◕‿◕ YASAMAN ◕‿◕
می گفتی که دوستم داری به اندازه ی تمام قطره های بارانی که بر صورتت می ریزد! و من نیز دوستت دارم، بدون توجه به چتری که ... روی سرت گرفته ای!!
✔ عـلـ[بابا]ــی
من تمنا كردم ،كه تو با من باشي ... تو بمن گفتي ، هرگز، هرگز ... پاسخي سخت و درشت ... و مرا اين غصه اين هرگز كُشت ... !
◕‿◕ YASAMAN ◕‿◕
در هــ ـــر جغرافیایــ ــی که باشمــــــ جهـــ ـــت ها تفاوتــ ــی ندارند تمامــــ دامنه هــ ــای دلـــ ـــم ، رو به سمت "خنـده های " تــــ وستــــــ ...
◕‿◕ YASAMAN ◕‿◕
اهای سارق قلبم... نمیخواهم تمام دنیای تو باشم میروم برایت تدارک ببینم بهشت را
◕‿◕ YASAMAN ◕‿◕
چه قدر نشنیدن ها و نشناختن ها و نفهمیدن ها است که به این مردم آسایش و خوشبختی بخشیده است ...
◕‿◕ YASAMAN ◕‿◕
امشب دوباره غرق در تمنای دیدنت سرمه ی انتظار به چشمانم میکشم امشب دوباره تو را گم کرده ام میان آشفته بازار افکار مبهمم توی کوچه های بی عبور پاییزی دستان گرمت را .. نگاه مهربانت را .. شانه های بی انتهایت را منتظر نشسته ام
◕‿◕ YASAMAN ◕‿◕
چقدر دلم هوایت را می کند حالا که دگر هوایم را نداری...!
◕‿◕ YASAMAN ◕‿◕
ز حوالی رویا مرا به اشارت پنجره ای رو به آفتاب فرا خوانده ای ....! که در آن تبلور حادثه معبد و سکوت را به هم می رساند ! و من ... دلم آماسیده ی لحظه های عاشقی ! دستانم در همایش ِ لمس ِ حسی تب دار و چشمانم لانه ی کبوتران ِ از کوچ برگشته از خواب سیمرغ !!! با من آیا پای آمدنت هست ؟!! تا دشت بابونه و لاله وحشی .. آنجا که خوابِ آهو بچه از پرواز قناری نمی آشوبد ... !!!
◕‿◕ YASAMAN ◕‿◕
گاهی می توان برای عزیز خود چند سطر "سکوت" به عنوان یادگاری نوشت، تا در خلوت خود .........این سکوت تو را هر طور که خواست معنی کند
◕‿◕ YASAMAN ◕‿◕
آهنگــــــ زنگ من رو موبایلت با بقیه فرق داشت ولی آهنگــ زنگت مثل بقیـــه بود !! تو به خـــاطر اینکــه بفهمــــــــی منم و مـــن به خـــــاطر اینکه فکـــر کنم تویی
حمیده
بوی باران تازه می آید ، نکند بوی اشک تر باشد // سخنی از وفا شنیده نشد ، نکند گوش خلق کَر باشد...