سـارا صـدفی
بـــرف پـــاک کـن ، جـــان مـی کـند ! بـــاران امــا ، ایـنســوی شــیـشه اسـت !
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
يکي از سخت ترين کارهاي دنيا اين است که براي ديگري توضيح بدهي دقيقاً چه مرگته ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
زوار چشمانت را
هرروز
اشتیاقی دوباره است .
روی از من برمگردان .
دلم طواف می خواهد
قبله گاه من ! طواف می کنم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مـن فقـط یـک واسطـه بـودم! دل را خدا داد و تـو بـردی ...
سـارا صـدفی
به دنبال خدا آسمان... و به دنبال تو دنیا را زیر و رو میکنیم.... مقصد نه خدا بود و نه تو.... مارا به دنبال نخود سیاه فرستادهاند!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نگاه کن که غم درون دیده ام ... چگونه قطره قطره آب می شود... چگونه سایه ی سیاه سرکشم اسیر دست آفتاب می شود... نگاه کن تمام هستی ام خراب می شود .... شراره ای مرابه کام می کشد. مرا به اوج می برد ... مرابه دام می کشد. نگاه کن تمام آسمان من پراز شهاب می شود...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تو کلاس آئین نامه نشسته بودیم سرهنگه پرسید: کی میدونه کجا دور زدن ممنوعه؟ . . . یکی دستشو بلند کرد و گفت: "تو رفاقت"!!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
به چــــه تشبیه کنم نــام تو را به بــــهار یا به آبی زلال دریــــا….! ســـــاده تر می گویم تـــو تــــمامیت احساس منی …
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ای کاش یه ذره...فقط یه ذره... شهامت داشتم ... اونوقت واسه پنهون کردن... "این بغــــــــــــــض لعنتی " سرفه نمی کردم ونمی گفتم:مثل اینکه سرما خوردم... اونوقت دیگه بهونه اشکـــــــــــــام رفتن پشه تو چشمم نبود... خستــــــــــه ام از جواب دادن های دروغکـــــــــــــــــــــی... از اینکه به دروغ بخند مو اعلام رضایت کنم... تا کسی نفهمه روزگارم عالیه ....برای سوختن... برای نابودی... من به اینا کار ندارم... دلم واسه تـــــــــــــــــــــــو...تنگ شــــــــــــــــــــده ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
همیشه قیمتی ترین چیزها آنهایی نیستند که در دوردست ها دنبالشان میگردیم گاهی همه هستی در کنار ماست ، کم سویی چشمهاست که ما را به بیراهه می اندازد . .