دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یادداشت های روزانه دنبالریا . . .
گاهی که گم می کنمت ؛ می بینم جایی در میان روز مرگی هایم ؛ خاک می خوری . . .

از روز هایتان بنویسید . . .

جزئیات گروه

شناسه 228
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 3691 پست
عضو 353 کاربر
طرفدار 40 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 78
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 62
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 29

کاربران گروه

(351 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

روزنوشت
شناسه‌: 228 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
saeed g
saeed g

امروز هم یه روزی بود مثل بعضی روزا ,من اگه رفیقای به این خوبی نداشتم چه طوری این روزارو رد می کردم ؟عمرا نمی تونستم

محمدعلی
محمدعلی

امروز گذشت ... باز هم مثه قبل پر از دلتنگی... پر از سکوت... فراموشی هم نمیگرم... مثه «50 قرارِ اول» !

الهه
الهه

امروز هم گذشت.آسمانی پر از دلتنگی برای آفتاب.

الهه
الهه

یک روز پاییزی دیگر گذشت...سرد و گرم چشیدیم دستپختِ دنیا را....

پدیده
84.jpg پدیده

نم نم بارون میاد و تو یه راه بی بی پایان قدم قدم پیش میرم حواسم میان افکارم گیر کرده از هیچ کدوم به نتیجه نرسیده یهو به خودم میام میبینم یه جای ناشناخته - یه راه پیش رومه ! اینجا کجاست؟.. یه لحظه سکوت..یه لحظه توقف.. نقطه توقف زندگیم کجاست..

๖ۣۜรнαz∂є α∂яιαη
IMG1.jpg ๖ۣۜรнαz∂є α∂яιαη

اینروزها عجیب دلم برای آلبوم جدیدی از مدرس و سبک آهنگاش تنگ شده ! یه جور ملایمت و توازن در ملودی به همراه تنظیم دلنشین ... به نوعی که نه آنقدر بی روح که باعث عدم برقراری ارتباط شنونده با آهنگ بشه و نه آنقدر طوفانی که شنونده پس از یکبار گوش دادن ، از آهنگ زده بشه. و چه زیباست ...! امروز کلاس فارسی تشکیل نشد و من وقت کردم 20 صفحه آخر رو بخونم و هفته ی آینده با استاد دربارش به مناظره بشینیم ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
طلعتــــــــــــ
طلعتــــــــــــ

این روزها میگذره همه چیز به ظاهر آرومه من میخندم بلند هم میخندم اما فقط لبامه که میخنده میخنده تا شاید بقیه دیگه نگران نباشن فکر و خیال نکنن اما انگار موفق نیستم همچنان یه آرامش خوفناک حاکمه اینبار دیگه از طوفان پس از آرامش نمیترسم حدااقل میاد و این سکوتو از بین میبره نگرانی ها را تموم میکنه اما با تمام این اوصاف وقتی به 5شنبه فک میکنم میگم شکر این سکوت خوفناک کمترین مجازاتی که میشد برای من برید اما کاش خدایی که با نهایت لطف کمترین مجازات رو بریده زمانش رو هم کمتر کنه تا زودتر تموم شه

๖ۣۜรнαz∂є α∂яιαη
cacoon-151291-500-622.jpg ๖ۣۜรнαz∂є α∂яιαη

ساعت 2 کلاس داریم... "شیمی فیزیک" ! اه چه درس مزخرفیه .... هنوز خستگیه اخذ پول از شهرداری از تنم بیرون نرفته باید برم سر کلاس شیمی فیزیک . آخر عاقبت کلاسایی که اینطوری حضور پیدا میکنم سرشون جز خمیازه نیست ... در جستجوی یک تحولم ؛ تحولی که یه مسیر جدید باز کنه و این سریال تکراری زندگی رو به یه تجربه ی جدید مبدل کنه ... بینیم امروز چطور میشه ! یه روز کسل کننده ی دیگه ، یا یه اتفاق مزه ی امروزو تغیر میده ...

♥ نی‌نی خوشمله ♥
♥ نی‌نی خوشمله ♥

خیلی وقته که دیگه حوصله اینترنت رو ندارم فقط به خاطر چند نفر میام و میرم ...

