فردایی دیگر
از همین حوالی ......................................اولین بارم بود میومدم یه شبکه اجتماعی ...اولین کاربری که دیدم اسمش امیر میرصانع بود .....یادمه وقتی اولین پستمو گذاشتم...بعد از چندتا نظر و نقطه دیدگاه ...گفت خواهرم مواظب این رسانه باش ...این بادیه که بی اونکه بخوای میبردت ......تو مسیرش ایستادن کار هر کسی نیست ................(.امید دارم هر جا باشن موفق باشن ..)
فردایی دیگر
باران ...باران .....باران .........___________________________از تو تا من یک دنیا تمنای حرف ارزوست .....ببار ..اینبار بیشتر ببار...برای من ...برای قلب من ..
فردایی دیگر
از وقتی یادم می اد ...کتابایی خاصی رو با کشک میخوندم...یعنی همیشه تو خونه از این کشک گردالیا داریم ......کتابایی که فکر رو به حظ میبرن ...کشک میخان...همین کشک گردالیا..
...غزلواره ...
فقط افسانهای واقعیت داشت که اسبهای سفیدش ... هرگز با آن سوار ِ قدیمی به موقع نیامدند.....
رهـــــــــــ ـا
کجایی بهترینم کجایی بهترینم دیگر صدایت را نمیشنوم و تاریکی تنهایی مرحمی شده است بر دل شکسته ام کجایی؟
فردایی دیگر
اگر خیلیا حماقت نمیکنن نه اینکه نمیتونن ........................نمیکنن .............................قدرت خاطره ها یادمون میاره ..
فردایی دیگر
این وقت شبیا ....قهوه میخوریم ..................برو بیای پاییزی رو دوست دارم ...
فردایی دیگر
همیشه من و داداشم سر اینکه کدوممون رو دستش بخوابیم دعوامون میشد ......ما دوتا فقط نبودیم که بقیه هم بودن ...چقدر رقابت داشتیم برای دستاش...(خیلی دلم هواشو داره امروز)
فردایی دیگر
خدا بیامرزه بابا بزرگمو ......هنوز مردی ....به فرشته خویی اون ندیدم ...................هرچه فکر میکنم چطور یه انسان تا این حد میتونه قلب مهربونی داشته باشه ..به جایی نمیرسم ..ندیدم هنوز چنین قلبی ندیدم ..................
فردایی دیگر
یه لیوان دارم ,امتحان کردم نیمه یه تنگ بلند ظرفیت اب داره ........