دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یادداشت های روزانه دنبالریا . . .
گاهی که گم می کنمت ؛ می بینم جایی در میان روز مرگی هایم ؛ خاک می خوری . . .

از روز هایتان بنویسید . . .

جزئیات گروه

شناسه 228
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 3691 پست
عضو 353 کاربر
طرفدار 40 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 78
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 62
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 29

کاربران گروه

(351 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

روزنوشت
شناسه‌: 228 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
آقا مهدی
آقا مهدی
توسط موبایل در روزنوشت

دقت كردين وقتي چند تا موضوع مهم با هم قاطي مي شه.مغز قفل مي كنه!!! الان من اينجوري ام:-(

آقا مهدی
آقا مهدی
توسط موبایل در روزنوشت

از ديروز لپ تاپ ام مشكل پيدا كرده.بين آسمون و زمينم.وابستگي به گجت ها هم بد چيزي ايه

نیلـツــو
نیلـツــو

// دختره با صدایِ نازک صدا میزنه هم کلاسیشُ ! - جــــواد ! - جــونم ؟! بعد میاد با فاصله 1 سانتی کنارش ! دختره شکلک درمیاره میگه این شکل بچه ایِ که جیش داره بعد جواد از سرویس دانشگاه میره پایین ! دختره میگه نه ! جواد نرو !! جواد از بیرون سرویس آویزون ماشین میشه !! دستاشونُ میذارن رو شیشه . . . و اِتسترا ! // خدای ِ من این دانشگاست ما داریم ؟!

سمیـــــــــــرا
سمیـــــــــــرا
توسط موبایل در روزنوشت

ناهار نداشتن هر روز من یه امر روتینیه بله

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهه
الهه

من یه هفته س می خوام ب فرشاد یه چیزی بگم هی یادم میره بگم. بعد هر روز صبح ک پا میشم می خوام بهش بگم بعد یادم میره و یه هفته س این برنامه ادامه داره

فردایی دیگر
فردایی دیگر
توسط موبایل در روزنوشت

دارم کارتون بنر میبینم.هنوزم از لونه هاشون خیلی خوشم میاد.

سمیـــــــــــرا
سمیـــــــــــرا
توسط موبایل در روزنوشت

واااااااای که چقدر با امین و ایدا و هوتن و سپهر خندیدیم امشب . اقای برادران چقد پاااااایه بود . کورسشو ترکوندیم خیلی بهتر از اون کردینیتور قبلیه بود- ( حیف که واسه نتیجه ی کار و کنفرانس من دیگه نیستم پیش گروه :-‏<‏ )

الهه
الهه

همه ی عروسی دایی جانم یه طرف بودن ِ فرشاد تو اون جشن یه طرف شارژم از دیشب

گـلـپــری
DSC00018.jpg گـلـپــری

حالا که مامان جان نمیزاره فردا برم منم دارم با خوردن لواشکایی که خریده بودم برای فردا خودکشی میکنم

گـلـپــری
گـلـپــری

دیشب که نازی داشت بهم پیام میداد، داشتم فکر میکردم چقدر خوبه که دوستای آدم بتونن درکش کنن! اصن به این حس که یکی درکت میکنه رو باید بهش جایزه نوبل داد!

این ارسال را بازنشر کرده است.
گـلـپــری
گـلـپــری

یکی از اونایی که گریه نکرد تو سینما بعدا خون دماغ شد! دیدم که میگما!

گـلـپــری
DSC00017.jpg گـلـپــری

برگشتنی برای خودمون عروسک های مشابه گرفتیم

گـلـپــری
6.jpg گـلـپــری

امروز با @خـانـوم ِمیکروب ِصـورتـی . . رفتیم فیلم "هیس" رو دیدیم نمیدونم چرا از یه ربع بعد از شروع فیلم پفکمون مزه زهره مار گرفت و همه هم یهو مثل سرماخورده ها داشتن مماخشون رو بالا میکشیدن

این ارسال را بازنشر کرده است.
گـلـپــری
گـلـپــری

امروز کلی اتفاقای خوب خوب افتاد خدا هم نخواست و نزاشت روز من خراب شه

گـلـپــری
گـلـپــری

بعد از دو روز فعالیت شدید کامپیوتری چشام خون افتاده به مامان جان میگم یا فردا میزاری با بچه ها برم یا خون جلو چشمام رو گرفته دیگه خود دانی بنده خدا فقط نگاه عاقل اندر سفیه بهم میکنه