دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

حسین پناهی.

جزئیات گروه

شناسه 112
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 450 پست
عضو 388 کاربر
طرفدار 10 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 66
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 330
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 175

کاربران گروه

(386 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

حسین پناهی
شناسه‌: 112 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
آریــَــن
303514_310897385669273_1631658758_n.jpg آریــَــن

. . . . . . خُدا بیامُرزُدِت . . . .

آریــَــن
204161139219564112226200151013696251225221.jpg آریــَــن

من اگه خــــــــــدا بودم . . . یه بار دیگه تمـــــوم بنده هام رو میشمردم ببینم که یه وقت یکیشون تنــــــها نمونده باشه ... و هوای دو نفره ها رو انقدر به رخ تک نفره ها نمی کشیدم..!! حسین پناهی

نیما صابری
نیما صابری

ما چرا می بینیم؟ ما چرا می فهمیم؟ ما چرا می‌پرسیم؟ مگس هم می بینه، گاو هم میبینه، می بینه که چی بشه؟ که مگس به جای قند نشینه رو منقار شونه به سر، گاو به جای گوساله اش کره خر رو لیس نزنه، بز بتونه از دور بزغالشو بشناسه! خیلی هم خوبه که ما می بینیم، ورنه خُب کفشامون لنگه به لنگه می شد! اگه ما نمی دیدیم از کجا می فهمیدیم که سفید یعنی چه؟ که سیاه یعنی چی؟ سرمون تاق می خورد به در، پامون می گرفت به سنگ، از کجا می دونستیم بوته ای که زیر پامون له می شه کلم ِ یا گل سرخ؟ هندسه تو زندگی کندوی زنبور چشم آدمه ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
نیما صابری
نیما صابری

گربه کِی به خاطر سر و صداش تو نیمه شب از یه پیر مرد تنها که دو ساعت تو سکوت فکر کرده تا که اسم زنش یادش بیاد عذر خواهی کرده؟

نیما صابری
نیما صابری

به خدا ایمان داری؟! خدا تو جوانه انجیره / خدا تو چشم پروانه است، وقتی از روزنه پیله اولین نگاهش به جهان می افته / خدا بزرگتر از توصیف انبیاست / بام ذهن آدمی حیات خانه خداست / خدا به من نزدیکه، همین قدر که تو از من دوری!

این ارسال را بازنشر کرده است.
Mr.SileNce
Mr.SileNce

این جهان زیر سیگاری من است . . .

Mr.SileNce
Mr.SileNce

یک دانه سیگار دارم و هزار معمای لاینحل . . .

Mr.SileNce
Mr.SileNce

تو اگر می دانستی که چه زخمی دارد خنجر از دست عزیزان خوردن از من خسته نمی پرسیدی: آه! ای مرد،چرا تنهایی؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
آریــَــن
Hosein-panahi_yazdfun.jpg آریــَــن

می خواهم برگردم به روزهای آن زمان ها که : تنها بود . ، تنـــها در خلاصه میشد نــقطه ى زمین ، شــانه های بــود ... بدتـرین ، و های خودم بودند . تنــها دردم ، های زخمـی ام بودند . تنـها چیزی که ، بـود و معنای ، تا بود ... !

امیرفال
امیرفال

پنجره را ببند و بیا تا هم بمیـــ ـــ ـــ ـــریـــم عزیزم...

امیرفال
امیرفال

همه اینو میدونن ، که بارون ، همه چیز و همه کسمه....

آریــَــن
560724_424125204275396_1436621541_n.jpg آریــَــن

های خشكت را وقتی نشانم دادی، از داشتن بيش از اندازه تو ترسيدم...

دینا
دینا

می دانی یک وقت هایی باید روی یک تکه کاغذ بنویسی: تـعطیــل است... و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت/ باید به خودت استراحت بدهی ...دراز بکشی ...دست هایت را زیر سرت بگذاری... به آسمان خیره شوی و بی خیال ســوت بزنی... در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند... آن وقت با خودت بگویـی بگذار منتـظـر بمانند !!!

دینا
دینا

زندگی کن * *به ضرب المثل ها اعتمادی نیست * *تازه یا کهنگی اش ، دردی را دوا نمیکند * *ماهی را هر وقت که از آب بگیری ، فقط می میرد!!

دینا
دینا

دنیا را بغل گرفتیم گفتند امن است هیچ کاری با ما ندارد ...خوابمان برد بیدار شدیم دیدیم آبستن تمام دردها یش شده ایم....!!!!