๖ۣۜรнαz∂є α∂яιαη
stars-7t512jv-148027-530-792.jpg ๖ۣۜรнαz∂є α∂яιαη

دلم میخواد چشامو ببندمو وقتی بازش میکنم برگشته باشم به دورانی که با پدرم به مزرعه میرفتیم ... مزرعه ای که تازه توش نهال کاشته بودیم و رویای باغ امروزمون رو توی سر داشتیم ! ... حیف که چه زود گذشت ! عجب دوران شیرینی بود ... گاه شب ها تو کلبه میموندیم و زیر نور ماه تو تاریکی مطلق نیمه شب به ندای خش خش دار رادیو ضبط قدیمی پدرم گوش میدادیم ! تا به امروز هیچ حالتی اندازه ی گوش دادن در سکوت نیمه شب و به زیر نور ماه ، بهم حس لذت شنیدن آهنگ رو نداده ! مخصوصا اگه دور از سروصدای شهر باشی .... اونموقع که دراز میکشیدم و با نگاه کردن به ستاره ها و گوش دادن به صدای آب و آهنگ ، دنبال تصویری از آینده بودم هیچ وقت فکر نمیکردم که در شبی از آینده (#امشب ) بشینم و در حسرت اون شبها ، دنبال تصویری از گذشته باشم ... هییی که چگونه میگذری ای سریال کوتاه قسمت زندگی ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
๖ۣۜรнαz∂є α∂яιαη
pilgrim-144351-530-530.jpg ๖ۣۜรнαz∂є α∂яιαη

پس از مدت ها درِ خانه دلم را زدی ... درست وقتی که از نبودنت ناامیدم کردی ! و چه بسیار زیبا حاظر میشوی تا ثابت کنی که هستی و کم طاقتی بنده ناشکرت بیجا ... "" صدایی از دور مرا میخواند : دوباره نگاه کن ... دوباره نگاه میکنم به آسمان و ریزش باران .. دوباره نگاه میکنم به تو ! به من ... و زمین را میزنم "هزاران بار " آنگــاه همه درها گشوده میشوند ... اتفاقی در دلم افتاده است ... لــــبیک ، لک لـبیــــــــــــــــک...... ( اندکی با معبود )

๖ۣۜรнαz∂є α∂яιαη
dream-world.jpg ๖ۣۜรнαz∂є α∂яιαη

اینروزهایم غرق تکرار است ... ! دوباره باز با یک نشانه گذشته ناتمامی بر امروز من سرک کشید ... من دوباره نیاز به ماندن و تفکر و گذشتن را احساس میکنم ...نمیدانم تا به کی و کجا با برداشتن هر قدم به سوی آینده و گذشتن لحظه ای از حال ، روزهایی از گذشته را باید دوباره تجربه کنم !

طلعتــــــــــــ
طلعتــــــــــــ

نمیدونم چرا اینروزا اعصابم خورده انقدر با هم که حرف میزنی فک میکنه داری محکومش میکنی و میگی تقصیر اونه یکی نیست بگه بشر خسته ام میخوام بهت تکیه کنم کی محکوم کرد آخه

๖ۣۜรнαz∂є α∂яιαη
yumidelicious-5ijo5gc0-155369-500-500.jpg ๖ۣۜรнαz∂є α∂яιαη

(اپل_قسمت آخر ) شاید یکی از بارزترین ویژگی های شخصیتی اون که جاذبه خاصی داشت اعتقادش به حرکت به سمت چیزهایی است که دوستشان داریم ، انجام کارهایست که دوست داریم انجام دهیم و تجربه ی احساساتیست که از آنان لذت میبریم ... و این یعنی رهایی از بیهودگی و حرکت به سوی کمال ! من ازش یاد گرفتم که هر شکستی زمینه ساز شروعی دوباره و ایجاد و پرورش ایده ای نو میشه ! هیچ مسیر از پیش تعیین شده ای برای زندگی هر شخص وجود نداره و این خود شخصه که مسیر زندگیشو بر اساس علایقش ترسیم میکنه ! حال که دیگه نیست که بتونم ازش چیزای جدیدتری یاد بگیرم پس با مرور در گذشتش و صبری 25 روزه تا انتشار زدگینامش سعی به فراگیری همه ی ایده هاش و عقایدش میکنم ! روحش شاد و یادش گرامی

๖ۣۜรнαz∂є α∂яιαη
rip-steve-jobs-apple-155268-500-800.jpg ๖ۣۜรнαz∂є α∂яιαη

(اپل_قسمت چهارم ) همیشه از خودم می پرسیدم که چرا امکانات خودش رو به همه ی افراد ، شرکت ها ، کشور ها و نو آوری ها ( مثل usb و Flash player ) گسترش نمیده و هزاران سوال دیگه ! به خودم میگفتم تو این دنیای تکنولوژی هر شرکتی بخواد به چنین انحصارطلبی دست بزنه در راه انزوای خودش قدم برداشته ، ولی روز به روز شاهد پیشرفت هر چه بیشتر بودم ... دقیقا موقعی که به این ایمان رسیده بودم که همه ی این موفقیت ها در سایه ی رهبری هست و با مرور زندگینامه و مراحل زندگیش اونو به یکی از برترین الگوهای زندگیم تبدیل کرده بودم ، در شبی که شرکتش طرفدارانشو پس از 1 سال و نیم انتظار آنچنان که باید و شاید امیدوار نکرد ، دیده از جهان فرو بست !