دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

عادت ماست که بی باده و مِی مست شویم
فارغ از میکده و هرچه در آن است شویم
عادت ماست که بی وقفه به دریا بزنیم
مشکل خویش به پیشانی فردا بزنیم
عادت ماست که با اهل وفا یار شویم
رشته زلف بگیریم و وفادار شویم
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه میکده :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 303 می باشد را وارد کنید. بصورت [303]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید
4- لایک به گروه

جزئیات گروه

شناسه 303
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 29664 پست
عضو 941 کاربر
طرفدار 84 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 7
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 10
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 4

کاربران گروه

(937 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

میکده
شناسه‌: 303 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
هیــــــــــوا
هیــــــــــوا
در میکده

خدا من فقط به روش زمینی عشق ورزی بلدم...اجازه میدی بوست کنم؟ اگه از دست همه خسته شدم به تو که بدجوری وابسته شدم

˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
در میکده

سکـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

✘   farHad    ✘
✘ farHad ✘
در میکده

لبخند سردت را هم كه نثارم كنی همان دنیایم را ساختی حال جور دیگری

هیــــــــــوا
هیــــــــــوا
در میکده

امشب و شب های دگری که از خوان رحمتت باقی است مرا دریاب ، ما را دریاب ، افتان و خیزان آمده ایم تا به امروز ، تا به اینجا ، کمی چشمانت را، نگاهت را بیشتر قرض ده ، ببین روزگار زمینی ما را و محبت آسمانیت را به روزمرگیمان سنجاق کن، چتر نمی خواهیم اگر تو بباری و خیس شود این سلول های محتاج به تو ، یک لحظه تنها یک لحظه کافی است برای تو شدن ، من و ما را خط می زنیم و تو می شویم ، میان تاریکی امشب و شب های دگر اشک هایمان را دوست بدار...

هیــــــــــوا
هیــــــــــوا
در میکده

@✘ farHad ✘من آن سنگ مغرور ساحل نشینم که می رانم از خویشتن موجها را خموشم ، ولی در کف آماده دارم کلاف پریشان صدها صدا را چنان سهمناکم که از هیبت من نیاید سگ ماهیان در پناهم چنان تیز چشمم که زاغان وحشی حذر می کنند از گزند نگاهم صدفها و کفها و شنهای دریا به مرداب رو می نهند از هراسم من آن سنگم ، آن سنگ ، آن سنگ تنها که هم آشنایم ، که هم ناشناسم غبار مرا گرچه دریا بشوید ولی زنگ غم دارد آیینه ی من مرا سنگ خوانند و دریا نداند که چون شیشه قلبی است در سینه ی من

هیــــــــــوا
هیــــــــــوا
در میکده

نوشتن را فراموش کرده ام انگار ، کلمات با من غریبی می کنند و من تنها تر شده ام از روزی که تنهایی های من جان گرفتند بر سپیدی مجازی این دنیای تا ابد ناآشنا ،

هیــــــــــوا
هیــــــــــوا
در میکده

خدا...مواظبم باش....خودم که بلد نیستم...دیوونم..

هیــــــــــوا
هیــــــــــوا
در میکده

@S . Razzaghiیعنی دلم واست تنگ شده ناجور...سجاد کجایی...

هیــــــــــوا
هیــــــــــوا
در میکده

تو خورشید منی..ماه منی...بارون میباری...

یاورهمیشه مؤمن
یاورهمیشه مؤمن
در میکده

دستمال کاغذي به اشک گفت: قطره قطره‌ات طلاست يک کم از طلاي خود حراج مي‌کني؟ عاشقم ! با من ازدواج مي‌کني؟ اشک گفت:.......::::::>>ادامه در

✘   farHad    ✘
✘ farHad ✘
در میکده

این را می کنم ... ... بنویس از ، از ، از هر چه می گوید !بنویس را با می چشم

✘   farHad    ✘
✘ farHad ✘
در میکده

میدانی... بعضـی ها را هرچه قدر بـخوانی ... خسته نمیشوی ! بعضـی ها را هرچه قدر گوش دهی ... عادتــــ نمیشوند ! بعضـی ها هرچه تکرار شوند ... باز بکرند و دستــ نـخورده ! دیده ای ؟! ... ... شنیده ای ؟! !

این ارسال را بازنشر کرده است.
✘   farHad    ✘
a993c59a3dfe2ab0b133557a62bb9bab-300.jpg ✘ farHad ✘
در میکده

. . .میدونم که ؟

هیــــــــــوا
هیــــــــــوا
در میکده

تو رو میشناسم ای سر در گریبون..

هیــــــــــوا
هیــــــــــوا
در میکده

باز با تو ، گرمای وجودت ، احساس عمیقت.. دلتنگی های دیدنت را به شوق همان نگاهی که به نگاهم دادی همان دستی که در دستم نهادی