دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یادداشت های روزانه دنبالریا . . .
گاهی که گم می کنمت ؛ می بینم جایی در میان روز مرگی هایم ؛ خاک می خوری . . .

از روز هایتان بنویسید . . .

جزئیات گروه

شناسه 228
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 3691 پست
عضو 353 کاربر
طرفدار 40 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 78
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 62
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 29

کاربران گروه

(351 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

روزنوشت
شناسه‌: 228 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
✿ ارکیده آبی قرينِ آرشܓ✿
IMG20210124.jpg ✿ ارکیده آبی قرينِ آرشܓ✿

امــــــــــروز داشتم از ... که میخواستم بزنم حرف میزدم تو ... حس کردم نگاها شدنا ... کَجم نیوفتاد ... تا که گفتم ... دیدم همه سن های بالای 30 سال ... گفتن هاشون اس ! ... بعد من میشناسمشون ... تا ریز مینویسه ... با یه ژستی , در میارن ! ... میدونم مُـــشکل دارم ... همه ... نه آ ... ! ... " اُرکــــــیده مُتِعَجُب "

این ارسال را بازنشر کرده است.
گـلـپــری
گـلـپــری

دوسـت نـدارم وقـتـی می رم ایـران زمـیـن کـسـی مـنُ یـا هـمـراهـمُ بـشـنـاسـ ِه !

گـلـپــری
گـلـپــری

نفس کشیدن هم راحت شده. . .

باران بهاری
باران بهاری

... وَحیـــــد __
... وَحیـــــد __

نمیدونم چِرا هَمَش کارام ب ِ دقیقه کشیده میشه : |

الهه
الهه

ب بابام می گم می خوام غروب برم یه پرنده فروشی چیز میز بخرم. اول گفت برو. بعد یکم موند می گه نه نرو می ترسم بخوان بهت قالب کنن چیزی, دعوا بگیری اونجا خودم میرم

گـلـپــری
گـلـپــری

هـمـ ِه جـای تـاریـخ قـشـنـگ نیـسـت! خیـلـی جـاهـاش حـمـاقـتـ ِه ! امـّا خُ خـیـلـی جـاهـاش هـم در نـوع ِ خـودش شـجـاعـتـ ِه !

گـلـپــری
گـلـپــری

دم مامان جان گرم که اومد ساعت اتاقم رو یه ساعت بکشه عقب، ولی دو ساعت کشید جلو یعنی برق از سرم پرید وقتی برگشتم ساعت رو نگاه کردم

گـلـپــری
گـلـپــری

پست های دو سال پیشم رو میخونم . . . 99.99% کپی بود

♥ zαняα ♥
♥ zαняα ♥

فیـلمِ " سرگذشت عَجیبِ بنجامین باتن " رو هَم دیـدَم / در اون حَد کـ ه دوست داشتـ ه باشَم نبود : )

الهه
الهه

یه جا خوندم اینایی ک می گن: هعی ی ی ی تابستون تموم شد و باید کلی منتظر بمونیم تا دوباره بیاد و اینا... همچین حرف می زنن انگار عین این سه ماه ُ نشسته بودن لب ساحل فلان جا داشتن آفتاب می گرفتن و لابستر و فلان می خوردن! والا!

فردایی دیگر
فردایی دیگر
توسط موبایل در روزنوشت

صبی با مامان صحبت میکردم گفتن امروز چون همه سر سفره حاضرن ماهی شکم پر جنوبی برا ناهار اماده میکنن.

گـلـپــری
گـلـپــری
توسط موبایل در روزنوشت

امروز صبح جاي صداي گنجشك صداي كلاغ ميومد از دورها . .

الهه
الهه

خدایا توبه! مادرم اینا از عروسی اومدن مادرم می گه دوماد کت شلوار قرمز گوجه ای پوشیده بود : | با پیرهن سفید و پاپیون قرمز : | هوع :-& عروسم کمر قرمز بسته بود و با کفش قرمز اصن خنده

گـلـپــری
گـلـپــری

بعضی وقتا ادم ها چقدر می تونن بی رحم باشن واقعا!

این ارسال را بازنشر کرده است.