دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

عادت ماست که بی باده و مِی مست شویم
فارغ از میکده و هرچه در آن است شویم
عادت ماست که بی وقفه به دریا بزنیم
مشکل خویش به پیشانی فردا بزنیم
عادت ماست که با اهل وفا یار شویم
رشته زلف بگیریم و وفادار شویم
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه میکده :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 303 می باشد را وارد کنید. بصورت [303]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید
4- لایک به گروه

جزئیات گروه

شناسه 303
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 29664 پست
عضو 941 کاربر
طرفدار 84 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 7
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 10
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 4

کاربران گروه

(937 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

میکده
شناسه‌: 303 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
هیــــــــــوا
هیــــــــــوا
در میکده

یه عروسک ...یه ستاره...یه گلم...چی میخوای صدام کنی....

هیــــــــــوا
هیــــــــــوا
در میکده

من با لبــــــان سرد نســــیم صــبح ســـــر می کنم تــــــرانه برای تو...

هیــــــــــوا
هیــــــــــوا
در میکده

دل من تنگ تر از ابر بهار راه من دشت پر از شب بو هاست با نگاهی پر شرم من بدنبال نگاهی هستم که پلی بین من و شرم نگاهم باشد و من اینبار سکوتم پر بار و نگاهم پر خواب!!!

˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
در میکده

دانه برفی می شوم. به عشق لمس موهایت. از آسمان به زمین سفری می کنم. با تمام بادها جنگ می کنم و از آفتاب فرار. لحظه ی رسیدن به موهایت پُر می شوم از شوق دیدار. ولی دیوار سیاهی به صورتم سیلی میزند. ذره ذره در حسرت بوی موهایت. روی چتری آب می شوم. لعنت به نظم زندگی. کاش در روزهای برفی چترت باز نمی شد.

هیــــــــــوا
هیــــــــــوا
در میکده

کسی هرگز نمیداند چه سازی میزند فردا / چه می دانی تو از دیروز چه می دانم من از فردا...

تــــرانه
تــــرانه
در میکده

آن شب که دلی بود به میخانه نشستیم ، آن توبه صدساله به پیمانه شکستیم ، از آتش دوزخ نهراسیم که آن شب ، ما توبه شکستیم ولی دل نشکستیم .

هیــــــــــوا
هیــــــــــوا
در میکده

دلم واست تنگ نشده....نه این تنها دروغمه...

هیــــــــــوا
هیــــــــــوا
در میکده

در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم...

هیــــــــــوا
هیــــــــــوا
در میکده

الا ای جان جانانم .... بزن بر ریشه ام تیشه.... که دردم را دوا مرگ است.... که دیگر این دل شیدا.... چو سنگی سرد بر قبر است.... منه تنها در این صحرا به جز عشقت چه بود همدم؟ .... بزن تیشه بر این ریشه که عمرم را دگر ختم است...

هیــــــــــوا
هیــــــــــوا
در میکده

گریه شاید زبان ضعف باشد شاید کودکانه شاید بی غرور… اما هر وقت گونه‌هایم خیس می‌شود می‌فهمم نه ضعیفم نه کودکم بلکه پر از احساسم…

هیــــــــــوا
هیــــــــــوا
در میکده

دوش خواب دیدم...هفت جوجه خروس بال و پر پنبه ای... بر سر یک مرغ پیرمادر خوابیده... می جنگند... مبادا بیدار شود...مبادا... دوش خواب دیدم...از یک تخم... هفت خروس کامل زاده شد... مبادا جوجه ای نفس کشد...مبادا... یوسف نیا...یوسف تو بخواب...خواب هایم تعبیر شد... از خواب پریدم...سحر به چشم دیدم... روبهی خوش خط و خال...تمام مرغ و خروس و جوجه و تخم ها را تکه پاره کرد... سحر به چشم دیدم...روبهی غرق خون... برای مرغ مادر لالایی می خواند... بوسه بر سر مرغ زدو...لانه را ترک بگفت ...بی مهابا برفت... اینروزها عجییییییب بی خوابم...یوسف نیا...این خواب نبود...

هیــــــــــوا
هیــــــــــوا
در میکده

رو به روی من فقط تو بوده‌ای از همان نگاه اولین از همان زمان که آفتاب با تو آفتاب شد از همان زمان که کوه استوار آب شد از همان زمان که جستجوی عاشقانه‌ی مرا نگاه تو جواب شد روبه روی من فقط تو بوده‌ای از همان اشاره‌‌٬ از همان شروع از همان بهانه‌ای که برگ باغ شد از همان جرقه‌ای که چلچراغ شد

هیــــــــــوا
هیــــــــــوا
در میکده

یعنی خدا الان بیداره کارش دارم ؟؟؟...

هیــــــــــوا
هیــــــــــوا
در میکده

دوست دارم عاشقی را هر چه هست!...