ܔܜܔܔღ shadi ღܔܜܔܔ
گاهی ... چنین خوب نباش ! که حجم هستی ام در انبساط عشق تو بر دلم آوار می شود گاهی ... چنین خوب نباش !
ღ♥ღ eliii ღ♥ღ
اولین روز بارانی را به خاطر داری؟ غافلگیر شدیم چتر نداشتیم خندیدیم دویدیم و به شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم دومین روز بارانی چطور؟ پیش بینی اش را کرده بودی چتر آورده بودی و من غافلگیر شدم سعی می کردی من خیس نشوم و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود و سومین روز چطور؟ گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری سرما بخوری چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی و شانهراست من کاملا خیس شد . و و و و چند روز پیش را چطور؟ به خاطر داری؟ که با یک چتر اضافه آمدی و مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر راه برویم . . . فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم تنها برو . . دکتر علی شریعتی
ღ♥ღ eliii ღ♥ღ
یه مرد احمق به یه زن میگه ساکت باش اما یک مرد دانا به یه زن میگه نمی دونی وقتی لبهات بسته اند چقدر خوشکل میشی
میترا
هی میرم رو به روی آینه می ایستم...دست میذارم رو شونهی خودم تو آینه و میگم طاقت بیار رفیق....!!!
میترا
این باران ،دل پری آسمان است میگیرد ومیگیرد و میگیرد ویکدفعه میترکد میخواهد ببارد، اما نمیبارد میغرد و فریاد میکند، اما نمیبارد مثل مصیبت زده ها که ضجه میزنند ، اما اشک نمیزیزند میماند و میماند و میماند و ناگهان در خلوت بغض میترکاند .... باران اینروزها دل پری آسمان است .....
sina
همه مداد رنگی ها مشغول بودند بجز مداد رنگی سفید هیچکس به او کاری نمی داد همه می گفتند"تو به هیچ دردی نمی خوری" یک شب که مداد رنگی ها تو سیاهی کاغذ گم شده بودن مداد رنگی سفید تا صبح کار کرد ماه کشید مهتاب کشید آنقدر ستاره کشید که کوچک و کوچک تر شد و صبح توی جعبه ی مداد رنگی ها جایش را هیچ رنگی پر نکرد....
sina
يادم باشه يادت بدم ياد تو هميشه تو يادمه
sina
ميدوني مترسك به كلاغ چي گفت؟گفت هر چي ميخواي نوكم بزن ولي تنهام نزار!
sina
ما بخار شيشه ايم نازمون كني اشكمون درمياد چه برسه فراموشمون كني
کاملا موافقم
15 سال و 1 ماه و 16 روز و 5 ساعت و 57 دقيقه قبل
15 سال و 1 ماه و 16 روز و 5 ساعت و 56 دقيقه قبل