دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شهدا در قهقهه مستانه شان و شادی وصول شان عند ربهم یرزقون اند...

جزئیات گروه

شناسه 226
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 1536 پست
عضو 293 کاربر
طرفدار 25 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 108
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 148
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 69

کاربران گروه

(290 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دارالشهدا
شناسه‌: 226 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
ܓ☀  فـهــیــمــ ܓ☀
35258.jpg ܓ☀ فـهــیــمــ ܓ☀

@کوثر مافی دست مرا بگیرید که آب از سرم گذشت...

ܓ☀  فـهــیــمــ ܓ☀
338.jpg ܓ☀ فـهــیــمــ ܓ☀

مهدي جان داماديت مبارك ..... دیدگاه .....

این ارسال را بازنشر کرده است.
ܓ☀  فـهــیــمــ ܓ☀
301613424210414859241541178917514825122831.jpg ܓ☀ فـهــیــمــ ܓ☀

پتويم رفته كنار،سردم شده.منتظرم،ميخواهم ببينم امشب هم مي آيد؟2ساعت بعد نيمه شب يكي يكي پتوهايمان را رويمان بكشد يا با يك بغل پتو بيايد يكي يكي نگاه كند.پتوهايي كه پاره شده عوض كند جايش نو بيندازد.....بعد هم آخر از همه خودش يكي پتو كه هميشه هم پاره است بردارد؛برود جلو در سنگر بخوابد ........ ( خاطره ای از )

این ارسال را بازنشر کرده است.
ܓ☀  فـهــیــمــ ܓ☀
شهید همت.jpg ܓ☀ فـهــیــمــ ܓ☀

یک خمپاره صاف خورد کنار سنگر . حاجی فقط گفت « بر محمد و آل محمد صلوات » ............ نگاهش کردم . انگار هیچ چیز نمی توانست تکانش بدهد ......... ( خاطره ای از )

این ارسال را بازنشر کرده است.
ܓ☀  فـهــیــمــ ܓ☀
MakeThumbnail.jpeg ܓ☀ فـهــیــمــ ܓ☀

یکیشان باآفتابه آب میریخت،آن یکی سرش رامیشست / بهت میگم کم کم بریز / خیله خوب؟حالاچرااینقدر میگی؟ / میترسم آب آفتابه تموم بشه / خب بشه میرم یه آفتابه دیگه آب میارم... /رفته بود برایش آب بیاورد که بهش گفتم«خوبه دیگه!حالافرمانده لشکربایدبیان سر آقارو بشورن!»گفت«چی میگی؟حالت خوبه؟»گفتم«مگه نشناختیش؟»گفت نه ... « خاطره ای از »

یاس محمدی
یاس محمدی

اسمش عباس بود، از بچگي هميشه دوست داشت روزه بگيرد و ثواب روزه را هديه كند به علمدار كربلا، ولي مادر هميشه مخالفت مي كرد.مي گفت:"تو هنوز به سن بلوغ نرسيدي، تازه ضعيف هم كه هستي ، اگر روزه بگيري ، جثه ت ازاين كه هست ضعيف تر ميشه. فقط گهگاهي بهش اجازه مي داد كه روزه ي كله گنجشكي بگيرد . با اين حال دلش راضي نمي شد كه نمي شد... با اين كه ماه رمضان امسال ، سي و سه ساله شده بود ، باز هم نمي توانست روزه بگيرد. پانزده سالگي توي شلمچه شيميايي شده و حالا وضع ريه هايش حسابي به هم ريخته بود . به جايش روز تاسوعا توي تكيه ي محل،" نذر چشمان عباس (ع)" به عزادار ها آب تعارف مي كند....

یاس محمدی
یاس محمدی

شهيد اويني:کارتان را براي خدا نکنيد،براي خدا کار کنيد،تفاوتش زياد نيست ،فقط همين قدر است که ممکن است امام حسين (ع )در کربلا باشد و من در حال کسب علم براي رضاي خدا!

•٠·˙علی . Áli . 7  •٠·˙
smhashemi-big.jpg •٠·˙علی . Áli . 7 •٠·˙

شهدا در قهقهه مستانه شان عند ربهم یرزقون اند ...

•٠·˙علی . Áli . 7  •٠·˙
axmqn20asudaw6e76fts.jpg •٠·˙علی . Áli . 7 •٠·˙

خورشید خیبر ...

•٠·˙علی . Áli . 7  •٠·˙
hemmat-sarafrazan.jpg •٠·˙علی . Áli . 7 •٠·˙

اما تو خود میدانی که هنوز نمیدانم ، انتهای نگاه تو به کجا می رسد ...

.ܓܨمع الحبیب ...
1312483559140954_large.jpg .ܓܨمع الحبیب ...

آذر ماه سال 1360 ، وقتی غلامعلی پیچک به ضرب گلوله ی بعثیان ، روی ارتفاعات «برآفتاب» افتاد ، علی رضا انگشت به دهان ماند که این چه رفاقت نیمه راهی بود ....

•٠·˙علی . Áli . 7  •٠·˙
444723_GvcaGsT2.jpg •٠·˙علی . Áli . 7 •٠·˙

عشق یعنی یه پلاک ، که زده بیرون از دل خاک ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
ܓ☀  فـهــیــمــ ܓ☀
22976_682.jpg ܓ☀ فـهــیــمــ ܓ☀

؟ .....