دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آقا اینجا گروه کاموا بافی و خیاطی نیست/ قراره که یه سری دوستای خودمونی جمع بشین و با ارائه ی شیرین زدنای روزانه تون موجب خنده بشین/مثلا کارنامه سال اول ابتدایی یاروزمرگی های جالب یا حتی عذاب آور! یا یه عکس از اتاق شخصی تون....
اینجا ضرب المثل ها برعکس میشوند/جوالدوز روباید به خودمون بزنیم/ فقط واسه ی خندوندن و یا حتی گریوندنِ (!) دوستان/!!!/بیاین از زندگی خودمون بگیم تا بیشتر به هم نزدیک بشیم

جزئیات گروه

شناسه 1590
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 413 پست
عضو 197 کاربر
طرفدار 35 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 194
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 79
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 182

کاربران گروه

(196 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

جوالدوز
شناسه‌: 1590 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
فردایی دیگر
فردایی دیگر

سال دوم راهنمایی ...درس حرفه و فنمون باید شال گردن میبافتیم ..یادش به خیر هر کی تو فامیل بافتنی بلد بود همتشو گذاشت رو شال گردن من . اخرشم تابستونی تموم شد ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
فردایی دیگر
فردایی دیگر

اوایل همیشه روی یکی از نیمکت های دانشگاهمون که زیر یه بید بود مینشستم .....و مینوشتم ...حس خوبی داشت ...یه روز استادم نزدیک نیم ساعت بالای سرم وایساده بود و میپرسید خانوم ببخشید ساعت چنده ؟....و من جواب نمیدادم ....اصلا حواسم نبود ..اخرشم تسبیحشو انداخت روی دفترم گفت حتی اگر این ترمو بیافتی بازم جواب نمیدی ؟...کلی شوکه شدم اون روز.

این ارسال را بازنشر کرده است.
فردایی دیگر
فردایی دیگر

همیشه از گلای دانشکده میبردیم برای استادمون .....اخرشم یه روز باغبون مچمونو گرفت..

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرفال
امیرفال

سال اول ِ دانشگاه ، با یکی (!) قرار ِ کاری ( بعله) داشتم . از استاد اجازه گرفتم که برم بیرون و اونم اجازه نداد و من هم همینجوری دراومدم ( آخه قرار ِ کاری ِ مهمی بود ) بعد اون درس رو که استاد زحمت کشید و برامون 2 رد کرد. 3 ترم دیگه هم گرفتم شانس ِ من همون استاد بود باز. بازم انداختم. آخر ِ کار ، انتقالی گرفتم به مشهد و اون دو واحد رو پاس کردم دیگه ! والا

امیرفال
امیرفال

چند روز پیش، یکی از دوستان، گوشیم رو از جلوی ماشین برداشته بود. من متوجه نشدم بودم. فکر کردم که گم شده. رفتم توی خونه و به یه نفری (!) زنگ زدم که آره لطفا تماس نگیر و پیامک (!) هم نده آخه گوشیم دست خودم نیست ... و تلفن هم روی بلندگو بود... تلفنم که تموم شد برگشتم دیدم پدرم ایستاده و میخنده ( ) منو میگی... هیچی دیگه... آبرومون رفت ! نابود شد یعنی!!!

مهشی ــد
20120724_125629.jpg مهشی ــد

به به چ دختر خانمممم خوشملییییی میتونم شماره تو رو داشته باشششششششم من آیااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟...................

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
amirhosein
20111122048.jpg amirhosein

اگه تونستید منا پیدا بکنید؟

ᵾ ₰ ᵿ ℓ
DSC00270.JPG ᵾ ₰ ᵿ ℓ

ᵾ ₰ ᵿ ℓ
eeeeee.JPG ᵾ ₰ ᵿ ℓ

واسه عوض شدن حالم...منو دو تا پسر عموهام...یکیشون مهندسی نفت اون یکی هم مهندسی برق خوندهچه خوشملیم

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرفال
dddd.jpg امیرفال

سرعت دانلود رو ببین آدم خنده ش میگیره/ مثلا اینترنت 2 مگه این سایز اصلی عکس

Glee
P1090029.JPG Glee

@نوید شایسته نویــــــــــد تـــو اون بـــالا چــــی کـــار مـــی کــــنـــی؟؟؟ . . .(الهی دختر خالت قربون این شهامتت بشه، نگا لامصب کجاها رفتهاین پسره چقده بلاست) . . . @باران @هیــــــــــوا @Jangal @jpmfm من پسرخاله مو سپرده بودم دست شمااااااا چرا مواظبش نبودین؟؟؟ تورو خدا یکی به من بگه از اونجا پایین نیفتاد؟؟؟ چیزیش نشد؟؟؟؟اگه افتاده به من بگین من طاقتشو دارمنیگا چطور امانت داری می کنن اینااااا

این ارسال را بازنشر کرده است.