دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شهدا در قهقهه مستانه شان و شادی وصول شان عند ربهم یرزقون اند...

جزئیات گروه

شناسه 226
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 1536 پست
عضو 293 کاربر
طرفدار 25 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 108
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 148
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 69

کاربران گروه

(290 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دارالشهدا
شناسه‌: 226 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
J_a_♥_a_D
549703_479598102059045_1858795304_n.jpg J_a_♥_a_D

عجب دلی دارد این مادر((حاجیه خانم آفاق نصیری مادر شهید محمد محمدنژاد-فریدونکنار)) تصمیم گرفتم با دستانم پسرم را غسل دهم..موضوع را با مسئولین در میان گذاشتم.گفتند:شهیدی که در خط مقدم به شهادت رسیده غسل ندارد.من گفتم:دوست دارم این کار را انجام بدهم و به من اجازه دادند.... مادر شهید محمدنژاد...

motefavet
68792.jpg motefavet

این آرمیتاست... آرمیتا با لحنی شیرین تروریست‌ها و حامیانشان را مخاطب قرار می‌دهد و می‌گوید: این آرمیتاست ، دختر یکی از هزاران ، زنده و ایستاده‌ایم پای خون‌شان،برای ایران و برای آرمانشان؛ دستان پلیدی که خون پاک پدرم را ریختند بدانند نفرین شدگان و بدنامان تاریخ‌اند.

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
J_a_♥_a_D
546736_271548596278889_990924998_n.jpg J_a_♥_a_D

شهدای یگان صابرین ... فدائیان ...

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

این خون ها هدر نخواهند رفت

امیرحسیــن  :-)
307securedownload10.jpg امیرحسیــن :-)

ما همچنان ایستاده ایم بعضی با دو پا بعضی با یک پا بعضی بدون پا ولی همگی استوار...

امیرحسیــن  :-)
behesht02.jpg امیرحسیــن :-)

کم حرف می زد. سه تا پسرش شهید شده بودند. ازش پرسیدم «چند سالته ،مادر جان؟» گفت :«هزار سال.» خندیدم . گفت «شوخی نمی کنم. اندازه هزار سال بهم سخت گذشته .» صداش می لرزید.

motefavet
681532171767617520820028209196100413711297.jpg motefavet

آي اي همسفران، باشمايم كه ز خيل شهدا جامانديد، بشتابيدكه معبر باز است. روبه سوي دشمن...،همه يورش ببريد. مين اگر هست فقط مين هواهاي شماست. پاي بر مين هواها بزنيد،كه رهايي اينجاست. بشتابيد كه معبر باز است...خش خشي از بي سيم... حاج حسين آه كشيدباز در گوش صدايش پيچيد: رمز همان رمز قديم؛همه با نام خدا................. يا زهرا(سلام اله عليها)

این ارسال را بازنشر کرده است.
motefavet
104468.jpg motefavet

«ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا...»

شــِــیـــــدآ
شــِــیـــــدآ
توسط موبایل در دارالشهدا

تو را به نشستن وماندن فرامیخوانند به جز یک صندلی...که هر لحظه به خاطرت می آورد بالهایی برای پرواز داری!...از صندلی چرخ دارت دلگیر نباش دوست من!!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
شــِــیـــــدآ
hoor-al-azim.jpg شــِــیـــــدآ
توسط موبایل در دارالشهدا

ومگر جز پروانگان که پروای سوختن ندارند...دیگران را نیز این شایستگی هست که معرفت نور را به جان بیازمایند؟!!)شب جمعه:السلام علیکم یا شهدا...اللهم عجل لولیک الفرج)

این ارسال را بازنشر کرده است.
J_a_♥_a_D
599697_315531341863793_1521156734_n.jpg J_a_♥_a_D

شش ماهي بود مي‌رفت جبهه. من منتظر ماندم تا امتحان‌ها تمام بشود و تابستان همراهش بروم. بعضي حرفهايش را نمي‌فهميدم. مي‌گفت: «خمپاره‌ها هم چشم دارند.» * * * نشسته بوديم وسط محوطه؛ داشتيم قرآن مي‌خوانديم. صداي سوت خمپاره‌اي آمد. هر دو خوابيديم زمين. گرد و خاك‌ها كه خوابيد، من بلند شدم، اما او نه. تازه فهميدم خمپاره‌ها هم چشم دارند.

motefavet
saaer.jpg motefavet

دستان شما پاسخ صد ها مین است / با برق نگاهتان جهان آذین است / از کرب و بلا بوی شما می آید /مضمون رباعی جدیدم این است

این ارسال را بازنشر کرده است.
motefavet
sajde-dar-khoon-l.jpg motefavet

در حجله ی خاک و خون زیباست / در باور زندگی نبودت زیباست / بر دور سرت ستاره ها غرق طواف / ای ماه جوان ، کلاهخودت زیباست

این ارسال را بازنشر کرده است.
mehran313
asoode-bash.jpg mehran313

در طول دوماه جنگ تقریبا17500کیلومتر مربع از خاک کشورمان اشغال شد در طول هشت سال دفاع مقدس بیشتر از 200هزار نفر شهید شدند در بدن انسان سالم تقریبا5/5نیم لیتر خون وجود دارد مساحت کف دست انسان تقریبا 76سانتی متر مربع است حال حساب کنید : برای پس گرفتن هر وجب این خاک چقدر خون ریخته شده ؟؟ جواب: برای هر وجب خاک ایران ، تقریبا 51 قطره خون شهید داده شده.......شهدا شرمنده ایم.....

mehran313
12 - ا.jpg mehran313

نگام کرد و گفت : حاجي دوباره دارن شهيد ميارن ! بعد با يه لحني گفت يه استخون و يه پلاک !! ياد حرف پدر شهيدي افتادم که وقتي پسرشو آوردن ترازوي اشپزخونه رو گذاشت و وزن کرد . 3 کيلو و 500 گرم بود . رو کرد به مادر شهيد و گفت حاج خانوم غصه نخوريا . دقيقا همون وزنيه که بدنيا اومد . بي کم و کاستي !!!