دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

در یخ بندان نومیدی به چرخ های دلت زنجیر عشق ببند.

جزئیات گروه

شناسه 341
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 877 پست
عضو 201 کاربر
طرفدار 23 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 186
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 163
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 116

کاربران گروه

(198 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

بافندگان زنجیره عشق
شناسه‌: 341 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
گمنام
گمنام

@گمنام ياد تو نبض زمان و قلب من ...بوسه هاي تو در قاب هاي يك خيال ... دست عريان دلم در يك قنوت .. خشك گشته در طلب هاي محال .. گمنام .. تقديم به تو ...

matin
matin

عداوتی است دیرینه...... میان تو و شعر،..... تو را خواستم اما شعر آمد..........!

این ارسال را بازنشر کرده است.
matin
matin

........به خواب هایم سرک نکش وقتی در لحظات بیداری ام حضور نداری...!

matin
matin

گفت:دوستت دارم... هر چی گشتم مثه تو پیدا نشد... گفتم: خوب گشتی؟؟؟ گفت: آره گفتم: اگه دوستم داشتی نمی گشتی.......

matin
matin

نهایی ام را لگد نکن.اینجا جای قدم زدن نیست....

matin
matin

هنوز هم به یادت هستم.... حتی اگر قرار باشد شبی بی چراغ در حسرت یافتنت تمام کوچه ها را قدم بزنم

matin
matin

گر لب نزدی به آب دریا عباس.............دریای ادب میان لب‌های تو بود ..........

matin
matin

بگویید به مرگ طبیعی مُرد ..............! هیچ چیز در این دنیا، طبیعی تر از، بی تو مُردن نیست................

matin
matin

من و بیخوابی ها و بیخوابی ها و من در هم گم میشویم.غلت میزنیم تا صبح که خوابمان ببرد...!!

matin
matin

قشنگ ترین چیزهای دنیا نه قابل دیدنه و نه حتی قابل لمس کردن بلکه باید آنها را با قلب خود حس کنی................

matin
matin

دیشب قصه ات را برای کسی میگفتم ؛ باز دوباره عاشقت شدم...

این ارسال را بازنشر کرده است.
matin
matin

گريز............. از جایی که تو نیستی..... به جایی که تو نخواهی بود ...........و با قطاری که مسافرانش............ کوپه کوپه غریبه تر می شوند............. چه گریز توان فرسای بیهوده ای است سفر...........!

این ارسال را بازنشر کرده است.
matin
matin

گفتي مسافري... و من آنقدر ساده ام كه سالهاست نماز دلم را شكسته ميخوانم...

matin
matin

کاش میشد همه سکوتم را بنویسم تا همه ببینند این مثنوی نانوشته چقدر حرف برای گفتن دارد........

matin
matin

شرط دل دادن دل گرفتن است،........ وگرنه یکی بی دل می‌شود و دیگری دو دل.............!

matin
matin

از برای تو می نگارم با زبان قلبم و جوهر انگشتانم آبیاری اش می کنم با اشک دیدگانم و می خوانم اش با صدای بی صدایی و فریاد می زنم با سکوتم . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.