دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آقا اینجا گروه کاموا بافی و خیاطی نیست/ قراره که یه سری دوستای خودمونی جمع بشین و با ارائه ی شیرین زدنای روزانه تون موجب خنده بشین/مثلا کارنامه سال اول ابتدایی یاروزمرگی های جالب یا حتی عذاب آور! یا یه عکس از اتاق شخصی تون....
اینجا ضرب المثل ها برعکس میشوند/جوالدوز روباید به خودمون بزنیم/ فقط واسه ی خندوندن و یا حتی گریوندنِ (!) دوستان/!!!/بیاین از زندگی خودمون بگیم تا بیشتر به هم نزدیک بشیم

جزئیات گروه

شناسه 1590
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 413 پست
عضو 197 کاربر
طرفدار 35 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 194
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 79
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 182

کاربران گروه

(196 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

جوالدوز
شناسه‌: 1590 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
فردایی دیگر
فردایی دیگر

همیشه هم با پسرخالم سر بادکنکامون دعوامون میشد ...دو سال از من بزرگتر بود ولی همیشه کم می اورد....نازی خیلی مظلوم بود ..

فردایی دیگر
فردایی دیگر

بچیگام بابا یه راننده داشتن ..هندی بود ....کلی عکس ازش داریم....چنتایی کلمه هندی یادم میاد ازش ......عکسا رو اخر شبی نگاه میکردیم ...یا عالمه مو دور سرش داشت ...دلم خواست ازش بنویسم .....خیلی بانمکه تو عکسا..البته اصلنم قهرمان بازی بلد نبود.

BlaCk Ho4K
1347525246284804_large.jpg BlaCk Ho4K

سفر اخیر شمال

فردایی دیگر
فردایی دیگر

بچه که بودم ...یه اردک داشتم اسمش کوی تی بود ..............عاشقش بودم...یادش بخیر وقتی کوی تیم مرد خیلی گریه کردم چن روز با همه دنیا قهر بودم..

ᵾ ₰ ᵿ ℓ
ᵾ ₰ ᵿ ℓ

بچه ها بیاین کیک تولد رسیداونم کیک عروسیشه پیشاپیش کوفت کنین عمو @امیرفال خیلی دلم میخواست یه عالمه حرف قشنگ بزنم ولی همش یادم رفت: ) فقط میگم تولدت مبارک ایشالا خنده مهمون دلت باشه ....بابت همه خوبیهات بابت بودنت ممنون

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
امیرفال
ssss.jpg امیرفال

@خــانـومـ ســـیــبシ دعوت کردن ، از یه مرد ِ طرفدار ِ مرد سالاری ، خیلی هنره هان : دی

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرفال
امیرفال

: )

فردایی دیگر
فردایی دیگر

امروز سه صفحشو نوشتم ......

فردایی دیگر
فردایی دیگر

یه بروشور به ما دادن سال اول ...توش نوشته بود هر کی نگاتون کرد ...فک نکنین عاشقتونه ..فعلا اینو داشته باشین ترم چهارم دستتون میاد چی میگم ...

فردایی دیگر
فردایی دیگر

یه بارم رفته بودم امور خوابگاه ها ....دیدم یه یه دانشجوی اقا دارن بحث میکنن با مسئولین که ژتون حمام میخام ..سال اولی بود عین من ...بقیه هم کمی راضیش میکردن کمی هم میخندیدن ... بعدا متوجه خنده اقایون شدم .اخه بنده خدا رفته بود که بره حمام سال بالایی هاشون بهش گفته بودن برای حمام باید ژتون داشته باشی ...گفته بوده باید از کجا بگیرم اونام گفتن امور خوابگاه ها ...

فردایی دیگر
فردایی دیگر

توی خوابگاه همیشه دنپاییم که گم میشد ...بعد با لبخند برام پس می اوردن و میگفتن ببخشین خواستیم باهاش یه دور بزنیم..

فردایی دیگر
فردایی دیگر

وقتی تازه اومده بودم اینجا سه ماه پیش ...حسم میگفت بعضیا خوشایندن بعضیا ناخوشایند ....حسم دروغ نمیگفت ..بعضیا اینجا خیلی دوست داشتنی ان ..این بعضیا رو خیلیاشون رو حتی باهاشون فراتر از یک سلام و علیک همکلام نشدم اما دوسشون دارممممممممممممممم..

این ارسال را بازنشر کرده است.
فردایی دیگر
فردایی دیگر

دفتر یاداشت روزانه م روی میزم بود رفته بودم کلاس ...خواهر هم اتاقیم دو روزی مهمان بود ...وقتی برگشتم خوابگاه دیدم نیست ...دفترمو دیدم روی میزم نیست کشو اولی رو باز کردم دیدم گذاشته توی کشو ...دیدم یه برگه کوچیک لاشه ...بازش کردم دیدم دو صفحه از دفتر یاداشتمو با همون مدادی که لاش بود همیشه برام نوشته بود ...اولش نوشته بود ..:مسلمان بدون اجازه دفتر مسلمان را باز نمیکند که بخواند یا بنویسد ...اما چه کنم این فضولی ذاتی من اخرش کار دستت داد ....(مومنه بودن ..و چیزای خیلی زیبایی از نقد به شخصیتم نگاشته بودن)

این ارسال را بازنشر کرده است.