دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

به خدا عشق به رسوا شدنش می ارزد / به مجنون و به لیلا شدنش می ارزد / دفتر قلب مرا واکن و نامی بنویس / سند عشق به امضا شدنش می ارزد / گرچه من تجربه ای از نرسیدن هایم / کوشش رود به دریا شدنش می ارزد .
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه Im in love :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 320می باشد را وارد کنید. بصورت [320]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید.

جزئیات گروه

شناسه 320
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 14172 پست
عضو 1259 کاربر
طرفدار 63 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 2
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 27
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 11

کاربران گروه

(1253 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

Im in love
شناسه‌: 320 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
از یاد رفته...
از یاد رفته...
در Im in love

باور نمی‌کنم که از میانتان رفتنی شدم، موجی به سوی نور بودم به ساحل شب ماندنی شدم باور نمی‌کنم که از آسمان جدایم نموده‌اند، مانند یک شهاب سوخته دیدنی شدم!

از یاد رفته...
از یاد رفته...
در Im in love

منم که برای ماندنم بهانه می جویم منم که فقط برای عشق می پویم منم که دلم برای خودم نیست و قلبم لحظه ای از آن من نیست منم که با بوی یاس زنده ام و خودم را فدای عشق کردم

از یاد رفته...
از یاد رفته...
در Im in love

وقتی آدمای دیگه رو می بینم که می خندن،خوشحالن... وقتی میبینم هر کس یکیو داره تا باهاش باشه،یکی که تو هر شرایطی در کنارشه دلم می خواد فریاد بزنم که منم یکیو داشتم،خیلیم دوسم داشت.. هنوزم میگه داره ولی رفت... من تنها نبودم... قرار نبود تنهام بذاره... ولی رفت... تنها موندم... وقتی نیستی همه دنیا واسم میشه قفس.. تو هوایی که تو نیستی نمیشه نفس کشید...

از یاد رفته...
از یاد رفته...
در Im in love

یک اتفاق بود روزی که آمدی و رهگذرانه درگاه را از غربت رهاندی روزی که آمدی و پنجره را در قفس،اشک را در عطش و مرا در حس گنجاندی ... حالا من ، چگونه این عبور نامکرر را – در وسعت تکرار تنهاییم – غرق کنم ؟ چگونه متن خاطره ات را – حادثه ی سوزان بودنت را – در منظومه ی عظیم بودنم دفن کنم ؟

از یاد رفته...
از یاد رفته...
در Im in love

باورت نمی شود که من وارهاده در میان حیرت کنون مانده با کورسویی از فانوس خاطرات دور در سیاهی شب جداییت تکه های چلچراغ را از درون کوچه های قهر تو... فاش می کنم ! من ستاره های اشتیاق را تا وصال نبض چلچراغ تا همیشه ، مهتاب می کنم !

از یاد رفته...
از یاد رفته...
در Im in love

به باغ پنجره ها سوگند میان عهد و سرشاری میان فکر و بیداری دریچه خواهم شد و من به پاس عروج پرواز آرزوهایم دوباره خیس از ترنّم دوست دوباره لبریز از « جوانه ی شور » - به شرق رؤیاها – طلوع خواهم شد ... حلول خواهم کرد !

از یاد رفته...
از یاد رفته...
در Im in love

مرا ببخش ... زمن مپرس چرا ، چگونه ؟ تا کی این چنین بی قرار و نا آرام ؟ دلی که بینوای تو شد بینوای ساز تو ، تا ابد چنین است ... مرا ببخش ... به خاطر این همه پریشانی برای این همه ناله و گلایه و زاری ... گناه بی قراریم به گردن غم توست ! تو چشم بپوش - مثل همیشه - از این گناه تکراری !

از یاد رفته...
از یاد رفته...
در Im in love

وقتی تو مثل همیشه سایه ی نگاه آرامت را از نوجوانه های عطشم دریغ میکنی نمی فهمی... و نمی دانی که شراره های شوقم را چگونه با اشک های نجیب در بی کرانه ی مرداب چشم ها - بی بغض و بی صدا – در نطفه خاموش می کنم...

از یاد رفته...
از یاد رفته...
در Im in love

پدرم ای که احساس تو پاکترین احساس است...تو می نوازی برای عشق، برای احساس، برای زندگی، لطافت و پاکی وقتی که مینوازی سراپای وجودم را افتخار و سربلندی فرامیگیرد که پدری همچون تو دارم ... ( سخن مرحوم کیانا وحدتی در 10 سالگی )

از یاد رفته...
از یاد رفته...
در Im in love

پس از تو هجوم گریه و درنگ بغض زمان پس از تو درغبار غروب ، شکست انحنای افق پس از تو در دیار غربت شبیخون حسرت و ترس بیا ببین که چه کرده ای با بلوغ حقیقت عشق بیا مرا ببین در التهاب شعله سرکش درد بیا ببین رها شده از ارتفاع بودن را ... بیا به حرمت قبله گاه نیلی عشق به وسعت سپهر اشراق یک طلوع دگر دوباره حلول کن

از یاد رفته...
از یاد رفته...
در Im in love

کنون که می روی تمام عزم لحظه های من ، فدای عزم لحظه های تو شبانگاه بی فروغ من ، ستاره پوش کهکشان راه تو نفس ، سیاه پوش رفتنت که تارو پود جان من ، غریق در عزای مرگ وعده های تو ... کنون که می روی، برو... خدا نگهدار تو!

از یاد رفته...
از یاد رفته...
در Im in love

موسیقی یعنی اندیشه، یعنی هستی را باید کردن، یعنی صدای باران را آهنگ زندگی کردن، موسیقی یعنی در خدا گم شدن و در او پیدا شدن، موسیقی یعنی عرفان یعنی تولد، یعنی با گنجشگ های بی بال پرواز کردن و موسیقی یعنی بی نیازی.

از یاد رفته...
از یاد رفته...
در Im in love

بیشترین تأثیر افراد خوب زمانى احساس مى شود که از میان ما رفته باشند.

از یاد رفته...
از یاد رفته...
در Im in love

خوشبختی ما در سه جمله است تجربه از دیروز، استفاده از امروز، امید به فردا ولی ما با سه جمله دیگر زندگی مان را تباه می کنیم حسرت دیروز، اتلاف امروز، ترس از فردا

از یاد رفته...
از یاد رفته...
در Im in love

وقتی هوا خیس می شود دلم بهانه ی تو را می گیرد و گونه هایم ؛ بوی خاک باران زده می دهند ... پنجره را باز می کنم ، نفسم می گیرد ! ... نفسم می گیرد ... ! درست مثل همان لحظه که چشمان تو در چشمان من ماند همان لحظه که منتظر ماندی تا چیزی بگویم ... امّا ... تو دیگر منتظر نماندی ... منتظر نماندی تا دوباره نامت را نفس بکشم و بگویم ... بگویم که بی تو دیگر نفسم برای همیشه می گیرد ! (مرحوم کیانا وحدتی)