اميررضا
کرمانشاهیه میره 20سواالی میگن:جواب اسم یه حیوونه: میگه میتانم بگیرمش؟ بله . یوز پلنگه؟عقابه؟شیره؟ ...نه. ...............میتانم با یه دس بلندش کنم؟ بله . فیله؟کرگدنه؟نهنگه؟ میگن نه جواب قورباغه بود باختی. میگه : به علی دانستم عارم امد بگم................
اميررضا
فقط یه ایرانی میتونه 2 سال بره سربازی 30 سال خاطره تعریف کنه...
اميررضا
دیر رسیدم...! قلبش را با عروسك و شكلات برده بودند...!!! قبل از من.
اميررضا
همه زندگیم درد است ؛ درد ! نمی دانم عظمت این کلمه را درک می کنی یا نه ؟! وقتی می گویم درد ، تو به دردی فکر نکن که جسم انسان ممکن است از یک بیماری شدید بکشد ! نه ! روحم درد می کن
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
واقعا کفم برید. اینجا تگرگ میاد در حد جزایر قناری ..... خدا دمت گرم.
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
شاید دنیا آن مجلسی نباشد که تو در آرزویش بودی ولی حالا که دعوت شدی تا می توانی زیبا برقص.
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
جام جهان دوش کجا بوده ای؟
هیــــــــــوا
به اعتراف گناهی نکرده افتادم ...مرا... بلند کن از این دروغ پایانی ....
هیــــــــــوا
در انتخاب ِ خودم یا تو یا خدایی که ... که بگذریم، از این فکرهای شیطانی ...
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
آنجایی که باد نمی وزد، آدمها دو دسته میشوند: آنهایی که بادبادکشان را جمع میکنن، و آنهایی که میدوند تا بادبادک بالا بماند.
هیــــــــــوا
تمام ِ حوصلهام را سؤال پیچیده پر از تو ام و پر از ابرهای بارانی ....
هیــــــــــوا
فضای خسته و پوسیدهی زمستانی و حسِّ مبهم «شاید تو هم پشیمانی»....
اميررضا
می دانی؟ روزی به آرزویم رسیدم... دستش را گرفتم بغلش کردم... و با او ساعتها خیابانها را متر کردم... هدفهایمان مشترک شد و روزها با یکدیگر چه دور و چه نزدیک نفس کشیدیم... وقتی رفت... فهمیدم آرزوها دست نیافتنی هستند حتی اگر در دستت، بغلت، کنارت ویاحتی نزدیکتر از نفست باشند/باشد... ... اینگونه شد که چون عقابی بالم را... چون ابری بارم را... و چون شاعری تخیلم را از دست دادم...
هیــــــــــوا
تلفن زنگ میزند شمارهی اوست مانند جامی زهر برش میدارم تا ته مینوشم بدون خداحافظی میگذارد مرا میان جامهای نیم خوردهاش روی میز سالن پذیرایی...





















14 سال و 5 ماه و 18 روز و 12 ساعت و 19 دقيقه قبل