را اری حتی نیافته اش را شجاعت گفتن کند ..اما دستهایی بر دهان قلم نهاده اند که ...کوچک ..حقیر ..اقلی چون مرا میترساند ...چه برسد به ....

فردایی دیگر
فردایی دیگر

گفته بودم سکوت ها را باید شکست ....................به کدام شجاعت ؟...کافر کیش شرع جسارت شده ایم ....همه ...همه مان

فردایی دیگر
فردایی دیگر

بیچاره آزادیست میان ما ...و نه ما!.. همانی که در بند نان است .... اری بی نانیست که تمنای ازادی می اورد ...بی نانی .........(حکایت طالبان راه رهایی ِ همعرصه های من)

✔ عـلـ[بابا]ــی
گلسرخ9.jpg ✔ عـلـ[بابا]ــی

به خاطر کندن گل سرخ اَره آورده‌اید ؟ چرا اره ؟ ... فقط به گل سرخ بگویید: تو، هی تو ! ... خودش می‌افتد و می‌میرد ... !/ [بیژن نجدی]

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
غم عشق.jpg ✔ عـلـ[بابا]ــی

غم ، احساسات را تلطیف میکند و شادی ، دلهای مجروح را التیام می بخشد ... اگر بنیاد غم و حرمان برمی افتاد ، روح آدمی شبیه لوحی سپید می شد که بر آن چیزی جز خودپرستی و آزمندی ثبت نبود ... !

فردایی دیگر
فردایی دیگر

ای ستاره ها مگر شما هم آگهید.. از دوروئی و جفای ساکنان خاک ..کاین چنین به قلبِ آسمان نهان شُدید، ای ستاره ها، ستاره های خوب و پاک ....

فردایی دیگر
فردایی دیگر

خدا میدونه ...چقدر عدالت خواهیمون بسته به نونمونه ..چقدر خوب حرف زدنمنون به بسته به منفعتمونه ...خدا میدونه چقدر همین شعارای قشنگمون بسته به رسم روزگارمونه ....خدا میدونه ...خدا ...

فردایی دیگر
فردایی دیگر

اینجا تمــــام ِ حنـــجره هــــــا لاف می زنند/ هرگز کسی هر آنچه که می گفت،آن نبود!

این ارسال را بازنشر کرده است.
فردایی دیگر
فردایی دیگر

دیروز عصری رفته بودیم خرید ...نیم ساعتی تو ماشین منتظر دختر خالم بودم بیاد ..........تو این نیم ساعت یه پیرزن سر چهار راه دیدم ...نشسته به بود نام نازیبا و مکدر گدایی مشغول ..تمام حواسمو دادم بهش ....تو نیم ساعتی که بودم پنجاه هزار تومنشو خودم به اسکانس دیدم غیر از پولای خورد زیر هزار ....کاسب شد ..............همه درختا رو ما دونه نذاریم تو جامعه ابشو خودمون میدیم ...ماییم درختشون میکنیم ...ما ...

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

در مكر او در فكر اين، در شُكر او در ذكر اين / از حاجيان تا ناجيان، شيطان به شيطان ديده ام / ديدى اگر بى خانمان، از هر تبارى صد جوان / من پيرهاى ناتوان، دربان به دربان ديده ام / اى روزگار «دل شكن»، هر دم مرا سنگى مزن / من سنگها در «لقمه نان»، دندان به دندان ديده ام / ... !

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی

هیچکس سرش شلوغ نیست همه چیــــز بستگی به "اولــویـت ها" دارد !!!.

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی
توسط موبایل در شب نامه

ﺧﺎﺹ ﺑﻮﺩﻥ ﺗﻮﯼ ﻣﻐﺰ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﻪ ... ﻧﻪ ﺗﻮﯼ ﻋﮑﺲ

فاطمــه ﺑﺎﻧﻮ
فاطمــه ﺑﺎﻧﻮ

امشب ، هنگام خوابیدن ، قدری با خود فکر کنیم که امروز چه کرده ایم که فردا ، لایق زنده ماندن باشیم...

فاطمــه ﺑﺎﻧﻮ
فاطمــه ﺑﺎﻧﻮ

مواظب باش! كسی كه سر نماز حواسش جمع نباشد، در زندگی نیز حواسش اصلاً جمع نخواهد شد.!

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

من یکی را می‌شناسم صبح‌ها لیبرال است .....ظهرها چپ می‌زند....... و غروب که از کوچه‌ی تاریک می‌گذرد زیرِ لب آهسته می‌گوید: ...."بسم‌الله........"