دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یادداشت های روزانه دنبالریا . . .
گاهی که گم می کنمت ؛ می بینم جایی در میان روز مرگی هایم ؛ خاک می خوری . . .

از روز هایتان بنویسید . . .

جزئیات گروه

شناسه 228
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 3691 پست
عضو 353 کاربر
طرفدار 40 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 78
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 62
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 29

کاربران گروه

(351 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

روزنوشت
شناسه‌: 228 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
الهه
الهه

روز شلوغی بود ...

الهه
الهه

امروز قوی بودم ...

نگین غروب ( جنگجوی خسته)
نگین غروب ( جنگجوی خسته)

نه اینکه دوستت نداشته باشم ولی امروز که کنارم نشسته بودی تمام حواسم را دادم به گفته هایت وقتی هیچ کلامی از من در ذهنت نیست همان کوچه علی چپ برای من بهتر است....(خودم)

الهه
الهه

امروز شدت دل گرفتگی غلیظ تر شده ...

نگین غروب ( جنگجوی خسته)
نگین غروب ( جنگجوی خسته)

انگار عطر تنت از تنم پاک نمیشود وقتی عمیق نفس میکشم بیشتر احساست میکنم،تمام خانه بوی تو را میدهد کجا رفته ای امروز که گویا امروز تنهاتر از روزهای دیگرم...

✔   مــریم خانوم
✔ مــریم خانوم

: نگرانی ، دلشوره ! ، اشکی ک همش حلقه میزنه تو چشات ! ، سر کلاس ! سعی میکنی تمرکز کنی هِی اما . . . : | بوق ِ ممتد ِ گوشی . . . : شنیدن صداش ! ، نهار ، نــِــت . . .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
الهه
الهه

صبح ... کار ، علاقه ، طراحی ... عصر ... دوستانه ، ترافیک ، خیابان های رشت ... غروب ، شادی ، خنده ، غصه هایی که فراموش شد برای ساعتی ...

الهه
الهه

صیح و خمیازه ... ظهر همان راهرو و اشک ... بعدازظهر خنده ، چای ، مهربانی ، غروب خرید ، رضایت ، شادی ... شب ، سکوت ، نت ، ستاره ها

نگین غروب ( جنگجوی خسته)
نگین غروب ( جنگجوی خسته)

یک روز کاملا عادی هیچ اتفاق خاصی نیوفتاد مثل همیشه سرد و بی روح در کنار هم بودیم

نگین غروب ( جنگجوی خسته)
نگین غروب ( جنگجوی خسته)

امروز با دختر داییم رفتیم بیرون موبایل اون زنگ میخورد مامانش بود اون قطع میکرد موبایل من زنگ میخورد مامان من بود رسما و اسما کوفتمون کردن ینی

یـ ـک آدمـ ـ
166935_297490523642146_199989733392226_856717_1319981476_n.jpg یـ ـک آدمـ ـ

آهنگ ِ لایت [ نت ] ؛ یک لیوان هات چاکلت [ نت ] ؛ توهمات سیگار [ نت ] ؛ موزیک [ نت ] ؛ نوشتن [ نت ] ؛ خواندن [ نت ] ؛ موزیک [ نت ] ؛ خواب . ! [ روز نوشتی که همیشه از سر نوشته شد ] . !

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
نگین غروب ( جنگجوی خسته)

امروز دوم فروردین بابای منم دومین برادر خانواده امروز 30 نفر ریختن خونمون د بخور از12ظهر تا6بعد از ظهر ،اونها رفتن پسرخاله و فرزندان3ساعت اومدن نشستن رسما سرویس شدم یکی نیست بگه بابا بیخیال عید

نگین غروب ( جنگجوی خسته)
نگین غروب ( جنگجوی خسته)

نمخوام بخوابم میترسم امروزم تموم بشه و فردا دوباره مجور باشم لحظه های انتظار اومدنت رو بشمارم دیگه از روز شماری خسته شدم

الهه
الهه

امروز یک لیوان بیشتر از همیشه باید بغضم را قورت بدهم...یک لیوان بیشتر شهامت بنوشم...امروز من حرف می زنم...