آیینه ی خیال
مانده بودی اگر نازنینم .......زندگی رنگ و بوی دگر داشت ....... این شب سرد و غمگین غربت .......با وجود تو رنگ سحر داشت ..............
آیینه ی خیال
گر چه می دانم وصالی نیست عشقم را ولی......... می كشم با دستی خسته نقشی از رویای تو.........
آیینه ی خیال
تا بدانی تا چه حد آواره عشق تو ام....... گشته ام مجنون صحرا گرد بی پروای تو .........
آیینه ی خیال
با تمام قلب خود فریاد خواهم زد ، ببین....... این منم آن بیدل دیوانه و شیدای تو.......
آیینه ی خیال
ای تمام هستی ام زمزمه آوای تو......... ای بهار قلب من آن نغمه زیبای تو......... ای كه در باغ وجودم تك صدایی ای نسیم...... نازنین ای هستی ام خورشید من سیمای تو....................
آیینه ی خیال
باز امشب محو رویای توام ...........قطره ناچیز دریای توام.......... باز هم در کوچه های عشق تو.......... هردم ازجان مست وشیدای توام............
آیینه ی خیال
خدایا ..........چقدر مهربانی کنار دستمان پرپر می زد............. و آینه نبود..........تا تبسم خویش را تماشا کنیم .........
آیینه ی خیال
چه بگویم از عشق؟ چه بگویم که تو گنجینه ی عشق و هنری........ در کتاب دل من ..........کاشکی می خواندی نکته ای را که از آن بی خبری .............!!!
آیینه ی خیال
کاش می دانستی .........که پرستوی دل تنگ مرا ..........به نگاهی با مهر......... همه جا همسفری..............
آیینه ی خیال
و میان همه ی خاطره ها ..........* تو * ........در اندیشه ی من................ غوطه وری..........
آیینه ی خیال
دکتر شریعتی: او پس ار مرگ مرا بیشتر خواهد خواست، مرا زیباتر خواهد یافت، مرا آسوده تر دوست خواهد داشت، مگر مرگ چه می کند؟ مرگ مرا تنها از آن او خواهد کرد، مرگ مگر چه می کند؟ مرگ موقوفات معبد را نابود می کند، و آنگاه معبدی که موقوفه ندارد....
آیینه ی خیال
کاش می دانستی .....یک آلاله را فرصت یک ستاره نیست....... و به ناگاه بسته خواهد شد...... پنجره های دیدار .....در اجبار تقدیر.........
آیینه ی خیال
کاش می دانستی......... فردا چه اندازه دیر است ...........برای زیستن و چه اندازه زود برای مردن .....و همیشه واژه ای است پرفریب.........
آیینه ی خیال
کاش می دانستی......... ما را مجال آن نيست....... كه روزهاي رفته را از سر گيريم......... لحظه های بی بازگشت را تمنا کنیم.............
آیینه ی خیال
وقتی.....* تو *.....تعبیر دنیا و رویا و زندگی می شوی ...........سخن از که باید راند؟؟؟؟؟؟