ترانه خاموش
بی تـــــــــــ ـ ـ ـــــو حتــــــــ ـ ـ ـــی بـــــ ـاران هـــــــ ـ ـ ـم بـــ ـوی تـــ ـ ـــــــشنگی مــــ ــ ـیدهد ...
ترانه خاموش
صدایم کن ، که صدایت آرامش وجود من است! نگاهم کن ، که درون چشمانت برایم طلوع یک دنیا عشق و محبت است! دعایم کن ، که دعای تو تضمین فرداهای زیبای با تو بودن است ! نوازشم کن ، که دستان پر مهرت گرمی گونه های سرد و خیسم است ! باورم کن ، که با باور تو من عاشقترینم! اشکهایم را پاک کن ، حالا نگاهم کن ، کمی با من درد دل کن ، مرا آرام کن ! بگذار سرم را بر روی شانه هایت بگذارم ، بگذار دستانت را بفشارم ، بگذارم بگویم چقدر دوستت دارم ، مرا باور کن !
ترانه خاموش
پرنده ای هستم در قفس........ پرواز را از من گرفته اند...... بالهایم بسته است...... و احساس را از من گرفته اند..... من و امید پروازی دوباره...... من و احساس آوازی دوباره..... من و شادابی و عشق دوباره..... به من آموختند آزاد باشم میان گل ها برقصم شاد باشم..... بخوانم با نوای باد پاییز... و پروازی کنم از روی جاریز....... ولی افسوس آن عشق ها رفتند..... ******** اگر كسی مرا خواست ، بگویید رفته بارانها را تماشا كند . و اگر اصرار كرد ، بگویید برای دیدن توفانها رفته است . و اگر باز هم سماجت كرد ، بگویید رفته است تا دیگر باز نگردد .........................
ترانه خاموش
دلتنگم و دیگر هیچ.....!!!!!!
ترانه خاموش
خداحافظ... آخرین کلامی که از تو شنیدم و باز قصهی تلخ جاده و آن راه بلند... که تو را از خلوت من می ربود آسمان می گریست شیشه ها می گریستند و من مبهوت رفتنت در پس شیشه های مه آلود بغض دردناکم را بلعیدم دیوانه وار خندیدم و تو را بدرقه کردم...
ترانه خاموش
چشمانم غرق در اشکهایم شده .... دیگر گذشت ، تو کار خودت را کردی ، دلم را شکستی و رفتی .... همه چیز گذشت و تمام شد ، این رویاهای من با تو بود که تباه شد... انگار دیگر روزی نمانده برای زندگی ، انگار دیگر دنیای من بن بست شده ، راهی ندارم برای فرار از غمهایم...
ترانه خاموش
دلـــــــم تــــــنــــــگ شـــــــــده برای عکس هایی که پاره کردم و سوزانـدمشان... برای دفتر خاطراتم که مدتهاست دیگر چیزی در آن نمی نویسم... حـتـی برای آدمهای حسودی که دورو برم می چرخیدند و خـیـلـی دیـــرشناختمشان...! برای بـی خـیـالــی و آرامشی که مدتهاست که دیگر ندارمش... خنده هایی که دارم فراموششان می کنم... و برای خودم که حالا دیگـر خیلی عوض شده ام! راستی...؟؟؟؟ می دونی وقتی خدا داشت بدرقه ام می کرد بهم چی گفت !؟ جایی که می ری مردمی داره که می شکننت.. نکنه غصه بخوری ، تو تنها نیستی.. تو کوله بارت عشق می ذارم که بگذری، قلب می ذارم که جا بدی... اشک می دم که همراهیت کنه و مرگ که بدونی بر می گردی پیش خودم...
ترانه خاموش
تو ستاره ای هستی در آسمان دلم که هیچگاه خاموش نمی شوی تو خاطره ای هستی ماندگار در دفتر دلم که فراموش نمی شوی همیشه تو را در میان قلبم می فشارم تا حس کنی تپش های قلبی را که یک نفس عاشقانه برایت می تپد ...
ترانه خاموش
دوباره چسب خورده ترین قسمت سینه ام می شکند جایی که تمام ساعت های سکوت سعی به جمع کردن آن داشته ام تب می کند نگاه ... می سوزد این دلم قلبم چه بی کس است دنیا ...
ترانه خاموش
زمـآن هیـج دردی را دوآ نکــرد.. این مَن بودَم که به مــرور زمـآن عـآدت کردم.. و بـآ این هـَمه، چهـ اجبـآر سخـتی اســت،خــَنده... و بـآور کنیــد که مـَن خوشحـالــَم!
ترانه خاموش
گوشه ی اتآقم ، غرق عطر مرگـ گل هآیی ست که دآنه دآنه زندگی شآن رآ کش رفتم، تآ فآل بگیرم ، آمدنت رآ ....
ترانه خاموش
دلم به حال سیگارم میسوزد من میسوزم، سیگارم هم با من میسوزد! من به جرم عاشقی و سیگار به جرم رفاقت چه مردم بیشعوری! همه میگویند این رفیق را ترک کن ...
ترانه خاموش
گتجشک ها دل خوش کرده اند به خرده نان های عشق مان یادت باشد زمستان سختی در پیش است به خاطر من نه به خاطر گنجشگ ها برگرد !!!
ترانه خاموش
وقتـــي حرف تو مي شود... دلم سيــگار مي خواهـــد... تا بغضــم را با دود قورت بدهم... هميــــــن...!!!
ترانه خاموش
چه خـــوش خیــال اســــت...! فـــاصلـــه را می گـــویم! بــه خیــالـش تـــو را از مــن دور کـــرده... نمی دانـــد، جـــای تـــو امـــن اســـت ، اینجـــا در میـــان دل مـــن . . . "