matin
........ای در میان جانم و جان از تو بیخبر از تو جهان پر است و جهان از تو بی خبر چون پی برد به تو دل و جانم که جاودان در جان و در دلی، دل و جان از تو بی خبر نقش تو در خیال و خیال از تو بینصیب نام تو بر زبان و زبان از تو بی خبر از تو خبر به نام و نشان است خلق را وان گه همه به نام و نشان از تو بی خبر .........
سحـــر خاتـــون
اعتراف می کنم.....کسی بین من و توست که او را بیشتر از تو دوست دارم!!!!!!!!! زیرا که زنده بودنم را مدیون چشمهای امیدوار او هستم و در هوای پاک عشق او نفس می کشم.... شادی را در خنده های او یافتم و غمهایم را در نگاهش گم کردم صدایش مرا از خود جدا میکند و به رویاهای شیرین میبرد. مرا مقصر ندان......خودت عاشقی را یادم دادی همان زمان که به خاطرش مرا از بهشت راندی...... خدایا اعتراف می کنم.......کسی بین من و توست که او را بیشتر از تو دوست دارم,,,,,,,,,,,,,,,,
matin
خدايا تو دنــیای ما آدمــا یه حالتی هست به نام " کــم آوردن " ... تو که خــدایی و نمیتونی تجربه ش کنی ... ! ... خــوش به حــالت .... !
matin
یه امشب با من باش ......گاهی وقتها ... آدمها ... با یه حرف ... با یه کار ... نمی دونن که پاشون رُو میذارن رو گلوی آدم و فشار میدن ... نمی دونن که ذره ذره آدمُ داغون می کنن .... نمی دونن که یه زخمی میذارن تو قلب آدم که تا مدتها دردش حس میشه ... گاهی وقتها ... بعضی آدمها ... نمی دونن با یه حرف ... با یه کار ... چی به سر همدیگه میارن ..........
matin
از بس که ملول دل دلمرده خویشم .........هم خسته بیگانه هم ازرده خویشم .............
matin
حتی شما دوست عزیز . . . انسان ها در تنهایی آسیپ پذیر ترند . بیایید از تنهایی دیگران سو استفاده نکنیم .
matin
تماشايي ترين تصوير دنيا مي شوي گاهي ...............دلم مي پاشد از هم بس كه زيبا مي شوي گاهي ..............
matin
..........همین که هستی... همین که لابلای کلماتم نفس می کشی... راه میروی... در آغوشم می گیری... ... همین که پناه واژه هایم شده ای همین که سایه ات هست همین که کلماتم از بی "تو"یی یتیم نشده اند کافیست برای یک عمر آرامش...