memol
توسط موبایل در
دیوونه خونه
تازه انتقالی گرفته بودم به دانشگاه جدید و تازه اونجا با شیماآشنا شده بودم,منتظرش تو دانشکده نشسته بودم, داشتم با نیوشا صحبت می کردم که فردا بریم مهمونی و اونم به من شک کرده بود و هی داشتم قسم می خوردم که نه بابا , هیچ دختره دیگه ای توزندگی من نیست, کم کم آرومش کردم و دیدم شیما داره میاد قطع کردم , تا سرم و آوردم بالا دیدم سرایدار دانشکده پشتم نشسته, هی خنده تحویل من داد و منم گفتم حتما شنید...ه همه حرفامو, از شانس ما فضول و دهن لقم در میاد بذا خودم به شیما بگم,همون روز واسه شیما قصه ی نیوشا رو گفتم و گفتم که سیریش من شده و همین روزا می پیچونمش,,یهو شیما خیلی شاکی برگشت گفتخیلی کثافتی امین بدترین و نامرد ترین کسی هستی که تا حالا دیدم, اون مش رمضون , سرایدار کر و لال دانشکده سگش شرف داره به یکی مثل تو..........
memol
توسط موبایل در
دیوونه خونه
مادرم اینا رفتن شمال, به بهونه ی پروژه نرفتم و زنگ زدم دوست دخترم اومده پیشم, مشغول غذا درست کردن بود و منم پای لپ تاپ, اومد تو اتاق , بش گفتم اون بسته ماژیک منو از کشوی خودم میدی عزیزم؟چند دقیقه گذشت دیدم صدایی ازش در نمیاد, برگشتم دیدم داره منو چپ چپ نگاه می کنه, میگه اینا مال کدوم خریه خریدی؟اومدم دیدم یه سرویس نقره خیلی شیک تو کشومه, گفتم عزیزم مال تو, مگه یادت رفته ؟ امروز...سالگرد اولین روزیه که با هم شام بیرون خوردیم,کلی ذوق کرد و دونه دونه به خودش آویزون کرد سرویس و دیدم تهش یه نامه هست, توش نوشته بود" تقدیم به تنها عشقم , نیوشای عزیز به مناسبت چهارمین سالگرد آشنایی "دیدم خیلی شاکی گفت چهارمین سال کثافت ؟؟؟؟؟وسایلشو جم کرد و هر چی گفتم توضیح میدم گوش نکرد و رفت1 ساعت بعد دیدم داداشم اس ام اس داده" من یه سرویس واسه نیوشا گرفتم , تو کشو تو گذاشتم , مامان جرئت نداره کشو تورو بگرده, یه تیکش کم بشه جرت میدم "..............