دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

در یخ بندان نومیدی به چرخ های دلت زنجیر عشق ببند.

جزئیات گروه

شناسه 341
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 877 پست
عضو 201 کاربر
طرفدار 23 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 186
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 163
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 116

کاربران گروه

(198 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

بافندگان زنجیره عشق
شناسه‌: 341 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
گمنام
گمنام

@گمنام ياد تو نبض زمان و قلب من ...بوسه هاي تو در قاب هاي يك خيال ... دست عريان دلم در يك قنوت .. خشك گشته در طلب هاي محال .. گمنام .. تقديم به تو ...

matin
matin

.....رودها را از من عبور داده اند کوه ها را در من جا گذاشته اند دشت ها و دریاها را و مردمی را که از اول از دیدن تن عریان خود وحشت می کردند نه ! ...........نمی توانم این قدر سنگین باشم همه کلمات را رها می کنم و به آنهایی بسنده کنم که تنها تو را به یاد می آورند....................

matin
matin

........چه می خواهی از این خاموشی سرد؟ زبان بگشا که می لرزد امیدم! .........نگاه بی قرارم بر لب توست که می بخشی به شادی ها نویدم!...........دلم تنگ است و چشم حسرتم باز چراغی در شب تارم برافروز!......... به جان آمد دل از ناز نگاهت فرو ریز این سکوت آشنا سوز ............

این ارسال را بازنشر کرده است.
matin
matin

.......در سفر دلتنگ تو ومحبتهای بی دریغت بودم وبرای دیدنت لحظه شماری میکردم ولی بهنگام بازگشت و با دیدن اینهمه زیبایی و ومحبت کلامت دلتنگیم بیشتر شد باور نداشتم اینهمه محبت را, اینهمه مهربانی را به همه عمرم درک نکرده بودم و اجازه نداده بودم حتی کسی اینهمه محبت نثارم کند. ولی تو ... ولی با تو میخواهم در بی کران آبی باشم وزیبایی آسمانهارا ببینم و همانی باشم که تو میخواهی و می طلبی. باز هم میگویم توان پاسخ به اینهمه زیباییها ومحبت تورو ندارم و در خلاصه فقط بگویم میخواهم عاشقت باشم و عاشقتر بشم و تا ابد با تو بمانم..........

matin
matin

معلم، عشق را موضوع انشا قرار داد.................... چندین بار نوشتم و پاره کردم ولی پس از هر بار پاره کردن، مفهومی نو از عشق یافتم آخر سر به بهترین تعریف از عشق رسیدم. هر چند؛ معلم به انشایم صفر داد................ چون دفترم سفیدِ سفید بود.........

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون

از اون موقع هاست که دلم می خواد برم یه جایی و تنهای تنها فریــــــــــــــــــــــاد بزنم........................

این ارسال را بازنشر کرده است.
سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون

وقتی كسی را دوست داری باید زیباییهایش را بیرون بكشی و تلخی هایش را صبر كنی ! هیچكس كامل نیست !.

این ارسال را بازنشر کرده است.
matin
matin

آن‌قدر شعر نوشتيم براي باران......... غافل از آن دل ديوانه كه باراني بود.........

این ارسال را بازنشر کرده است.
matin
matin

خوش به حالتون که میرین روضه جاتون وسطه بهشته ما که دنیامون شده آخرت یزید...مارو کي ببره روضه ؟ اصن منو چه به روضه...گریه کن ندارم وگرنه خودم مصیبتم...دلم کربلاس (بهروز وثوقی- سوته دلان)

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون

ایـــن قـلــب هميـــشه کـــار خـــودش را میـــکنـد، نــه بــه احســاسا ت کــاری دارد نــه بــه تعلقـات، ايـــن قـلــب هميــشه برای تـــو می تـپــد....

این ارسال را بازنشر کرده است.
سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون

میگن اگه عزیزی جزئی از خاطرات خوب زندگیت شد برای بودنش ازش تشکر کن ، متشکرم که هستی !متشکرم که بودی...!

این ارسال را بازنشر کرده است.
سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون

این عشق برای من هیچ نداشت ، اما گلهای بالشم را "باغبان " خوبی بود اشک های هر شب من .

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون

وقتی فراموشت خواهم کرد که عقلم خاموش ، نفسم قطع ، روحم در آسمان و بدنم زیر خاک باشد !

matin
matin

می خندمـ ! دیگر تب هم ندارمـ داغ هم نیستمـ دیگر به یاد تو هم نیستمـ سرد شده امـ سردِ سرد . . . می ترسمـ شاید دق کرده ام کسی چه می داند !!

matin
matin

............ چند وقتیست جرعه نوشیدن از خواب های زرکوبم را کنار گذاشته ام...میخواهم از کوزه شکسته های بیداری ام سیراب شوم..

matin
matin

نمی دانم چرا اینقدر در تلاطمم و هر روز بر روی قله های موج انرژی بالا و پایین می روم... امید و ناامیدی لحظه ای مرا رها نمی کند ..........