دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یادداشت های روزانه دنبالریا . . .
گاهی که گم می کنمت ؛ می بینم جایی در میان روز مرگی هایم ؛ خاک می خوری . . .

از روز هایتان بنویسید . . .

جزئیات گروه

شناسه 228
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 3691 پست
عضو 353 کاربر
طرفدار 40 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 78
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 62
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 29

کاربران گروه

(351 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

روزنوشت
شناسه‌: 228 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
الهه
الهه

یه لیوان سرامیکی دیدیم به چه بزرگی ی ی ی ...

الهه
الهه

راننده داشت از فضولی میمرد ... از آینه نگاه می کرد ...

الهه
الهه

به مادر گفتم : (( خونه ی آخرش همینه که گفتم )) ...

الهه
الهه

نهار گرم دو نفره ... ظهر گرم دو نفره ... عصر بارونی دو نفره ... کوچه ی بارونی دونفره ... هوای دو نفره ... رعد و برق و بارون

پـــری‌ســــا
پـــری‌ســــا

روز بی تکلیفی بود ، همیشه روزای بعد از امتحان و درس خوندن اینجوریه ...آروم و بی دغدغه ...بی بار .

آقـا ابـوالـفـضـل . . . √
آقـا ابـوالـفـضـل . . . √

خدمت شما عرض شود که... امروز روز پر تلاتم و شاید هم بدی واسم بود... فهمید که من یه دارم... تازه باهاش هم زد! خدا به داد از این به بعدش برسه...همش باید بهش بدم

الهه
الهه

داییم خونمونه ... بهش می گم دایی ثبت نام کردم 3ماه دیگه کارت عضویتش میاد دم در خونمون ... با اینکه من بابام سر جمع روزی 10 کلمه حرفم نمی زنیم ، اول خیره شد گفت کجا ثبت نام کردی ؟ گفتم بانک اهدای عضو ... فقط مات نگام کرد ... شاید فک کرد به روزایی که بچه بودم ... خیلی کوچیک ...

الهه
الهه

امروز عصر تو آموزشگاه دختر بقل دستم بهم گفت : ( بهت نمیاد لیسانس داشته باشی بهت میاد که تازه دیپلم گرفتی ) من میزو نگاه کردم گفتم ... دوستامم بهم می گن نمیاد بهم ... ادامه ی حرفو نزدم .

الهه
الهه

خوبی بود ... خدا ما رو دوست داشت ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
احسان | dark knight
احسان | dark knight

خیلی حرف برای نوشتن دارم اما خیلی خستم از صبح تا ساعت 17 پای سیستم بودم مشغول محاسبات و طراحی چارت تو اکسل...جا داره از مخطب خاص تشکر حسابی داشته باشم ک خیلی کمک کردش...

الهه
الهه

داشتم از پیاده رو می رفتم به طرف خیابون که برم اون دست خیابون یه ماشین منو ندید دنده عقب اومد محکم زد بهم ... اون پام که کوفتگی داشت الان این یکی پامم دچار کوفتگی شده ...

๖ۣۜรнαz∂є α∂яιαη
213752_806.jpg ๖ۣۜรнαz∂є α∂яιαη

برتو ارزانی که ما را خوش تر است .... لذت یک لحظه "مادر" داشتن ! (دیدگاه)

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهه
الهه

یکی از روزهای پر حادثه ی من بود ... بدترینش این بود از پله های طبقه ی دوم دانشگاه که حدودا دوتا پاگرد داره پرت شدم تا پله ی هشتم یا نهمش ... کتف و کمر و زانوی چپم داره منفجر میشه ... داغونِ داغونم ... البته اگه ( @فرشاد و @VAHID و @mahdieh نبودن فک کنم از گریه جنازم میرفت بیرون ) مرسی ازشون

این ارسال را بازنشر کرده است.