از یاد رفته...
کنار آشیانه تو آشیانه می کنم ، فضای آشیانه را پر از ترانه می کنم ، کسی سوال می کند : به خاطر چه زنده ام ؟ و من برای زندگی ، تو را بهانه می کنم
از یاد رفته...
وقتی دل تنها كالائیست كه خدا شكسته ی آن را می خرد پس چرا من به دست كسی كه دلم را شكست بوسه نزنم؟!
از یاد رفته...
همیشه به یادت خواهم ماند چون می خواهم باغ آرزوهایت را بهاری کنم می خواهم دوباره به نامت سوگند بخورم و در دیده ات و در حضورت همانند ستاره ها بدرخشم! می خواهم دلتنگی هایم را با تو تقسیم کنم و در نهایت بی کسی تو را همه کس خود کنم و در صحرای وجودت شقایق های زیبارا بچینم! می خواهم نشانیم را به آئینه ها دهم تا تو مرا زودتر بیابی! می خواهم از جاده های دلم خطی سبز تا انتهای وجودت ترسیم کنم و آخر اینکه : می خواهم فقط برای یک لحظه ببینمت که بر روی نیمکت تنهایی من تکیه زدی و کلاه آرامش بر سر میگذاری و مرا به سوی خود میخوانی! و من در عین ناباوری بسوی تو قدم برمیدارم و در کنار تو بر روی نیمکت مینشینم و تا ابد نام تورا بر روی زبان می آورم. و این نیمکت مکان پیوند عشق ماست و تا همیشه برای من مقدس میماند.....
از یاد رفته...
برف آمد و پاییز فراموشت شد / آن گریه ی یک ریز فراموشت شد /..../ انگار نه انگار که با هم بودیم / چه زود همه چیز فراموشت شد . . .
از یاد رفته...
مثل یک پوپک سرمازده در بارش برف ٬ سخت محتاج به گرمای پر و بال توام/ تو اگر باز کنی پنجره ای سمت دلت ٬ میتوان گفت که من چلچله لال توام . . .
از یاد رفته...
هیچگاه عشق به همدم را پاینده مپندار و از روزی که دل می بندی این نیرو را نیز در خویش بیافرین که اگر تنهایت گذاشت نشکنی و اگر شکستی باز هم نا امید نشو ، چرا که آرام جان دیگری در راه است
از یاد رفته...
در این زندان تنهایی ، به هر سو هرکجا هستم از این بابت دلم شاد است که گاهی میکنی یادم
از یاد رفته...
مچاله کن ، بشکن ، بند بزن ، خط بزن ، خلاصه راحت باش … ارث پدرت نیست ، دل تنهای من است !!!
از یاد رفته...
تــو از آن هــایـی هستــی کــه فکــر بـه تــو ، دیــدن تــوست و دیــدن تــو فکــر تــو