دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سلام به همه شما عزیزان.
این‌گروه‌همانطورکه‌از‌نامش‌
پیداست‌متعلق‌است‌به‌بچه‌های‌ قدیم‌ایران‌توییت‌که‌اینجادوباره‌
دور‌هم‌جمع‌شدند.ولی‌خیلی‌
دوست‌داریم‌دوستان‌دنبالری‌هم‌
به‌جمعمان‌بپیوندند‌تا‌دوستان‌
جدید‌پیدا‌کنیم.
درب‌این‌خانه‌مجازی‌ما
همیشه‌باز‌است.خوش‌آمدید!
نحوۀ ارسال مطلب از طریق sms به گروه بروبکس توییت :
1-ابتداصفحهsmsخودرابازکنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 480 می باشد را وارد کنید. بصورت [480]
3- سپس sms را به شماره 30007650004444 ارسال کنید
----------

جزئیات گروه

شناسه 480
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 38597 پست
عضو 781 کاربر
طرفدار 72 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 15
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 19
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 2

کاربران گروه

(776 کاربر)

مدیران گروه

(6 مدیر)

برچسب‌های کاربری

بروبکس توییت
شناسه‌: 480 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
رهگذر
رهگذر

پنهان مکن ای رودِ روانی، جرَیان چیست؟!... با یادِ که آواره ی هر کوره کویری؟ "محمد مهدی سیار"

رهگذر
رهگذر

درخت دافعه دارد كه سیب می افتد ...وگرنه هیچ سقوطی نشان جاذبه نیست... "فاضل نظری"

رهگذر
رهگذر

گر اندک قوتی می داشتم می رفتم از یادش... غبار خاطر او گشته ام از ناتوانی ها ...(فطرت مشهدی)

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

آدم مغرور ... مثل کسی است که بالای کوه ایستاده و همه را کوچک می بیند ... غافل از اینکه مردم هم از پایین او را کوچک می بینند ... !/

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

ای ساربان آهسته رو کآرام جانم می‌رود / وآن دل که با خود داشتم با دلستانم می‌رود / من مانده‌ام مهجور از او بیچاره و رنجور از او / گویی که نیشی دور از او در استخوانم می‌رود ... !/ [سعدی]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم / وین درد نهان سوز نهفتن نتوانم / تو گرم سخن گفتن و از جام نگاهت / من مست چنانم که شنفتن نتوانم ... !/ [شفیعی کدکنی]

این ارسال را بازنشر کرده است.
ترانه خاموش
32993_qTbrEUA9.jpg ترانه خاموش

اما من و تو دور از هم می پوسیم غمم از وحشت پوسیدن نیست غمم از زیستن بی تو در این لحظه ی پر دلهره است دیگر از من تا خاک شدن راهی نیست از سر این بام این صحرا این دریا پر خواهم زد خواهم مرد غم تو این غم شیرین را با خودم خواهم برد!!!

ترانه خاموش
ترانه خاموش

گاهی وقت ها ... دلت می خواهد با یکی مهربان باشی... دوستش بداری... وَ برایش چای بریزی... ... گاهی وقت ها... دلت می خواهد یکی را صدا کنی... بگویی سلام، می آیی قدم بزنیم؟! گاهی وقت ها... دلت می خواهد یکی را ببینی... گاهی وقت ها... آدم چه چیزهایِ ساده ای را ندارد...!!

ترانه خاموش
ترانه خاموش

مــن نمــی دانــم چــرا هــر کســی را صــدا کــردم، هــر کســی را دوســت داشتــم؛ نــاگهــان در خــم کــوچــه، گــم شــد . . .

ترانه خاموش
ترانه خاموش

من زخم های بی نظیری به تن دارم اما تو مهربان ترینشان بودی عمیق ترینشان عزیز ترینشان بعد از تو آدم ها…تنها خراشی بودندبر من که هیچ کدامشان به پای تو نرسیدند عشق من… خنجرت کولاک کرد......!!!!

ترانه خاموش
ترانه خاموش

مـלּ کـہ بـاور نـدارم اوלּ همـہ خـاطـره مـرد عـاشـق آسـمـونـا پـشـتــ یـکــ پـنـجــره مـرد ....

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

من در حرم عشقت همخانهٔ هجرانم / در کوی وصال آخر این خانه دری دارد / در مذهب درویشان کذب است حدیث آن / کز عشق سخن گوید وز خود خبری دارد ... !/ [سیف فرغانی]

این ارسال را بازنشر کرده است.
ترانه خاموش
ترانه خاموش

امروز آیینه، حزن چهره ام را تاب نیاورد ، شکست و من ماندم و هزار تکه تنهایی !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

●▬ஜ۩۩ஜ▬● { أَلاَبِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ }●▬ஜ۩۩ஜ▬●

ترانه خاموش
ترانه خاموش

گاهی نگاهش که میکنی میبینی دوستش داری، مهربان است و بی ریا… در خیالت برای احساست به او، لباس عشق میدوزی! اما هرجور که اندازه میگیری میبینی به قدوقواره اش نمیخورد دلگیر میشوی، دوباره محاسبه میکنی اما… …… نه نمیشود، قدوقامت احساست به او، به پای عشق نمیرسد دوباره اسیر تردید میشوی، آرام آرام احساست را کنار میزنی ، و تنها میشوی… با پیراهنی که هنوز اندازه هیچکس نیست.