فردایی دیگر
برای دوره لیسانسم هم همین اشتباهو کردم ....الانم باز همون اشتباه ......
فردایی دیگر
دوستم میگفت یه بار همکلاسیش میخاسته یه شماره تلفن رو یادداشت کنه ....مداد میخاسته ازش ..هر چی تو کیفش میگرده پیدا نمیکنه ...از قضا دم دستش یکی از مدادای ارایشیش میاد ...میده دست اقا ...اقا هم بی توجهی مینویسه ..میبینیه سنگین مینویسه مداد ...وقتی نوشتنش تموم میشه ..برش میگردونه میگه خانوم فلانی متشکرم ولی خیلی بد رنگ بود..
فردایی دیگر
وقتی تایپ کردم ..خنیاگرِ مهربانی ........................به قول خودش تند خوند و به هر چی میتونست بهم تندی کرد .....پرسیدم مگه چی گفتم ..گفت بهم گفتی خیانتکار ...گفتم میشه یه بار دیگه بخونین من چی نوشتم ؟............حکایت تلخیه این دلا..
فردایی دیگر
سکر و مستی........................استاد میگه تو عرفان یه دنیا و تو دنیا ,یه دنیا..................مست هم میشیم مست شیم..........(تو روخدا دیگه کثیفش نکن)....
فردایی دیگر
دقیقا الان چشمام خیسه ..گوشی رو که برداشتم ذوق زده شدم ...نتونستم بغضمو نگه دارم ...شکست ....خیلی خوشحالم خیلییییییییییییییییییییییییییییی...دلم تنگ شده بود ...یه دنیا..بعد یه ماه صداشو شنیدم..
فردایی دیگر
....مامانمم طرفدار آرینه.....پرستارشم طرفدار آرینه...بابامم طرفدار آرینه........شمام که میدونم آرینو دوست دارین .....بعدم اخم کرد یه گوشه نشست ......فقط کافی بود بهش بگم من تو رو از همه بیشتر دوست دارم ......کلی ذوق زده شد و گفت ...مامانمم منو بیشتر دوست داره ..پرستار ارینم منو بیشتر دوست داره ..بابامم منو بیشتر دوست داره ...
فردایی دیگر
امروز برای ظهر سجادمو که پهن کردم سجاده داداش بزرگمو اورد گفت خاله ...سنگینه بگیرش ..ازش گرفتم براش پهنش کردم..چادر سفید فاخته رو اورده میگه خاله برام درستش کن..گره زدم براش....باهم نماز خوندیم ..کوچولو بلد نبود ..به من نگام میکرد هر کار من میکردم انجام میداد .....تموم کرده میگه خاله ....من هم بسم الله الرحمن الرحیم میگم هم یا حسین ...
فردایی دیگر
خیلی بچه بودم..رفته بودیم مسافرت .....پسر خالم خیلی از ما بزرگتر بود ....از مرغ و خروسا میپرسیدم ..میگفت این مرغا با مرغای دیگه فرق دارن مرغای اینجا شیر ده هستن ..گاواشونم تخم میذارن .... طفلک من چقدر دور و برشون چرخیدم اون روز ببینم چه فرقی دارن با بقیه مرغا .....