ƒar$H!d
تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی همت کن وبگو ماهی ها حوضشان بی آب است.
ƒar$H!d
تـــــو رسمـه مکتبه دل
رهايي شرطه عشقـــه
مشــــکي فقط يه رمزه
يـه رنگيشم يه عشقـــه
رنگــــه ما رنگه عشقــه
عشقمـــــونم يــه رنگـه
ســـــاده بگـم تا زنده ام
مشکــــي بـرام قشنگه
بعضي مي گن که حرفه
بعضي مي گن که وهمه
اونــي که مبتــــلا نيست
نمــي تونــــه بفهمــــــه
ƒar$H!d
غــــــروب شد. خــــــــــــــــــــورشید رفت. آفتــــــــاب گردون دنبال خورشید میگشت. ستاره چشمک زد.آفتاب گردون سرش روِپایین انداخت. گـــــــــــــــــــل ها هـــــــــــــــــــــرگز خیـــــــــــــــانت نمی کنند....!!!
ƒar$H!d
این راز عـــــزل را نه تو دانی و نه من
این حرف و معما نه تـــــــو خوانی و نه من
پس از پسه پرده پرده گفتگوی مـــــــــن و تــــو
چون پــــــــرده بر افتد نه تــــــــــو مانی و نه مــــــن
ƒar$H!d
«عشــــق» تمرين «نيايـــــش» است و «نيايـــش» تمرين «سكـــــــــــوت»
ƒar$H!d
روزی وقتـــــــي
به گل نيلوفر نگاه مي کردم
ترس تموم وجودمو برداشت که شايد
منم يه روزمثل گل نيلوفر تنــــــــــــــــها بشم.
سريع از کنارمرداب دور شدم. حالا وقتي که ميبينم خودم
مرداب شدم دنبال يه گل نيلوفر مي گردم که از
تنهايي نميرم و حالا مي فهمم گل نيلوفر
مغـــــرور نيست اون خودشو
وقــــف مرداب کرده .
ƒar$H!d
چشم وقتي زيباست كه پر از اشـــك باشه
اشك وقتي زيباست كه براي عشق باشه
عشق وقتي زيباست كه براي تـــــــو باشد
تو وقتي زيبايي كه براي مـــــــــــن باشي
ƒar$H!d
برای آنان که مفهوم پرواز را نمیفهمند ، هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر میشوی . . .
ƒar$H!d
تاریک ترین ساعت شب درست ساعات قبل از طلوع خورشید است
پس همیشه امید داشته باش . . .
اشتباه نمی گرفتیم و عشق را با هوس و حقیقت را با واقعیت
ƒar$H!d
پرسید: به خاطر کی زنده هستی؟ با اینکه دوست داشتم باتمام وجود داد بزنم به خاطر تو ، بهش گفتم: به خاطرهیچکس ... پرسید پس به خاطر چی زنده هستی؟ با اینکه دلم داد می کشید به خاطر تو ، با یه بغض غمگین بهش گفتم: به خاطرهیچکس ... ازش پرسیدم تو به خاطر چی زنده هستی؟ در حالی که اشک تو چشماش جمع شده بود گفت: به خاطرکسی که به خاطرهیچ زندست...
ƒar$H!d
وقتی یکی غصه داره سوال نکن !!!!! فقط آغوش باز کن وقتی خوب شد سوال نکن !!!!!! بذار فراموش کنه
ƒar$H!d
توبه کردم که غروب و را نبینم دیگه هیچ وقت لب دریا ننشینم همه خاطره هاتو دور بریزم دیگه هیچ بهت نگم عزیزم توبه کردم واست اسمون نباشم دیگه خورشیدت نشم نور نباشم بزنم حرف دلم را دیگه اینبار برو دوست ندارم خدا نگهدار
ƒar$H!d
آنچه نامش را عشق گذاشتم هوسی است زود گذر شهوتی است بی پایان آنکه او را معشوق خواندم صیادی است بی رحم شکارچی است بی رحم من در این قصای خانه جهان محکومم تا پروانه ای باشم در حسرت نور شمع من در این زندان تنهایی اسیرم تا عاشقی باشم در پی معشوقی مرده
ƒar$H!d
دیر گاهی ست که تنها شده ام
قصه غربت غم ها شده ام
وسعت درد فقط سهم من است
باز هم قسمت غم ها شده ام
دیگر آیینه زمن بی خبر است
که اسیر شب یلدا شده ام
من که بی تاب شقایق بودم
همدم سردی یخ ها شده ام
کاش چشمان مرا خاک کنند
تا نبینم که چه تنها شده ام
من که بی تاب شقایق بودم
همدم سردی یخ ها شده ام
کاش چشمان مرا خاک کنند
تا نبینم که چه تنها شده ام
░ღ♪ امیــــــــن ♪ღ░
تشنگی بهـــــــــــــانه بود، آبـــــــــــــ را با لیــــــــــــــوان تــــــــو می خـــــــــــــواســــــــــــتم