ßάßάk яєzάiє
گستاخی خیالم را ببخش که حتی لحظه ای یادت را رها نمیکند !
ßάßάk яєzάiє
تک لحظه های زندگی همپای خاطرات توست / خونه ی قلبم کوچیکه ، اما همش به یاد توست .
ßάßάk яєzάiє
در خلوت من جز تو کسی راه ندارد / رخسار فریبای تو را ماه ندارد / غمنامه ی من غصه ی چشمان تو باشد / غیر از تو دلم دلبر دلخواه ندارد .
ßάßάk яєzάiє
خاطره تنها مدرکی است که فراموشی را محکوم می کند ، پس بمان در خاطرم .
ßάßάk яєzάiє
بیستون کندن فرهاد نه کاری ست شگفت / شور شیرین به سر هرکه فتد ، کوه کن است .
ßάßάk яєzάiє
مینویسم نامه و روزی از اینجا میروم / با خیال او ولی تنهای تنها میروم / در جوابم شاید او حتی نگوید کیستی / شاید او حتی بگوید لایق من نیستی / مینویسم من که عمری با خیالت زیستم / گاهی از من یاد کن ، حالا که دیگر نیستم .
ßάßάk яєzάiє
بیا برای یکبار هم که شده دست به خلاف بزنیم ، من اندوه تو را می دزدم و تو تنهایی مرا !
ßάßάk яєzάiє
عشق را تن پوش جانم میکنی / چتری از گل سایبانم میکنی / ای صدای عشق در جان و تنم / آن سکوت ساده و تنها منم / من پر از اندوه چشمان تو ام / آشنای دل پریشان تو ام / آتش عشق تو در جان منست / عاشقی معنای ایمان منست / کی به آرامی صدایم می کنی / از غم دوری رهایم می کنی / ای که در عشق و صداقت نوبری / کی مرا با خود از اینجا می بری ؟
ßάßάk яєzάiє
بهترین آرزوها را برای آشنایی دارم که باعث شد زیباترین ها را درون قلبم احساس کنم .
ßάßάk яєzάiє
من به چشمان پر از مهر تو عادت دارم / به تو و طرز نگاه تو ارادت دارم / عطش حسرت دیدار تو را پایان نیست / اشتیاقی است که هر لحظه و ساعت دارم .
ßάßάk яєzάiє
درود بر کسی که جسمش کیمیا ، عهدش وفا ، مهرش صفا و حسابش از همه جداست .
ßάßάk яєzάiє
سوختن با تو به پروانه شدن می ارزد / عشق این بار به دیوانه شدن می ارزد / گرچه خاکسترم و همسفر باد ولی / جستجوی تو به بی خانه شدن می ارزد .
ßάßάk яєzάiє
دوست دارم عاشقت باشم ولیکن بی نشانه / از غمت تنها بسوزم همچو یاری مخفیانه / دوست دارم عاشقت باشم ننالم در فراقت / سر دهم آوای وصلت با سرودی عاشقانه .
ßάßάk яєzάiє
ای کاش هر روز طناب دوستیمان پاره شود تا با گره زدن آن به هم نزدیکتر شویم !