دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یادداشت های روزانه دنبالریا . . .
گاهی که گم می کنمت ؛ می بینم جایی در میان روز مرگی هایم ؛ خاک می خوری . . .

از روز هایتان بنویسید . . .

جزئیات گروه

شناسه 228
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 3691 پست
عضو 353 کاربر
طرفدار 40 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 78
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 62
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 29

کاربران گروه

(351 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

روزنوشت
شناسه‌: 228 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
✔   مــریم خانوم
✔ مــریم خانوم

عالی بود امروزم ! پر بود از بودنت ! از نگرانی ِ صُبحت واسم ک باید اعتراف کنم خیلی شیرین بود برام تا همین الان . . . / حرفای خوبی بود ! مرسی ازت / دوست دارم

الهه
الهه

امروز می شد مثل جمعه های قدیم همه خونه باشن دور هم ... اما مادر و امیر بیمارستانن ، من دارم کار کتاب آزاده ها رو انجام میدم ... حتی دلم نمیخواد برم آشپزخونه چیزی بخورم .

الهه
الهه

سلام دنبالر . من داغون از بیمارستان برگشتم ... مردم

๖ۣۜรнαz∂є α∂яιαη
๖ۣۜรнαz∂є α∂яιαη

فصل سرد امتحانا در راهن ...! و من برنامه نریختم هنوز ؛ کارو چیکارش کنم ، شرکتو ، پشتیبانیو و ..... خدا این یه بارم خودت بگذرونش بار بعدیو قول میدم برنامه داشته باشم ! ( گرچه میفهمیَم که بار بعدیم خودت باید بگذرونیش.... )

الهه
الهه

ساعت دو از بیمارستان اومدم نهار درست کنم ساعت 4 باید برم تا شب بیمارستان بمونم ...

الهه
الهه

خانه - بیمارستان - بیمارستان - خانه ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
بـــΔــــیرا
بـــΔــــیرا

خیلی خیلی خیلی بی معرفتی.....اینقدر سرت شلوغه واقعا؟؟.....بعضی وقتا فکر میکنم اصلا ارزششو داری یا نه؟؟به هیچ نتیجه ای نمیرسم...هربارم با خودم میگم اینبار دیگه جدی جدیم..و هربار چند ساعت بیشتر دووم نمیارم....و هربار که قول میدی فقط چند دقیقه دووم میاری....بعضی وقتا فکر میکنم که ارزششو داری یا نه؟

الهه
الهه

روز عجیبیه ... پرکار ... سخت ... شلوغ .

الهه
الهه

یه گرفتم نصف قدمه عشقی کنماااااا یعنی

الهه
الهه

روز خوبی بود یک خیابان پیاده روی با او

الهه
الهه

یعنی میشه یه روزی به این روزا بخندم و بگم : اوف ... خلاصه تموم شدن ... ازین به بعد زندگی قشنگه ...

احسان | dark knight
احسان | dark knight

این دوتا لایک اخری رو نفهمیدم کیا زدن اما دستشون درد نکنه خجالت دادن...

بـــΔــــیرا
بـــΔــــیرا

احساس میکنم جای یک چیزی تو زندگیم خالیه...بچه تر که بودم خوندن کتابای هری پاتر و دیدن فیلماش دنیام بود...بعد کتابای دارن شان....بعد پیگیری زندگی سلبریتیا و خاله زنک بازیای هالیوودی....بعد پیدا کردن اهنگ روز و حفظ کردن تکستش....اما خالا؟جای یک چیزی تو زندگیم خالیه....نه دیگه کتاب خاصی منو به سمت خودش میکشه(نه ادبیات کلاسیک نه sci-fi) ... نه فیلم ...نه موزیک....این حفره چیه تو زندگیم؟؟

الهه
الهه

امروز که به قیافش توجه کردم متوجه شدم جوونیش واسه خودش دافی بوده ... قد بلند . سفید . چشای درشت آبی ...

الهه
الهه

دستمو که گذاشتم رو پیشونیش ماتم برد ... تبش خیلی شدید بود ... دستم سوخت یه لحظه ، اما بیشتر دلم ...