دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آقا اینجا گروه کاموا بافی و خیاطی نیست/ قراره که یه سری دوستای خودمونی جمع بشین و با ارائه ی شیرین زدنای روزانه تون موجب خنده بشین/مثلا کارنامه سال اول ابتدایی یاروزمرگی های جالب یا حتی عذاب آور! یا یه عکس از اتاق شخصی تون....
اینجا ضرب المثل ها برعکس میشوند/جوالدوز روباید به خودمون بزنیم/ فقط واسه ی خندوندن و یا حتی گریوندنِ (!) دوستان/!!!/بیاین از زندگی خودمون بگیم تا بیشتر به هم نزدیک بشیم

جزئیات گروه

شناسه 1590
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 413 پست
عضو 197 کاربر
طرفدار 35 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 194
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 79
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 182

کاربران گروه

(196 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

جوالدوز
شناسه‌: 1590 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
فردایی دیگر
فردایی دیگر

برای دوره لیسانسم هم همین اشتباهو کردم ....الانم باز همون اشتباه ......

✓ سپـیـבـღ جـے گــیلــے❥
✓ سپـیـבـღ جـے گــیلــے❥

که بودم همش فکــــــر میکردم ... آدما وقتی بمیرن چند وقت بعد دوباره میشن.../ واسه همین همیشه از میخواستم زودتر بمیرم که دوباره به دنیا بیام

فردایی دیگر
فردایی دیگر

امروز یاد لباس نوهای اولین روز مدرسم افتادم ...چقدر دوسشون داشتم...از روزی که رفتم مدرسه ...تا وقتی پیش دانشگاهیمو تموم کردم ...فقط سه بار کفشای غیر سفیدداشتم..بقیشون همش سفید بودن .....اون سه بارم ..یه بار زرد بود کلاس اول راهنمایی بودم تقریبا نیمه های سال بود... یه بارم صورتی سال سومم اونم باز سفید داشت توش یه بارم سیاه بود کلاس دوم دبیرستان چندماه بعدش باز یه سفیدشو داشتم...جورابمو ولی همیشه سفید بود ....من دلم مدرسه خواست امروز.. خیلی ..

فردایی دیگر
فردایی دیگر

دوستم میگفت یه بار همکلاسیش میخاسته یه شماره تلفن رو یادداشت کنه ....مداد میخاسته ازش ..هر چی تو کیفش میگرده پیدا نمیکنه ...از قضا دم دستش یکی از مدادای ارایشیش میاد ...میده دست اقا ...اقا هم بی توجهی مینویسه ..میبینیه سنگین مینویسه مداد ...وقتی نوشتنش تموم میشه ..برش میگردونه میگه خانوم فلانی متشکرم ولی خیلی بد رنگ بود..

امیرفال
امیرفال

می شود که مجازی هم از واقعی ، واقعی تر شود... : )

و 15 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
فردایی دیگر
فردایی دیگر

وقتی تایپ کردم ..خنیاگرِ مهربانی ........................به قول خودش تند خوند و به هر چی میتونست بهم تندی کرد .....پرسیدم مگه چی گفتم ..گفت بهم گفتی خیانتکار ...گفتم میشه یه بار دیگه بخونین من چی نوشتم ؟............حکایت تلخیه این دلا..

فردایی دیگر
فردایی دیگر

سکر و مستی........................استاد میگه تو عرفان یه دنیا و تو دنیا ,یه دنیا..................مست هم میشیم مست شیم..........(تو روخدا دیگه کثیفش نکن)....

فردایی دیگر
فردایی دیگر

دقیقا الان چشمام خیسه ..گوشی رو که برداشتم ذوق زده شدم ...نتونستم بغضمو نگه دارم ...شکست ....خیلی خوشحالم خیلییییییییییییییییییییییییییییی...دلم تنگ شده بود ...یه دنیا..بعد یه ماه صداشو شنیدم..

فردایی دیگر
فردایی دیگر

....مامانمم طرفدار آرینه.....پرستارشم طرفدار آرینه...بابامم طرفدار آرینه........شمام که میدونم آرینو دوست دارین .....بعدم اخم کرد یه گوشه نشست ......فقط کافی بود بهش بگم من تو رو از همه بیشتر دوست دارم ......کلی ذوق زده شد و گفت ...مامانمم منو بیشتر دوست داره ..پرستار ارینم منو بیشتر دوست داره ..بابامم منو بیشتر دوست داره ...

فردایی دیگر
فردایی دیگر

امروز برای ظهر سجادمو که پهن کردم سجاده داداش بزرگمو اورد گفت خاله ...سنگینه بگیرش ..ازش گرفتم براش پهنش کردم..چادر سفید فاخته رو اورده میگه خاله برام درستش کن..گره زدم براش....باهم نماز خوندیم ..کوچولو بلد نبود ..به من نگام میکرد هر کار من میکردم انجام میداد .....تموم کرده میگه خاله ....من هم بسم الله الرحمن الرحیم میگم هم یا حسین ...

فردایی دیگر
فردایی دیگر

خودمم شبا عاشقانه های ارومم رو مینویسم .....................دارم یه کار عاشقانه رو انجام میدم .....خیلی میشه تا تموم بشه ...این چهارمین کار عاشقانه ای هست که دارم انجام میدم....

فردایی دیگر
فردایی دیگر

امروز یه اقایی داستانشو اورد نقد کنم ....باور کنید خوب ننوشته بود ...منم گفتم پرش تو داستانتون زیاده ..اصرار کرد بیارمش خونه بخونمش .....اخه چی بگم من بهشون ..

فردایی دیگر
فردایی دیگر

خیلی بچه بودم..رفته بودیم مسافرت .....پسر خالم خیلی از ما بزرگتر بود ....از مرغ و خروسا میپرسیدم ..میگفت این مرغا با مرغای دیگه فرق دارن مرغای اینجا شیر ده هستن ..گاواشونم تخم میذارن .... طفلک من چقدر دور و برشون چرخیدم اون روز ببینم چه فرقی دارن با بقیه مرغا .....