ترانه خاموش
با خدا باید بنشینیم دو تایی دور میزی ترجیحا گرد متقاعدش کنم که تنهایی چقدر درد بزرگی ست تا لبخند بزرگی شاید بر صورتِ گرد ِ زمین نقاشی کند ...
ترانه خاموش
مرב میـــפֿـواهـב ... פֿــاطره ها را بـــבوטּ اشــڪــ مــــرور ڪـــرבטּ ...
ترانه خاموش
ایســــــتــــاده ام … بگـــذار ســـرنوشـــت راهـــش را بـــرود … ! مـــن ، همیــن جا ، کنار قـــول هـایت ، درســــت روبــروی دوســـت داشتـــنت و در عمــــق نبـــودنت ، محـــــکم ایــستاده ام !!
ترانه خاموش
پس از باران به دیدن چشم های من بیا من... پر از خوابهای بارانی ام...
ترانه خاموش
دلم هواي بي هوايي دارد.. يك جاي دنج ميخواهم ،جايي شبيه يك كلبه ميان انبوه درختان سر به فلك كشيده... يا جايي شبيه يك قايق ،ميان آبهاي آرام اقيانوسي... يا يك جزيره اي دور، خالي از اينهمه همهمه و دغدغه... دلم ميخواهم چند روزي كوله ام را بردارم و بروم جايي به دور از هر چه توهم موهوم شب است و بينديشم به تلالو زيباي روز... بروم جايي كه آسمانش هميشه رنگين كمان دارد... دلم عجيب بيقراري ميكند... كمي صداي پاي آب مي خواهم... كمي باران كنار ساحل... كمي شن بازي... ويك دنيا سكـــــــــوت!
ترانه خاموش
نشستم... خسته شدم... ديگر قايق نميسازم... پشت درياها هر خبري که ميخواهد باشد، باشد... وقتي از تو خبري نيست... قايق ميخواهم چه کار... مرا همين جزيره کوچک تنهايي هايم بس است ...!
ترانه خاموش
حقیقت دارد تو را دوست دارم در این باران میخواستم تو در انتهای خیابان نشسته باشی من عبور کنم سلام کنم لبخند تو را در باران میخواستم میخواهم تمام لغاتی را که می دانم برای تو به دریا بریزم دوباره متولد شوم دنیا را ببینم رنگ کاج را ندانم نامم را فراموش کنم دوباره در اینه نگاه کنم ندانم پیراهن دارم کلمات دیروز را امروز نگویم خانه را برای تو آماده کنم برای تو یک چمدان بخرم تو معنی سفر را از من بپرسی لغات تازه را از دریا صید کنم لغات را شستشو دهم آنقدر بمیرم تا زنده شوم .....
ترانه خاموش
من تو را دارم .. تا به حال دیده بودی دیوانه ای همچو مرا .. ؟ چند لحظه به وسعت تمام لحظه ها ، نگاهت میکنم .. و همین میشود که من تو را حس میکنم .. یک احساس بی پایان که تو را در بر گرفته .. احساسی که درونم را از عطر حضور عاشقانه ات پر کرده .. دستانت را به من سپرده ای و گرم شده دستهایم .. تو اینجا هستی و من همانجا .. احساس میکنی تپشهای قلب مرا .. ؟ یک عمر .. یک دنیا احساس را بر روی دوشم میکشانم .. تا برسم به جایی که خستگی در تنم نباشد .. آنقدر عاشق باشم که همه وجودم گرم باشد .. تو در قلبم باشی و من دیوانه ات .. تا همین جا ..همین خط .. بگذار آخر خطمان را نشانت دهم .. آخر خط ما یک نقطه چین است .. میخواهم همه بدانند که عشقمان ابدی است ..
ترانه خاموش
فاصله ها...... فاصله ی من با تو پله پله تا خداست......
ترانه خاموش
بهونه برای گریه زیاد هست ! اما امان از گریه های بی بهونه ....
ترانه خاموش
اینجا زمین است هیچ چیز عجیـــــب نیست آدم ها آرزوهایت را مثل سیگار دود میکنند و به و به آسمان میفرستند ...!
ترانه خاموش
هیچ بالشی ، نـــرم تر از وجدان آسوده نیست ...
ترانه خاموش
به خاطر تو.... اینبار ، بخاطر تو دوباره طلوع خواهم کرد. از پس ِ هزاران ابر ِ فشرده. که این روزها ؛ هیچ امیدی به باریدنش نیست. به خاطر تو که در من حلول میکنی ، دوباره سر بر میآورم . و به لبهایم اجازه شکفتن میدهم . دنبال ِ نامت میگردم و هی دور میشوی ... دور ِ دور...