دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

برای کسانی که مخاطب خاصی ندارن ... !!
برای همون حرفایی که مخاطـب نداره ... !!
بذار دلت بگه و دستت بنویسه ... نگاهت هرچی گفت ... دلت شنید ... دستت مینویسه...
راحت باش . . .
سخن مدیر: اینجا جاییِ که میتونی هرکی دلتو شکونده ،دلشو بشکونی ! ولی مگه میشه کسی که طعم تلخ دل شکسته گی رو چشیده دل بشکنه . . . !!

جزئیات گروه

شناسه 774
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع روزنوشت و شخصی
ارسال 2681 پست
عضو 379 کاربر
طرفدار 30 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 68
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 115
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 41

کاربران گروه

(374 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

بی مخاطب
شناسه‌: 774 · روزنوشت و شخصی
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
داداِ جوجو
داداِ جوجو
توسط موبایل در بی مخاطب

رنج عشق اربرده ای ازروزگارمامپرس... روزهجراردیده ای ازشام تارمامپرس

داداِ جوجو
داداِ جوجو
توسط موبایل در بی مخاطب

پیامی از جانب خدا ای عزیزی که امروز این را می خوانی و یا می شنوی ،بدان که من ،خدایی که در  کتابهای درسی برای تو تعریف کرده اند و می سوزاند و بر تو قهر می کند نیستم .   داستان من و تو داستان دیگری است. و داستان از آنجایی شروع شد که روزی در...ادامه ؛ بخونيدش البته اگه دوستداشتيد...

داداِ جوجو
داداِ جوجو
توسط موبایل در بی مخاطب

دروتی دخترک خردسال بسیار اندوهگین است.چون زن بد جنس دهکده می خواهد سگش  توتو را از او بگیرد. از شدت نا امیدی نزد عمو هنری و عمه اما می رود تا راز دلش را با آنها در میان بگذارد.  اما آنها که هزار کار و گرفتاری دارند به او می گویند: " بدو برو پی کارت" دخترک به سگش  تو تو می گوید : " آن بالا بالا ها ...بالای آسمان ها ... آنجا که همه ی  مردم خوشحال و خوشبختند و حتی یک آدم بد جنس هم پیدا نمی شود ، یک جای خیلی عالی هست که می خواهم آنجا باشم!" ناگهان تند بادی از جانب کانزاس می آید و دروتی و توتو را بلند می کند و به بالای آسمان به  شهر زمرد می برد. ابتدا همه چیز خوب و خوش به نظر می رسد.اما دوباره همان تجربه ها و ترس های قدیمی از  نو سر بر می آورند. اکنون زن بد جنس دهکده به پیرزن جادوگر وحشتناکی بدل شده که باز قصد ربودن توتو را دارد. و حالا چقدر دلش می خواست که می توانست به دهکده ی خود در کانزاس بازگردد... خدا ميدونه كه چقدر دوستدارم، منم به شهر خودم برگردم...؛

داداِ جوجو
داداِ جوجو
توسط موبایل در بی مخاطب

لحظه ای یاخته های قلبم ، با آرزوی در آغوش کشیدنت ، پرواز کردند و در گلویم نشستند... آرزوهایم کوچک است و دلم قانع ... . . امشب آسمان بالهای خوابم را چیده است... و من هنوز بر خاکم. . . دید ه ام را بدرقه ی راهت می کنم .... روزی ، در سپیدی ِ بی نهایت ، ...

داداِ جوجو
داداِ جوجو
توسط موبایل در بی مخاطب

شبی در نهان خانه ی دل غرق بود...بر یار نامه ای می نوشت.میزبان بود و او میهمان دلش. نوای تار ، روحش را پرواز و دلش را شستشو می داد. حزنی زیبا و پرواز گونه بر قلبش می نشاند که با حزن مسائل روزگار تفاوتی عجیب ...

داداِ جوجو
داداِ جوجو
توسط موبایل در بی مخاطب

گاهی از چشم هم می افتیم، بی آنکه ایستاده باشیم روی لبه ها یا کسی هل مان داده باشد.از چشم هم می افتیم ؛

داداِ جوجو
داداِ جوجو
توسط موبایل در بی مخاطب

خشم را با سکوت درمان کنید و خواهشهای نفسانی را با عقل"حضرت على (ع) "

*محـمــدامـیـنــــــ *
*محـمــدامـیـنــــــ *

آدم هـا كه عوض می شونـد از "سلام" و "شب بخیـر" گفتن شـان می شـود فهمیـد ! از بـوسه هـا و نـگاه هـا ! از گودال هـای ِ عمیقـی كه بیـن ِ تـو و خودشـان می كـَنند ! و تویش را پـُر از دلیـل می كُـنند ! و بعضـی هـا را بی خیـالَش می شونـد ! یك گودال هم ، تـوی ِ دل ِ تـو می كـَنند ! كه این یكـی را ، خـودت بایـد پـُر كُـنی ..

*محـمــدامـیـنــــــ *
*محـمــدامـیـنــــــ *

لحظه هایی که انتظارِ آمدنت را می کشَیدَم... آنقدر کِش آمدند... که دیگر فراموشم شُده... این انتظارهایِ بی حاصل برایِ چه بوده .ـ.ـ.ـ

*محـمــدامـیـنــــــ *
*محـمــدامـیـنــــــ *

گاهی نباید ناز کشید ، نباید آه کشید ، نباید انتظار کشید ، نباید درد کشید ، نباید فریاد کشید ، تنها باید دست کشید و رفت!!!

داداِ جوجو
داداِ جوجو
توسط موبایل در بی مخاطب

کاش میشد از خدا غافل نبود کاش در افکار بی حاصل نبود کاش میشد بر شیاطین چیره شد تا رها از بند با این شیوه شد کاش دستم را بگیرد توی دست تا شوم از دست او من مست مست کاش میشد مست باشم تا ابد سر بر آرم دست افشان از لحد کاش میشد تا که در روز جزا شاد باشم از عمل پیش خدا کاش میشد یک نفس دیدار یار تا شوم مدهوش ؛ گردم بیقرار

داداِ جوجو
داداِ جوجو
توسط موبایل در بی مخاطب

کاش میشد تا خدا پرواز کرد پای دل از بند دنیا باز کرد کاش میشد از تعلق شد رها بال زد همچون کبوتر در هوا

داداِ جوجو
داداِ جوجو
توسط موبایل در بی مخاطب

از سخن چینان شنیدم آشنایت نیستم خاطراتت را بیاور تا بگویم كیستم سیلی هم صحبتی از موج خوردن سخت نیست صخره‌ام ، هر قدر بی‌مهری كنی می‌ایستم تا نگویی اشك ‌های شمع از كم طاقتی ست در خودم آتش به پا كردم ولی نگریستم چون شكست آیینه، حیرت صد برابر می‌شود بی‌سبب خود را شكستم تا ببینم چیستم زندگی در برزخ وصل و جدایی ساده نیست كاش قدری پیش از این یا بعد از آن می‌زیستم

داداِ جوجو
داداِ جوجو
توسط موبایل در بی مخاطب

کاشکی دیوانه بودم تا دلم غمگین نمیشد یا چنین بر دوش صبرم بار غم سنگین نمیشد

داداِ جوجو
داداِ جوجو
توسط موبایل در بی مخاطب

خدایا کاش می شد دوباره به همون دورانی برگردم که تنها غمم “شکسته شدن نوک مدادم ” بود ای کاش……..