دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

عادت ماست که بی باده و مِی مست شویم
فارغ از میکده و هرچه در آن است شویم
عادت ماست که بی وقفه به دریا بزنیم
مشکل خویش به پیشانی فردا بزنیم
عادت ماست که با اهل وفا یار شویم
رشته زلف بگیریم و وفادار شویم
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه میکده :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 303 می باشد را وارد کنید. بصورت [303]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید
4- لایک به گروه

جزئیات گروه

شناسه 303
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 29664 پست
عضو 941 کاربر
طرفدار 84 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 7
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 10
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 4

کاربران گروه

(937 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

میکده
شناسه‌: 303 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
اميررضا
اميررضا
در میکده

کرمانشاهیه میره 20سواالی میگن:جواب اسم یه حیوونه: میگه میتانم بگیرمش؟ بله . یوز پلنگه؟عقابه؟شیره؟ ...نه. ...............میتانم با یه دس بلندش کنم؟ بله . فیله؟کرگدنه؟نهنگه؟ میگن نه جواب قورباغه بود باختی. میگه : به علی دانستم عارم امد بگم................

اميررضا
اميررضا
در میکده

فقط یه ایرانی میتونه 2 سال بره سربازی 30 سال خاطره تعریف کنه...

اميررضا
73e4ed978151b6b82b5ded733ffed72d-300.jpeg اميررضا
در میکده

youseftoka بزنم چشتو در بیارم یا لایک میکنی؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
اميررضا
اميررضا
در میکده

دیر رسیدم...! قلبش را با عروسك و شكلات برده بودند...!!! قبل از من.

اميررضا
اميررضا
در میکده

همه زندگیم درد است ؛ درد ! نمی دانم عظمت این کلمه را درک می کنی یا نه ؟! وقتی می گویم درد ، تو به دردی فکر نکن که جسم انسان ممکن است از یک بیماری شدید بکشد ! نه ! روحم درد می کن

˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
در میکده

واقعا کفم برید. اینجا تگرگ میاد در حد جزایر قناری ..... خدا دمت گرم.

˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
در میکده

شاید دنیا آن مجلسی نباشد که تو در آرزویش بودی ولی حالا که دعوت شدی تا می توانی زیبا برقص.

˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
در میکده

جام جهان دوش کجا بوده ای؟

هیــــــــــوا
هیــــــــــوا
در میکده

به اعتراف گناهی نکرده افتادم ...مرا... بلند کن از این دروغ پایانی ....

هیــــــــــوا
هیــــــــــوا
در میکده

در انتخاب ِ خودم یا تو یا خدایی که ... که بگذریم، از این فکرهای شیطانی ...

˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
در میکده

آنجایی که باد نمی وزد، آدمها دو دسته میشوند: آنهایی که بادبادکشان را جمع میکنن، و آنهایی که میدوند تا بادبادک بالا بماند.

هیــــــــــوا
هیــــــــــوا
در میکده

تمام ِ حوصله‌ام را سؤال پیچیده پر از تو ام و پر از ابرهای بارانی ....

هیــــــــــوا
هیــــــــــوا
در میکده

فضای خسته و پوسیده‌ی زمستانی و حسِّ مبهم «شاید تو هم پشیمانی»....

اميررضا
اميررضا
در میکده

می دانی؟ روزی به آرزویم رسیدم... دستش را گرفتم بغلش کردم... و با او ساعتها خیابانها را متر کردم... هدفهایمان مشترک شد و روزها با یکدیگر چه دور و چه نزدیک نفس کشیدیم... وقتی رفت... فهمیدم آرزوها دست نیافتنی هستند حتی اگر در دستت، بغلت، کنارت ویاحتی نزدیکتر از نفست باشند/باشد... ... اینگونه شد که چون عقابی بالم را... چون ابری بارم را... و چون شاعری تخیلم را از دست دادم...

هیــــــــــوا
هیــــــــــوا
در میکده

تلفن زنگ می‌زند شماره‌ی اوست مانند جامی زهر برش می‌دارم تا ته می‌نوشم بدون خداحافظی می‌گذارد مرا میان جام‌های نیم خورده‌اش روی میز سالن پذیرایی...